اسپریگنز، با تفکیک بین منطق درونی و منطق بازسازی شده، فهم درست اندیشه سیاسی گذشتگان را در گرو فهم منطق درونی آن میداند. منطق بازسازی شده، منطقی است که بعد از اتمام عمل و با دسته بندی موضوعات ارائه شده، بازتولید و بازسازی میشود، در حالی که منطق درونی به روندهای فکری که در جریان آن اندیشه شکل گرفته، معطوف است. برای فهم منطق درونی، مفسر همپای اندیشمند پیش میرود و درست از همان جا آغاز میکند که متفکر شروع کرده است. نظریه پرداز از بحرانهای سیاسی، که جامعه با آن درگیر است، آغاز میکند، بعد از این که مشکل به خوبی شناسایی شد، به مطالعه دقیق در علل بحران میپردازد. در قدم بعدی، نظریه پرداز جامعه ای را تصویر میکند که معضل سیاسی، در آن به شیوۀ مؤثری تجزیه و تحلیل و با آن برخورد شده است. آخرین جزء که نظریهٔ سیاسی بیشتر در آن آشکار میشود مرحلۀ ارائه راه حل است؛ در این مرحله نظریه پرداز پیشنهادهای عملی و توصیه هایی برای اعمال سیاسی ارائه میکند که به نظر او به بهترین وجه مشکل را حل و فصل میکند.
📖 فهم نظریه های سیاسی
✍توماس اسپریگنز/ترجمه فرهنگ رجایی
https://t.me/ecopolitist
Post #3383
1.02K