TGViewer
Crisis Crisis @crisis_era · 52 subscribers
Post #14 198
✍️بحران: چگونگی و چیستی

قسمت پایانی

🔹برای پاسخ به این پرسش، بار دیگر به ویژگی مشترک میان مناطق مختلف بحران بازمی‌گردیم. آنچه در هر منطقه به وضوح دیده می‌شود، گسست است. اما این گسست، گسست چه چیزی از چه چیز؟ اگر از محتوای خاص هر منطقه چشم‌پوشی کنیم، گسست، جدایی موقعیت فعلی از موقعیت پیشین است. در بحران هویت، اقتصادی و... عنصر مشترک همین گسست و انفکاک از موقعیت پیشین است. این گسست به معنای جدا شدن یا دگرگونی موقعیت جدید نسبت به موقعیت قبلی است. دقیقاً در موقعیت است که پیوند میان «افق انتظار» و «فضای تجربه» از دست می‌رود و رابطۀ آنها پر تنش می‌شود. با از دست دادن افق انتظار، فضای تجربه نیز به بسته می‌شود، بحران آشکار می‌شود. اما از طریق ارتباطی دیالکتیکی میان این دو بحران فهم می‌شود، این ارتباط در موقعیت ممکن و حتی ناپدید می‌شود.

🔹نفهمیدن موقعیت، خاستگاه بحران است؟
کوزلک در کتاب نقد و بحران (Critique and Crises
)، حرکت عصر مدرن از نقد به بحران را پیگیری می‌کند. او بحران را زادهٔ مطلق‌گرایی (Absolutism) می‌داند و این زایش را در دیالکتیک میان نقد و بحران نشان می‌دهد: نقد غیرمسئولانه به بحران می‌انجامد و بحران نیز نقد را شدیدتر می‌کند. مطلق‌گرایی از طریق نقد غیرمسئولانه، بحران‌زایی می‌کند.

🔹چگونه مطلق‌گرایی مسبب نقد غیرمسئولانه تلقی می‌شود؟ منتقد غیرمسئول از منظر مطلق‌گرایانه می‌نگرد و به هیچ وجه خود را مسئول یا حتی دخیل در بحران نمی‌بیند؛ زیرا از جایگاهی مطلق سخن می‌گوید — جایگاهی دست‌نیافتنی برای انسان و در واقع، سلب مسئولیت. مسئولیت تنها زمانی ممکن است که «دیگری» پذیرفته شود؛ این پذیرش، نفی مطلق‌گرایی است. مسئولیت در قبال دیگری و خود شکل می‌گیرد؛ تا دیگری طرح نشود، نه خودی وجود دارد و نه مسئولیتی. در مطلق‌گرایی، دیگری وجود ندارد و به همان میزان، خود نیز غایب است. مطلق‌گرایی، نگاهی از بالا به پایین است؛ نگاهی که خود را بیرون از معرکه می‌انگارد و موقعیت مشترک خود و دیگران را نفی و نادیده می‌گیرد.

🔹بحران، صرفاً ندیدن موقعیت نیست، بلکه نفی و نادیده گرفتن موقعیت‌مندی است. موقعیت‌مندی، حرکت، گسست، پیوست و تألیف انسان در دل موقعیت‌هاست؛ امری که هرگونه مطلق‌گرایی را نفی می‌کند و انسان را همواره در افقی قرار می‌دهد. این دیدگاه نسبی‌گرایی نیست، زیرا مطلقی در کار نیست تا در برابرش نسبی مطرح شود. موقعیت‌مندی، دیگران را نیز در موقعیت شریک می‌بیند و صرفاً فردی نیست. فهمِ کلیت موقعیت تنها در این شراکت با دیگران ممکن می‌شود. تا گفت‌وگو، چندصدایی و افق‌های دیگر موقعیت در کار نباشند و با یکدیگر آمیخته نشوند، نمی‌توان موقعیت را در کلیت آن فهمید. موقعیت‌مندی، نحوهٔ وجود انسان است (در آینده بیشتر به موقعیت‌مندی خواهیم پرداخت؛ فعلاً به اختصار بسنده می‌کنیم).

