🔴 دربارۀ نامشروع بودن جنگ تهاجمی
📌جنگ اساساً پدیدهای نامیمون، ویرانگر و خسارتبار است. محمد تقی بهار (ملکالشعراء) حق داشت که در روزگار خود، از«جُغد جنگ» و مُرغوای(آوای شومِ) آن فغان سردهد و تا ابد خواهان بریدنِ نای و «گسسته و شکسته» شدنِ پر وپای آن شود:
«فغان زجغد جنگ و مرغوای او
که تا ابد بریده باد نای او
بریده باد نای او و تا ابد
گسسته و شکسته پَّرو پای او»
📌بهار در قصیدۀ نامورِ خود، «جنگ» را بدون بهکاربردن صفتی محکوم میکند. در نگاه او جنگ، جنگ است؛ در جنگ، میکشند و کشته میشوند. مگر جز این است؟ پس جنگ پدیدۀ نابخردانه ای است که باید از جهان ما محو شود. سیارۀ ما برای صلح و سِلم آفریده شده، نه برای جنگ و ستیز. البته فراموش نکنیم که بهار افزون بر دانشوری و شاعری، سیاستمداری خردمند نیز بوده است. پس او نمیتوانسته با «جنگ دفاعی» مخالف باشد.
📌ایمانوئل کانت در رسالۀ«صلح پایدار»، اندرز حکیمانۀ یونانی را نقل کرده است که تأمل در ژرفای آن و پژوهیدن در گوهر معنای آن، کاری به غایت لازم و درخور بحثها و گفت و گوهای درازدامن است. اندرز حکیمانه این است:«جنگ بداست، از آنرو که بیش از نابودکردن انسانها، افراد شریر میپرورد.» تکرار میکنم: :«جنگ بداست، از آنرو که بیش از نابودکردن انسانها، افراد شریر میپرورد.» معنیِ«شریر» در فرهنگ واژگان فارسی اینگونه فهرست شده است:«بدجنس، بدذات، بدعمل، بدکار، بدکردار، تباهکار، خبیث، ستمکار، سنگدل، شرور، شقی، ظالم، مفسدهجو، موذی، نابکار.»
📌جنگ تهاجمی با هر هدف و دستاویزی، بهطور مطلق مردود است. در روابط اجتماعی و بینالمللی، اصل برگفت و گو، هماندیشی و تصمیمگیری دستهجمعی برای نیل به تفاهم است. این اصل، نهفقط با دیدگاههای آرمانگرایان تطابق دارد بلکه جانبداران واقعگرایی در سیاست نیز آنرا پذیرفته اند. بنابراین، جنگ پدیدهای استثنایی است. قاعده، زندگی در صلح و آرامش و احترام متقابل میان ملتها و دولتها است.
📌جنگ مشروع و عادلانه، تنها به جنگ دفاعی اطلاق میشود. جنگ دفاعی همواره از حمایت ادیان، مکتبها و فلسفههای صلحطلبِ بشری برخوردار بودهاست. گاه ملتی در قلمرو خود مورد تهاجم و تجاوز قرارمیگیرد، در اینصورت باید به دفاع از خود برخیزد. حق دفاع از خود را«منشور ملل متحد» در فصل هفتم، مادۀ 51 به عنوان«دفاع مشروع» پذیرفته است؛ اما هیچ کشور و ملتی حق ندارد به جنگ تهاجمی مبادرت ورزد.
📌جنگ تهاجمی مظهر ویرانگری، بربریت و فاشیسم است و هیچ دین، مکتب اخلاقی و نظریۀ سیاسیِ صلحآمیز، آنرا توصیه نمیکند(1). البته استبدادطلبان، کشورگشایان و تمامیت خواهان، در طول تاریخ کوشیده اند با دستاویز دین، ایدئولوژی، صدور انقلاب و مانند اینها، جنگ تهاجمی را توجیه و تطهیر کنند؛ اما از دیرزمان تا روزگار ما، هیچ منطق موجه و قانعکننده ای برای اثبات مشروعیت جنگ تهاجمی ارائه نکرده اند؛ چرا که جنگ تهاجمی، مفهومی است که با صفت«تهاجمی»، پیشاپیش خود را به دست خود، خلع سلاح و محکوم میکند.
💢 (1) دربارۀ انواع جهاد در قرآن و موضوع جنگ در منابع اسلامی، مراجعه شود به: سید محمد حسین طباطبایی، ترجمۀ تفسیر المیزان، جلدهای 1، 2، 9 و 14، تهران، نشر فرهنگی رجاء،[بیتا]؛ مرتضی مطهری، جهاد، تهران، صدرا،[بیتا]؛مهدی بازرگان، اسلام، مکتب مبارز و مُوَّلد، تهران،[بینا] 1341؛ محمدکریم اشراق، تاریخ و مقررات جنگ در اسلام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1360.
متن کامل👇
سید علی محمودی، درخششهای دموکراسی، تأملاتی در اخلاق سیاسی، دین و دموکراسی لیبرال، تهران، نشر نگاه معاصر، 1393.
@Drmahmoudi7
Post #1004
269