آيا #خطابات موجود در سخنان پيامبر و قرآن شامل #افراد_غايب و معدوم نيز مي شود؟ يا آنكه اين خطابات منحصر به #افراد_حاضر است؟
علت اصلي طرح اين پرسش اين است كه اكثر #روايات و #آياتي كه احكام شرعي از آنها استنباط مي شود، يا در #پاسخ به پرسش افراد خاص و يا در رابطه با وقايع خاص آمده است.
منظور از #مخاطب كسي است كه پرسشي را مطرح كرده و پاسخي را دريافت مي كند. و منظور از#حاضران كساني هستند كه در #پيرامون پيامبر حضور داشتند و مقصود از افراد #غايب كساني هستند كه #گرد آن حضرت نبودند و مقصود از افراد #معدوم نيز #آيندگان و به عبارتي مردمان پس از عصر پيامبر مي باشند.
در واقع #سوال اين است كه وقتي آيه اي در رابطه با فردي خاص وارد شده و يا پيامبر به پرسش هاي فردي خاص پاسخ داده، آيه و سخن پيامبر اختصاص به مخاطب دارد و يا آنكه به حاضران، غايبان و معدومان نيز تسرّي مي يابد؟
1️⃣ #جويني معتقد است كه « خطاب وارد شده در زمان پيامبر متوجه #مردمان_زمان اوست و به مكلفين موجود در آن زمان اختصاص دارد و مردم پس از آن زمان، جز با دليل قطعي مشمول اين خطاب نمي شوند .( التلخيص فی اصول الفقه جوينی، ص 12)
جويني در واقع مردم را به #دو_دسته تقسيم كرده كه دسته اول #هم_عصر پيامبر بودند كه شامل مخاطب و حاضر و غايب مي باشند. دسته دوم مردم #پس از زمان پيامبر هستند. جويني همه مردم زمان پيامبر را مشمول قوانين شريعت مي داند، و دلايل او براي چنين ادعايي به درستي روشن نيست.
او فقط تعميم قوانين شريعت به مردم پس از زمان پيامبر را محتاج دليل دانسته است . شايد او همه مردم عصر پيامبر را، به منزله مردم حاضر فرض نموده و به اين اعتبار آنان را مخاطب كلام پيامبر و قرآن دانسته است.
2️⃣برخلاف جويني، #آخوند_خراساني معتقد است كه احكام و قوانين به دست آمده از روايات و آيات كه خطابات يا كلام شفاهي دانسته مي شوند، صرفاً متوجه #حاضران است.
وي حاضران را نيز افرادي مي داند كه هنگام ايراد خطابه يا نزول قرآن در محضر پيامبر حاضر بوده اند. (کفاية الاصول، مبحث خطابات شفاهيه، ص 227 و 228)
بر اساس تفسير و آموزه هاي رايج، هر مسلمان هنگامي كه آيات قرآن را مي خواند و با خطاب هايي مانند « ياايهاالذين آمنوا »، « يا ايهاالمؤمنون » و « يا ايهاالناس» و مانند آن مواجه مي شود خود را يكي از مخاطبان اين آيات مي داند.
وي معتقد است #تكليفي كه در خطابات شفاهي يعني آيات و روايات، بيان شده عقلاً فقط به #اشخاص_حاضر تعلق مي گيرد . او عقيده دارد كه از نظر عقلي، محال است كه تكليف حقيقي در اين گونه خطاب ها به شخص غايب و يا كسي كه هنوز به دنيا نيامده، يعني معدوم تعلق گيرد.
از نظر آخوند خراساني، وقتي آيه و روايتي خطاب به يك يا چند نفر وارد مي شود و پيامبر همان افراد را مخاطب واقعي كلام خود قرار مي دهد دستور و يا حكم موجود در آن كلام از نظر عقلي فقط شامل همان مخاطبان است كه نزد پيامبر حضور داشته و كلام او را شنيده اند. او نيز عقيده دارد #تعميم_تكليف از افراد حاضر به افراد غايب و معدوم نيازمند دليل است. (کفاية الاصول، مبحث خطابات شفاهيه، ص 227 و 228)
رويه #عرفي نيز چنين است كه وقتي كسي سخناني را شفاهاً ايراد مي كند، مخاطب واقعي سخنان او شنوندگاني هستند كه در آنجا حضور دارند و سخنان گوينده را مي شنوند و امكان شنيدن سخنان او را دارند و به علاوه روي سخن گوينده با آنان است.
در زمان پيامبر كه هيچ رسانه و وسيله ارتباط جمعي وجود نداشته، مخاطبان واقعي كلام او، همان شنوندگان معدود در اطراف او بودند. بجز آخوند خراساني، اصوليون ديگري نيز همين عقيده را دارند.
3️⃣ #محقق_قمي معتقد است كه خطاب شفاهي عقلاً و عرفاً منحصر به #مخاطب است . بر اين اساس تكاليف و احكام به دست آمده از آيات و روايات فقط نسبت به مخاطب يا مخاطبان واقعي اعتبار و حجيت دارد. (قوانين الاصول، ج 1، ص 240 و 340)
4️⃣ #محقق_بهبهاني نيز اين نكته را تأييد مي كند كه تكاليف موجود در آيات و روايات به #افراد_حاضر اختصاص دارد و تعميم آن به غيرحاضران نيازمند دليل است. (کفاية الاصول، ص 232)
از مجموع سخنان اصوليون مي توان فهميد كه آنان اين قاعده عقلي و عرفي را قبول دارند كه #مخاطب_حقيقي يك گفتار و كلام ولو كلام الهي و يا كلام پيامبر، كساني هستند كه #مخاطب_واقعي آن كلام مي باشند و مخاطب واقعي كسي است كه آن كلام، خطاب به او ايراد مي شود و او بي واسطه آن كلام را مي شنود.
آنان اما از پذيرش اين حكم عقلي و عرفي سرباز زده اند چرا كه پذيرش آن براي ايشان به منزله تعطيل شدن احكام دين و شريعت مي باشد.
بازخوانی شریعت، خانم دکتر صدیقه وسمقی ص 240 تا 243
تلخیص محمد صالحی 1/5/99
☄️ https://t.me/beshnofekrkon/1679
Post #1955
2.71K