TGViewer
Crisis Crisis @crisis_era · 53 subscribers
Post #5 410
✍ تاملی کوتاه و سربسته در مورد نسبت علم‌ورزی با علم در جهانِ امروز

🔹۱- علم و شناخت را در نسبت عالِم و معلوم باید یافت. یک بحرانِ زمانه‌ی ما اینست که اکنون بسیار محتمل است پیشبردِ این مهم، پیشبردِ جمع‌آوری و رشدِ داده‌ها و ...، بر دوشِ خود تکنولوژی بیفتد! اما این دیگر علم نیست، فرایندی است خودبه‌خودی که نهایتا برای ما غیرقابل‌فهم خواهد شد، و حرکت به سوی وضعیت غیرقابل‌فهم بودن پیشرفتی در علم و تکنولوژی نیست.

🔹 ۲- علم قرار بود زندگی را توضیح دهد و با پیشرفت در آن نحوه‌ی کاروبار جهان را دریابیم. اما امروزه علم به کجا می‌رود؟ مفاهیم پیچیده‌ای که نسبتی با زندگی و نحوه‌ی ادراکِ ما از جهان ندارند، ناکجاآبادی مفهومی را تشکیل می‌دهند که طبق ادعا نسبتی با جهان و نه زندگی و ادراکِ ما دارند، یادگیریِ آن‌ها مستلزمِ فدا کردن زندگی و جهانِ ادراکی جهتِ فهم این مفاهیم پیچیده است در حالی که باید در خدمتِ تبیینِ زندگی و جهان قرار می‌گرفتند. آری علم با نظرگاه ناکجایی بسیار پیشرفت می‌کند، آری پیشبردِ علم به ما امکانِ این را می‌دهد که در آینده دستِ بازتری برای پیشبینی جهان و حتی تسلط بر آن داشته باشیم، اما فهم ما از آنچه رخ می‌دهد چقدر بیشتر شده است و چقدر در زیست بشری راه یافته است؟ نمی‌توان منکر شد که سطح‌بالاترین دانشمندان از آنچه می‌کنند درکی صحیح برحسب دانش انتزاعیِ خود دارند، اما به طور کلی امروزه علم بر روی هم تلنبار می‌شود بدون اینکه چیزی را برای ما و نحوه‌ی ادراکِ ما از جهان روشن و یا تبیین کند و فهم ما را از جهان بیشتر کند، علمی که همواره بشر را می‌فرهیخت امروز دیگر بشر را فرهیخته نمی‌کند!

🔹 ۳- امروزه آکادمیسین‌ها در بسیاری موارد صرفاً کارگرند نه فرد! پروژه‌های علمی برای آن‌ها تعریف شده است نه اینکه برحسب مواجهه‌ی خود با مسئله‌ای در زندگی و سیر فکری به تعریفِ پروژه‌ای رسیده باشند، در چنین احوالی آن‌ها در تولید علمی مساهمت می‌کنند که برایشان مسئله و دغدغه نیست! آن‌ها به شیوه‌های مشخص و تعریف‌شده در تولید علم مساهمت می‌کنند چون سیستم آکادمیک چنین می‌خواهد، نه اینکه چون از دل دغدغه‌ی خودشان بدینجا رسیده باشند. فردانیتِ فرد در چنین سیستمی به یغما می‌رود.

🔹 ۴- با امحای فردانیتِ فرد و حل شدنِ وی در فرایندهای از پیش مشخص، فهمِ وی از کلیت فرایند هیچ اهمیتی ندارد، و آنچه اهمیتی ندارد دغدغه‌ای جهتِ فهمیده شدن و معنادار شدن برنمی‌انگیزد.

♦️ ۵- پیشرفتِ تکنولوژیک و تربیتِ کارگرِ آکادمیک، اگر بیش از پیش در جهتِ اشتباه ادامه یابد فهم و خودِ علم را به محاق می‌برد، چراکه علم در نسبت عالِم و معلوم علم است، اما در اینجا عالِم نسبتی با معلوم پیدا نمی‌کند، بلکه در بیگانگی با خویش و نحوه‌ی ادراکِ خود و محصولِ کنشِ خود قرار دارد. آیا چنین چیزی اجتناب‌ناپذیر است؟ اگر بله پس حتما اشکالی در کار است. به طور خلاصه از دست دادنِ خودآیینی در علم‌ورزی علم را از معنا تهی می‌سازد.
🔚 آرش باقری م‌.   #الف_ب_م
#علم‌
@Crisis_Era
  • ❤ 10
More from @crisis_era
  1. Jul 16, 2026✍️🏻 خلاصه جلسه سوم حلقه مطالعات مارکس: تزهایی درباره‌ی فوئرباخ تسهیل‌گر: امیررضا محمدصادق…
  2. Jul 15, 2026✍️🏻 خلاصه جلسه دوم حلقه مطالعات مارکس: تزهایی درباره‌ی فوئرباخ تسهیل‌گر: امیررضا محمدصادق…
  3. Jul 13, 2026✍🏻 خلاصه جلسه اول حلقه مطالعات مارکس: تزهایی درباره‌ی فوئرباخ تسهیل‌گر: امیررضا محمدصادق…
  4. Jul 10, 2026✍🏻 تاملی کوتاه در رابطه با فیلسوف آلوده 🔹 در نسبت با تمایزی که میان فیلسوف خالص و آلوده…
  5. Jun 30, 2026✍🏻 اندیشه‌ای ابتدایی در باب تمایز فیلسوف خالص از فیلسوف آلوده 🔹 تمایزی است میان فیلسوف و…
  6. Jun 21, 2026✍️ دو کارکرد نقد هنری 🔹اگر به اثر هنری نه صرفاً به مثابهٔ محتوایش، بلکه به ما هُوَ فکر کن…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →