TGViewer
Channel Public Channel
چنلِ کُدی :»

چنلِ کُدی :»

@codeinevoice

خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩
@Codeiinm_bot
https://t.me/NashenasBot?start=C4a1tva6
@lamourpodcast :لبخند فروشی
کتاب صوتیا: @codeinesbook
اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
Subscribers
467
Photos
175
Videos
6
Links
178

Showing posts older than #2480 · Back to latest

Older Posts 16 shown
Post #2479 209
ولی خدا احتمالا باید یه سورپرایز واسه کسایی که عشق توو دلشون حیف شد یا دست نخورده موند، کنار گذاشته باشه؛ نمیشه سهمِ یه سری یه عشقِ واقعیِ طولانی و پُر و پیمون باشه و سهم یسریایِ دیگه عشقِ نصفه و نیمه یا تلنبار شده و دست نخورده مونده یا به نتیجه نرسیده و تا اَبَد هم همینطور بمونه‌. نمیشه که میشه؟
Post #2472 126
چنلِ کُدی :» خواهش میکنم این حق رو به خودتون ندین که یه تیکه از یکی رو واسه همیشه ازش بگیرین. یه تیکه از مهمترین دارایی هایِ یه ادم رو. مَردی باید بیای جلو. باید یه کارِ واقعی بکنی. باید بتونی حس واقعیتو گردن بگیری. باید نشونش بدی. باید فرار نکنی. باید بمونی و یاد بگیری…
میدونم طولانی شد ولی قول میدم ارزشش رو داشته باشه :>.
Post #2471 118
خواهش میکنم این حق رو به خودتون ندین که یه تیکه از یکی رو واسه همیشه ازش بگیرین. یه تیکه از مهمترین دارایی هایِ یه ادم رو. مَردی باید بیای جلو. باید یه کارِ واقعی بکنی. باید بتونی حس واقعیتو گردن بگیری. باید نشونش بدی. باید فرار نکنی. باید بمونی و یاد بگیری و یاد بدی زندگیِ دونفره رو. زندگی همه‌ش صرفا یاد گرفتن نیست، کنارِ هم یاد گرفتنم هست و لازمه کنار هم بودن، قبولِ حست و اگاه کردنِ طرف مقابلت از حسیه که بهش داری. این حداقل حقیه که داره و اگه این حقو ازش میگیری، تبریک میگم! تو قراره یه قسمت از همه زندگی خودت و ینفر دیگه رو تباه و زهرمار کنی.

گردن بگیرین بچها، عاشق شین، براش تلاش کنین، متعهد بشین و کنار هم یاد بگیرین و زندگی کنین. بخدا میشه زندگی رو به کامِ همدیگه زهرمار نکرد. فقط کافیه خودتونو سرکوب نکنین و به خودتون اعتماد کنین! هوای فردا شاید ابریه شایدم نیست، کسی چه میدونه؟


- کدعین
Post #2470 89
بلخره فهمیدم چرا توو همه رابطه هایی که دچارشون میشم، اونی که رها میشه منم و اونی که میره طرفِ مقابلمه؛

یه حقیقتِ تلخ، امروز، بعد از کلی تلاش واسه دیده شدن و در مقابل نادیده گرفتنِ من، بلخره صورتمو بین دستاش گرفت و صاف توو چشمام نگا کرد و چیزی رو که مدتها بود دنبالش بودم رو توو صورتم فریاد زد و اون حقیقت این بود: "ناتوانیِ من توو مدیریتِ احساساتم". امروز بلخره فهمیدم چرا ادمایی که باهام صمیمی میشن و احتمالا قراره در اینده نقش "شریکِ عاطفی" رو توو زندگیم ایفا کنن، بعد از صمیمت تصمیم میگیرن منو با همه خوبیام که خودشون بهش اذعان دارن، کنار بزارنَم. من توو ابرازِ احساساتم زیاده رو عَم. عقیده دارم ابرازِ احساسات شجاعانه ترین کاریه که آدم میتونه انجام بده ولی متوجهِ این موضوع نبودم که هرچیزی به وقتش و واسه آدمش و به حدش. من فرصتِ اینکه ادما بهم ابراز علاقه واقعی بکنن رو بهشون نمیدم. چون با غلیانِ احساسات میرم سراغشون و این، درست مثلِ این میمونه که چهار پنج قاشق غذا رو بخوای توو یه قاشق جا بدی و بریزی توو گلویِ یه آدم و اون وقت چی میشه؟ اون آدم شرو میکنه به سرفه کردن و حس خفِگی بهش دست میده و چرا؟ چون دهنِ اون آدم، گنجایشِ این حجم از غذا رو به یکباره نداره. ولی وقتی همون چهار پنج قاشق غذا رو اروم و سر حوصله و با لذت شرو کنه به کم کم خوردن و مزه مزه کردن و لذت بردن، همون حجم غذا وارد بدنش شده، اما اینبار اون حسِ قبلی بهش دست نداده و فرصت کرده اون غذا رو به ارومی و با تفکر بجوعه و راجب اینکه اون غذا قراره تا اخرِ عمر غذایِ مورد علاقش بشه یا نه رو پیدا میکنه. من توو اینکه ابرازِ احساسات به هیچ وجه کار ِاشتباهی نیست شک ندارم ولی حالا فهمیدم نمیشه یه حجمِ زیادی از احساسات که باید وقتی اتفاق بیفته که طرفت واقعا به اینکه میخواد کنارِ تو باشه و بیشتر بشناستت اذعان کرده و مسئولیت این ارتباطی که احتمال داره هرروز عمیق تر و بیشتر بشه رو گردن گرفته و حداقل یه سالی از ارتباطتون گذشته، نباید اون حجم از احساس رو توو مدت زمان کوتاه و وقتی ازش مطمئن نشدی ابراز کنی و درگیرِ یه اینده نامعلوم با یه ادمِ نامعلوم و یه ارتباط دونفره نامعلوم بشی‌. الان میفهمم که اگه کسی واقعا بخواد، باید اینو بگه‌، خیلی سادَست! و من اون حجم از احساس و علاقه رو درگیرِ ارتباطی میکردم که هیچوقت از دوست داشتنِ اون آدمی که خودمو خرجش کرده بودم، مطمئن نشدم. درواقه هیچوقت یه جمله واضح و روشنی ازش نشنیده بودم که نتیجش این باشه که "من واقعا بهت علاقه دارم و مایلم زمانی رو صرفِ شناختنِ همدیگه کنیم تا نتیجه درست بگیریم". همین جمله میتونست چقدر موثر باشه و جلوی چه حجمی از سوتفاهم ها و اشتباهات و از دست دادنها رو بگیره‌‌. مگه میشه یه ارتباط تموم بشه و فقط یکی از طرفین توو تموم شدنش موثر باشه؟ من میدونم جفتمون اشتباه کردیم، اون توو گردن و جدی نگرفتن ولی سریع پیش رفتن، من توو ابرازِ شدیدِ احساسات و تن دادن به این پیشرویِ سریع بدون اطمینان از علاقه طرفِ مقابلم. و خیلی چیزای دیگه که نتیجش شد پایانِ یه رابطه که میتونست عمیقتر بشه، ولی الان متوجه شدم احتمالا از خیلی وقتِ پیش دیوارِ این رابطه کج شده بود وبلخره باید فرو میریخت و ریخت. الان که اشتباهمو فهمیدم، کارِ درست این نیست که برم و به بگم هِی من اشتباهمو فهمیدم میای درستش کنیم؟ چون درین صورت هم دوباره دارم احساسی رو نشون میدم که قبلا زیاده از حد پیش رفته و کارو خراب کرده و انقد زیاد شده که سرریز میشه اگه ادامه پیداکنه و برعکس عمل میکنه، هم اینکه اگه توو یه رابطه ای قرار به درست کردن باشه، هر دو طرف باید واقعا بخوان و به این درک برسن و براش تلاش کنن و وقتی یه طرف به هر دلیلی نخواد، فقط اذیت شدنِ طرفِ دیگه نتیجه این تلاشِ یه طرفَست. همه اینا رو گفتم که بگم، واسه ایجاد ارتباطِ بهتر، یاد بگیر احساساتتو مدیریت کنی‌. کنترل نه، مدیریت. قرار نیست احساسات رو سرکوب کنی بلکه قراره بشناسیشون و درست و به موقع و به اندازه و واسه ادمش ابرازشون کنی. بعد از هر رابطه ای که تموم شد و قصور خودت رو توو اون رابطه فهمیدی، سعی کن خودتو اصلاح کنی، نه رابطه ای که تموم شده. چون وقتی تموم شده ینی هر دو طرف باید اشتباهاشونو گردن بگیرن و درستش کنن، خصوصا وقتی هیچوقت از علاقه واقعی طرفِ دیگه مطمئن نشدی. اگه علاقه داری باید یکاری بکنی! یه کارِ واقعی. کاری که مطمئنش کنی از واقعی بودنِ خودت و حست، نه اینکه حتی پیش خودتم از گردن گرفتنِ حست فرار کنی. شروعِ یه رابطه میتونه خیلی ساده اتفاق بیفته، این نگه داشتنِشه که اونو تبدیل به رابطه واقعی و دوطرفه میکنه. اگه حوصله و رِغبتشو نداری از همون اول صمیمی نشو‌. پیشروی نکن. خودت و طرف مقابلت رو اسیب دیده نکن. شما دو تا ادمین که احساسات و عواطف و وقت و زندگی دارین.
Post #2464 82
چنلِ کُدی :» توو ازدواج، رویاها زیر بَنا هستن و اَرزش ها رو بَنا؛
"چرا ذهن همه سختی و رنج رو یکجا تصور میکنه؟"
چکیدا بهش جواب داده.
Post #2462 81
+ رها کردن سخت بود؟
- خیلی. خیلی زیاد. به شدت. بسیار. تا سر حدِ مرگ. مثلِ شکستنِ استخوان. مثلِ رفتنِ جان از بدن. انگار هر آن بخوای بِمیری، ولی نَمیری.
Post #2461 90
چنل ابطحی کاش کسی که مال ما نمیشه‌رو هیچوقت ملاقات نکنیم
کاش کسی که مال ما نمیشه رو هیچوقت پیامشو ریپلِی نزنیم.
Post #2460 82

