✍️ در باب توالت ایرانی
🔶 ژیژک در جایی از رابطه توالت و فرهنگ ملل میگوید. او ساختار توالت فرانسوی و آلمانی را مقایسه کرده و مدعی میشود که توالت فرانسوی به گونهای است که پس از دفع، مدفوع به سرعت از میدان دید خارج شده و فرد بدون نگریستن به مدفوع خود کارش را انجام میدهد. در مقابل در توالت آلمانی، ساختار توالت به گونهای است که مدفوع به آرامی پایین رفته تا فرد بتواند مدفوع خود را بررسی کرده و چنانچه وضعیت مدفوع نشانی از بیماری داشته باشد، از آن مطلع شود. او میگوید که توالت فرانسوی نشان دهنده الگوی مواجهه فرانسویها با سنت است. فرانسویها به گونهای با سنت مواجه میشوند که انگار میتوان از آن گسست. در مقابل فرهنگ آلمانی گسست از سنت را امکانپذیر نمیداند و به راحتی دل از آن نمیکند. در این میان توالتهای آمریکایی ماهیتی بینابینی دارند.
🔷 در این بین، ذهن من را ساختار توالت ایرانی و ارتباط آن با الگوی مواجهه ایرانیان با سنت درگیر کرد. توالت ایرانی به گونهای است که در ابتدا مدفوع از دیدرس فرد خارج است. فرد مدفوع خود را نمیبیند اما اینطور هم نیست که بتواند از آن قطع نظر کند. در توالت ایرانی فرد چنانچه نشسته است باید سر خود را تا حد خوبی به سمت پایین خم کند تا حرکت مدفوع در توالت و خروج آن از طریق چاه اطمینان حاصل کند یا که اساساً پس از اتمام کار از جایش بلند شود و به سمت توالت بچرخد و از حرکت مدفوع به درون چاه اطمینان حاصل کند. در واقع ساختار توالت ایرانی نوعی تکاپو برای اطمینان از خروج مدفوع را ایجاب میکند. مدفوع نه به سرعت از میدان دید خارج شده تا دیده نشود و نه چنان است که بررسی آن به شیوهای آسان ممکن شود. انسان ایرانی ناچار است تلاشی مازاد داشته باشد که از خروج مدفوع(سنت) از طریق چاه اطمینان حاصل کند.
♦️ پس آیا توالت ایرانی الگوی مواجهه ما ایرانیان با سنتمان را به خوبی بازنمایی نمیکند؟
🔚 محسن حسننژاد
#فرهنگ_روزمره
#جامعهشناسی_روزمرگی
@Crisis_Era
Post #16
133
- ❤ 5