Post #1230
37
آترینا هی بهم میگه بیا اینجا پیش ما بعد از دوباری که داشتم باهاش حرف میزدم چهار بارش داشتن عربده میکشیدن و داد میزدن "خفه شو میکشمت درستش کن نه من نمیخوام من میرم بمیرم نههههه میکشمت¹⁰⁰⁰⁰" و بله. من همینجا پیش آکازا میمونم.