Forwarded from چنل ابطحی

‏واقعا خوشبحال کسایی که رابطه موفق دارن و همدیگه‌رو دوست دارن، حالا ما میگیم تنهایی خوبه و آرامش داریم ولی باز ته دلمون از اینکه هیچوقت نشد این حس‌رو تجربه کنیم غصه میخوریم.
Post #2459 211
چنلِ کُدی :» مزایای هدیه کردنِ پادکست: اول اینکه از ته دله و چون با احساسات تلفیق میشه تاثیر بیشتر و به یادموندنی تری داره توو ذهن مخاطبت؛ دو اینکه خراب شدن و اسیب دیدن نداره و همیشه همیشه موندگاره برات؛ سه اینکه هزینش به نسبت خیلی از چیزایی که در طول روز میخری…
Post #2457 265
چنلِ کُدی :» هدیه ایه که: • خراب شدن نداره • اینطوری نیست که بعد یمدت استفاده از چشم بیفته یا اسیب ببینه یا گم بشه • تازه بیان احساسات از ته قلبته و ارزشمندی خیلی بیشتری نسبت به یه کالا میتونه داشته باشه
مزایای هدیه کردنِ پادکست:


اول

اینکه از ته دله و چون با احساسات تلفیق میشه تاثیر بیشتر و به یادموندنی تری داره توو ذهن مخاطبت؛


دو

اینکه خراب شدن و اسیب دیدن نداره و همیشه همیشه موندگاره برات؛


سه

اینکه هزینش به نسبت خیلی از چیزایی که در طول روز میخری کمتره و مقرون به صرفست؛


چهار

اینکه مخاطبت با تک تک جمله هاش میفهمه چقد برات ارزشمنده و این حس ارزشمندی به تحکیم ارتباطتون عمیقا کمک میکنه


پنج

اینکه وقتی یه هدیه با صدا و احساسات کسی آمیخته میشه، تاثیر خیلی زیادی رو قلب ادم میزاره و مگه هدف هدیه دادن چیزی جز اینه که به مخاطبت بفهمونی برام مهمی؟


شیش

باعث خوشحالی واقعی مخاطب میشه و اون ادم سورپرایز میشه چون تقریبا پیش نمیاد کسی همچین هدیه متفاوتی بهت بده؛


هفت


اینکه از چشم نمیفته، اسیب نمیبینه و گم هم نمیشه


هشت

اینکه با سلیقه خودت و با کمک من میتونی هدیه تو بسازی نه اینکه بخریش؛


نه

کاملا مختص یه فرد ینی همون مخاطب هدف میشه و هدیه ای میشه که فقط واسه یک نفر از ۹ میلیارد مردم دنیا طراحی شده و برای هیچکس دیگه ای تکرار نخواهد شد و کاملا منحصر به همون فرد خاصه؛


و ده

به عزیزترینِ زندگیت حرفایی رو هدیه میدی که نه کُهنه میشه، نه خراب میشه، نه از یاد میره و موندگار و از دل براومدست؛


درواقه پادکست، هر انتظاری که از یه هدیه داشته باشی رو براورده میکنه🙋🏾‍♀️
Post #2456 71
چنلِ کُدی :» بقیشو فردا میزارم.
بریم واسه ادامه این موضوع؛
Post #2455 153
امروز رفتیم کافه ای که اکثرِ اوقات میریم؛

یجورایی همون کافه همیشگی. همه چیش عوض شده بود؛ از اسمش و دیزاینش و کیفیتِ کاراش بگیر تا تک تکِ ادماش و وایبشون و تابوهای رو دیوار و میز و صندلیاش و حتی صاحبش. از لحظه ورود، یه حس غریبانگیِ امیخته به اندوهی پاشو گذاشت بیخِ گلوم. دلم نمیخواست قدمایِ بیشتری بردارم تا برسم به یه میزی که مناسب باشه و بیشتر از بقیه دلم بخواد پشتش بشینم. صندلیاش بنظرم یطوری میومدن؛ نه میتونستم درست و حسابی بهشون تکیه بدم و نه احساسِ راحتی میکردم. آدماش یه حسِ منفیِ چم چمال کننده زمختی بهم‌ میدادن، طوری که دلم میخواست اونجا هیشکی نباشه تا شاید اینطوری بتونم یخورده خودمو با محیط و شرایطِ جدیدِ کافه، وِفق بدم.‌ ظرفا فرق کرده بودن، طعما اون طعمِ اشنایِ همیشگی نبود، بویِ کافه مثِ قبل نبود و حس و حالِ عجیب و غریب و مشمئز کننده ای بر فضایِ سرد و ناآشنایِ اونجا حاکم شده بود‌. دلم میخواست کارمون زودتر اونجا تموم شه و بزنیم بیرون، تا مجبور نشم اون فضایِ خفه کننده ی آمیخته با بویِ دود و ادمایِ لول متفاوت که اصلا با روحیاتَم سازگار نبودن رو تحمل کنم. میخوام بگم حس و حالِ امروزِ من بی شباهت به زندگیِ واقعی نیست؛ بعضی آدما هستن که اولش با حس و حالِ مرتبط با تو و با موجودیتِ واقعیِ خودشون میان جلو، انقد قشنگ و ارومن که میتونی ساعتها فکر و حالتو بسپری بهشون و ازینکه هستن خدا رو شاکر باشی. بویِ سادگی میدن، بویِ امنیت میدن، بویِ زندگی میدن، اگه جا باشن، جایِ دنج و گرم و نرم و راحتی ان واسه اینکه لم بدی و لذت ببری از حضورشون. ولی یه روزی میاد که شکل و شَمایلشون عوض میشه، حس و حالشون عوض میشه، بوشون عوض میشه، لحنشون عوض میشه، دیگه بویِ سادگی و صمیمیت نمیدن، دیگه بویِ زندگی نمیدن، دیگه اگه جا باشن یه جایِ دنج و اروم نیستن و نمیتونی ساعتها وقت و فکر و حوصلتو اختصاص بدی بهشون و کنارشون حسِ اشنایی و ارامش کنی. از موجودیتِ واقعیشون فاصله میگیرن و درگیرِ یه سری تغییرا میشن که احتمالا فقط فکر میکنن حالشون اینطوری بهتره‌. کافه ای که هر چند هفته یبار بهش سر میزنم، با تغییر هویت و شمایل و درونش و آدماش، دیگه تووش از اون حسِ سابقِ اشنایی که بهم میداد خبری نیست، چه برسه آدمایی که با تغییر درون و رَویه و سبکِ زندگیشون، دیگه هیچ رَقَمه اون حسِ سابقو به ادم نمیدن‌. تغییرِ ادمایِ زندگی، ارتباطِ مستقیمی داره با تغییر حس و حال و نگاهِ خودِ ادم به زندگی و موقعیت ها و اتفاقاتش. وقتی تصمیم به تغییر میگیری، اینو بدون که قرار نیست فقط خودت تغییر کنی، بلکه یه طیف از آدمایِ مهم دورتم وقتی کنارت قرار میگیرن، قراره یسری حس و حالشون واسه همیشه تغییر کنه. حواست باشه چه حس و حال هایی رو واسه همیشه ازشون میگیری و نسبت بخودت از دستشون میدی. زندگی، مرگِ یه لحظه و تولدِ لحظه ای دیگست. لحظه هایی که احتمالا کنارِ کسایی رقم میخورن که برات عزیزن و واسشون اهمیت داری. به کاری که با تغییرت نسبت به خودت و ادما میکنی، بیشتر حواست باشه. چون بعضی تغییرا، به از دست دادنِ حس و حال و نهایتا کسایی منجر میشن که بعدا میفهمی اونقدرا هم ارزش نداشته تغییرو بجون بخری و اونارو از دست بدی. حواست باشه چیو ازدست میدی که چیو به دست بیاری.

- کدعین
Post #2454 80
دربارَش مزه دهَنَم همیشه تلخه.
Post #2453 88
چنلِ کُدی :» هدیه ایه که: • خراب شدن نداره • اینطوری نیست که بعد یمدت استفاده از چشم بیفته یا اسیب ببینه یا گم بشه • تازه بیان احساسات از ته قلبته و ارزشمندی خیلی بیشتری نسبت به یه کالا میتونه داشته باشه
بقیشو فردا میزارم.
Post #2452 211
چنلِ کُدی :» برای مناسبت خاصی مثل تولد، سالگرد اشنایی، موفقیت توو حیطه کاری یا کسب یه مقام یا هرچیزی که مد نظر هست، یسری اطلاعات به من میدین و من طبق همون اطلاعات و نحوی که شما عزیزایِ دل میخواین یه متن احساسی مینویسم و اون رو با صدای خودم میخونمش و ادیت میزنم و اهنگ زمینه…
هدیه ایه که:

• خراب شدن نداره

• اینطوری نیست که بعد یمدت استفاده از چشم بیفته یا اسیب ببینه یا گم بشه

• تازه بیان احساسات از ته قلبته و ارزشمندی خیلی بیشتری نسبت به یه کالا میتونه داشته باشه
Post #2451 230
چنلِ کُدی :» دوست داری هدیه به عزیزِ زندگیت "پادکست" بدی؟
برای مناسبت خاصی مثل تولد، سالگرد اشنایی، موفقیت توو حیطه کاری یا کسب یه مقام یا هرچیزی که مد نظر هست، یسری اطلاعات به من میدین و من طبق همون اطلاعات و نحوی که شما عزیزایِ دل میخواین یه متن احساسی مینویسم و اون رو با صدای خودم میخونمش و ادیت میزنم و اهنگ زمینه و پایانی مناسب باهاش رو طبق سلیقه تو انتخاب میکنم و شما اون پادکست رو بعنوان هدیه میدین به شخصی که مخاطبشه؛
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →