Poems From A Non-Poetسازت را کوک میکنی از خانهات کوچ میکنی بهدنبال سرپناهی برای خواندن میروی و میدوی و میخزی میخزی و میدوی از پس تمام مقتولینِ قاتلِ بیسرپناه، میگذری میرسی و بینفس، میدمی کوک ساز را میشکنی سخت میرقصی از پس صدای خارج از نتت میپری ترانهای پر…
مقتولین قاتل «ترکیب وصفی»عه و معنیش مقتولهای یک قاتل نیست، بلکه مقتولینی که خودشون تبدیل به قاتل شدنه.
سازت را کوک میکنی از خانهات کوچ میکنی بهدنبال سرپناهی برای خواندن میروی و میدوی و میخزی میخزی و میدوی از پس تمام مقتولینِ قاتلِ بیسرپناه، میگذری
میرسی و بینفس، میدمی کوک ساز را میشکنی سخت میرقصی از پس صدای خارج از نتت میپری ترانهای پر از رازهای خالیِ خود میزنی و در ملودی ناآشنا در پس قطعهها میخزی
``All Blue``Happy birthday me \"~"/ I wish myself good days Days with true people and true dreams Stay safe and care about myself more I am everything i have in this world... Let's live and write new chapters of my life with our own finger... I know i can...
Happy birthday me \"~"/ I wish myself good days Days with true people and true dreams Stay safe and care about myself more I am everything i have in this world... Let's live and write new chapters of my life with our own finger... I know i can...
آترینا هی بهم میگه بیا اینجا پیش ما بعد از دوباری که داشتم باهاش حرف میزدم چهار بارش داشتن عربده میکشیدن و داد میزدن "خفه شو میکشمت درستش کن نه من نمیخوام من میرم بمیرم نههههه میکشمت¹⁰⁰⁰⁰" و بله. من همینجا پیش آکازا میمونم.