پرواز کن
پرواز کن!
از سوی آوازِ سازت بپر و پرواز کن
از سوی تارِ سازت بپر و همساز شو
سرود بیسوز خودت آغاز کن
از پر مدهوش خود روی برنگردان و
راز و نیازی را با خدای مردهات آغاز کن
معبود محدودت بکش
مولودِ معدودت بخوان
با سرود بیسوزت بمان؛
این زبان را با بیزبانی بر ساز کن
پرهای خود را برنکَن
در خود را برنزَن
این خانه را بیدر بجوی
و راز خود را از سر دیوانگی
با پروانگی و عاقلی از سر بشوی
من درون تارتارِ تنگ این تن ماندهام
من درون تارتارِ ننگ این ظن خواندهام
پس آتشم بزن، و دست بر عطشم مزن
شاید که پروانه شدم، بیخودم افسانه شدم
شاید که پر گشودم و حبسِ بیسایه شدم
@whatwouldyoudoifiwasdead
Post #23
104
- ❤ 1