🔹«فضای تجربه» و «افق انتظار» دقیقاً در همین موقعیت‌مندی ممکن می‌شوند؛ نه تنها پویایی‌ موقعیت را نشان می‌دهند، بلکه نحوهٔ تحقق و امکان فهم را نیز توضیح می‌دهند. آنچه موقعیت از ما طلب می‌کند (ذیل افق انتظار) در نسبت با آنچه در اختیار داریم (فضای تجربه) فهمیده می‌شود. آنچه به عنوان طلب موقعیت درک می‌کنیم، از طریق پیش‌فهم‌های برآمده از تجربیات پیشین به دست می‌آید. ارتباط دیالکتیکی میان این دو، در موقعیت‌مندی ممکن می‌شود تا پویایی‌شان حفظ گردد. در لحظه بحران نمی‌دانیم موقعیت از ما چه طلب می‌کند.

🔹فهم، در این پویایی نفس می‌کشد و زنده می‌ماند. در میانهٔ فصل و وصل میان موقعیت‌های قبلی و بعدی، کلیتی به دست می‌آید؛ اما نقایص آن به تدریج در بستر تاریخی آشکار می‌شود: یا ایرادات جزئی نفی می‌شوند، یا کلیت فرو می‌ریزد و دوباره به پی‌ریزی آن می‌پردازیم. زیست و دانش انسانی (اگر دچار جمود نشود) از این مسیر پیش می‌رود: ساختن (فهم کلیت موقعیت)، تخریب (از دست رفتن موقعیت یا بحران)، و از نو ساختن. این چارچوب، فهم را پویا تلقی می‌کند؛ چارچوبی که هم امکان ظهور بحران را در خود دارد و هم گذر از آن را. دقیقاً در نقطهٔ گسست است که فهم متحول می‌شود و خود را از نو می‌سازد.

♦️آنچه در بحران تهدید می‌شود، زیست فرد و افراد است؛ زمانی که پیوند موقعیت کنونی از موقعیت پیشین گسسته شده است. درست در همین‌جا، بحث ارتباط فهم و نقد با بحران مطرح می‌شود. در بحران، دیگر نمی‌توان کلیت را فهمید؛ متعلق فهم، موقعیت است که در کلیت خود آشکار می‌گردد. در زمان بحران، این کلیت دسترس‌ناپذیر، از دست‌رفته و فرو ریخته می‌شود. بحران را در همین نفهمیدن تجربه می‌کنیم؛ گویی از همان ابتدا امکان فهم نیز سلب شده است. این ناتوانی، برآمده از عناصر نادرخور در موقعیت است. اکنون نقد را به کار می‌گیریم تا عناصر نادرخور را کنار نهیم و آنچه درخور است را بیابیم، تا بدین طریق بتوانیم از بحران عبور کنیم.

🔚 امیررضا محمدصادق
#بحران
#هیچ

@Crisis_Era
  • ❤ 7
More from @crisis_era
  1. Jul 16, 2026✍️🏻 خلاصه جلسه سوم حلقه مطالعات مارکس: تزهایی درباره‌ی فوئرباخ تسهیل‌گر: امیررضا محمدصادق…
  2. Jul 15, 2026✍️🏻 خلاصه جلسه دوم حلقه مطالعات مارکس: تزهایی درباره‌ی فوئرباخ تسهیل‌گر: امیررضا محمدصادق…
  3. Jul 13, 2026✍🏻 خلاصه جلسه اول حلقه مطالعات مارکس: تزهایی درباره‌ی فوئرباخ تسهیل‌گر: امیررضا محمدصادق…
  4. Jul 10, 2026✍🏻 تاملی کوتاه در رابطه با فیلسوف آلوده 🔹 در نسبت با تمایزی که میان فیلسوف خالص و آلوده…
  5. Jun 30, 2026✍🏻 اندیشه‌ای ابتدایی در باب تمایز فیلسوف خالص از فیلسوف آلوده 🔹 تمایزی است میان فیلسوف و…
  6. Jun 21, 2026✍️ دو کارکرد نقد هنری 🔹اگر به اثر هنری نه صرفاً به مثابهٔ محتوایش، بلکه به ما هُوَ فکر کن…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →