TGViewer
درنگ درنگ @derangeadabi · 494 subscribers
Post #3517 524
مزدک پنجه‌ای

برای تو تغییر می‌کنم
شاید این زندگی رنگ بیشتری بگیرد
زیستن با مزدک، یعنی چراغی کم سو
یعنی قوز کردن و ساختن کلمه

آن بیرون، توی نمایشگاه یک ماشین زرد را نشانم داد و گفت: این را بخر، بابا!
گفتم چشم
گفت: پس، کی؟

گفتم چرا هر بار که خودکشی می‌کنم، صادق نمی‌میرد!

هر بار سراغم که می‌گیرد
در درون حبس می‌شوم
فاصله تنها دور ایستادن نیست!
فاصله زندانی است بی‌شمار
نازده حرف‌هایی که نباید ریختش بیرون
باید بنشینم و بنویسم
دچار شدن، شبیه عشقی است که در سطل‌های زباله تا کمر خم شده
شاید آرام بگیرد
بردار
بفروش
بکش

برای تغییر
هر بار من را می‌کشم
در من، دو دیگری است
یکی در پیکار
یکی در حسرتِ نوشتن
می‌دانی عنبر!
نمی‌توانم هر بار آدم‌هایم را بردارم و بریزم توی کاغذ
به کلمه بگویم الان نه، من در راهم!
در راه‌بندان نمی‌شود
قانون‌بندشان کرد
ساختار می‌خواهند
تا فرم بگیرند
اگر از سلولم بریزند بیرون
صادقانه حرف می‌زنند
باور کن! سخت است
صادق بودن!

هر روز کت و شلوار می‌پوشم
به دروغ‌ها، حقیقت می‌آویزم تا قاطقی شود بر سفره‌ی سه نفره‌مان!
سهم من از این همه دروغ‌ها، کتاب‌های در سلول است
سهم من نخوانده‌هاست
ویرانی‌ روح است
ناخوابی‌های شبانه
کابوس
و بعد ناقوس بی‌امان ناشتایی

کمی به من نان بده عنبر!
این وقتِ صبح، با کی حرف می‌زدی؟
کی؟ من؟
با کی حرف می‌زنم؟

اعظم می‌گفت، موقع رانندگی با کی حرف می‌زنی؟
امیر می‌گفت: بوق ‌زدم نشنیدی، ندیدی!؟
گفت: مزدک از نشخوارهایت کم کن!
عباس برایم نوشت: بنویس تا خلاصش شوی!

وقتی بنشینم باید برای زهرا، طلب تخفیف کنم
برای مرتضی درخواست تعلیق
برای ندا!
آه ندای بیچاره
با دنده‌های شکسته
سراغم را از عدالت می‌گرفت
وقتی برایش گفتم قانون را مردان می‌نویسند
زار زار در من، فرو ریخت
تا با همه‌ی آنها هم‌درد- هم‌بند باشم!
چرا که صادقم و صادق باید راه برود بجنگد عصبی شود داد بزند
از رنجی به رنج دیگر سفر کند
تا شاید فقط شاید اندکی تن‌هایتان آرام گیرد

برای ارس بیشتر وقت بذار مزدک! اون بیشتر به تو احتیاج داره
ساعت 8 باید به سلولم برگردم

من دوست دارم با بابا برم
میانه‌ی حیاط
برای گریه‌هایت دست تکان می‌دهم.

#مزدک_پنجه‌_ای
https://t.me/derangeadabi
Telegram درنگ شعر و درباره ی شعر . ارتباط با ادمین و ارسال اثر👇 https://t.me/derangadbi
  • ❤ 4
  • 👏 3
More from @derangeadabi
  1. Oct 16, 2026سمیه جلالی عافیت از ابر گرفته باشی در جان درخت ریخته به فانوس فرمان دهی بتازد بر آب‌های نا…
  2. Oct 15, 2026مجله ادبی نماد پنجمین نشست خود را برگزار می‌کند: « نماد پنجم؛ پنج شاعر و حرفی دیگر » -----…
  3. Oct 13, 2026لایق شیرعلی برگردان از سیریلیک: محمد لوطیج بیا ای دوست قدر هم بدانیم که حالا نوخط و شوخ و…
  4. Oct 12, 2026علی الفتی علفِ ایام ماهِ موزاییکی! کدام وطن می توانست از آنِ تو باشد؟ تپنده که قلب نیست، ت…
  5. Oct 10, 2026جلیل صفربیگی ...می ترسم می ترسم می ترسم از ماری که در آستینش آدم دارد #جلیل_صفربیگی #نوربا…
  6. Oct 10, 2026#مجموعه_شعر معلق در مکث (یا) چقد شوتی پسر مؤلف: #محمد‌توکلی‌کوشا‌فارد‌قربانی @jom_jom_e @z…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →