TGViewer
challenge challenge @colourlessastroid0 · 3 subscribers
Post #15 26
روح شب می‌لغزد
دست اهریمن، سرد
به سرم می‌رقصد

دید من می‌چرخد
به نگاهی باز می‌افتد
سوی میخانه و غم

اشک
چون که بی‌خانه شود
جوشش شربِ مدام
خانه‌اش را لب پرد

سخن در سوز زمان
بر بلندای خزان
می‌خزد از دستم

چون که بی‌آوا شوم
جوشش شرب مدام
سینه‌ام را پر کند

پس به اندوه سپردم
تا بشیند و بپرسد
تا بفهمد که «چرا؟»

چرا دست‌ها را سربسته‌؟
چرا پاها سرشکسته؟
چرا نور از چشم‌ها رفته؟
گر چنین راه به انجام؛
سرانجام کجا باری بسته؟

از آن پس
آینه‌ها بشکست
و به دنیا پیوست
اندوه به درازا بنشست
گفت:«این هیاهو برای
این‌همه درد کم است.
پس در این درد برقص.
و در این خون، بنوش.»

چونکه
این سرانجام برای این‌همه درد کم است

@Wh4t33
More from @colourlessastroid0
  1. Jul 13, 2026پرواز کن پرواز کن! از سوی آوازِ سازت بپر و پرواز کن از سوی تارِ سازت بپر و همساز شو سرود ب…
  2. Jul 8, 2026گویی، در خاک خدا قرعه به نام من و تو شد گویی، در خاک خدا دست عدم ساطع شد پس چرا خاک خدا سم…
  3. Jul 7, 2026نور سپیدی از صبح به جان شکست و از شکاف آخرین رویای شب به شانه‌ی جهان نشست نور سپیدی که نه…
  4. Jul 7, 2026پری از پرنده‌ی آوازخوانِ ثور در سمت‌وسوی رویای پرواز ز تور گویی سکوت، هرشبش را بسته بود هر…
  5. Jul 6, 2026ورق‌های رقعه‌ای بدون باد تاب خورد و قصه‌ات میان روز گرم، پشتِ پرده‌ها به گوش غصه‌های تو رس…
  6. Jul 5, 2026کاش چون شعری بر سر قافیه‌ها جوانه زدن کاش چون مدحی بر سر سجوع‌ها روانه شدن کاش چون پروانه‌…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →