#دین و #دغدغه_های_وجودی انسان - 3
#راه_حل دغدغه های وجودی فوق الذکر :
وقتی که انسان با تجربه ناماندگی دنیا و #مرگ مواجه و به آن به مثابه یک پدیده که همه موجودیت او در آن غرق است نگاه می کند ، و وقتی به این حقیقت دوم واقف می شود که #تنهایی وجودی ، همذات او در این هستی است ، و از طرف دیگر وقتی زندگی را چونان دشت بی کرانه ای می بیند که گویی در آن #پرتاب شده و باید خود را از آن علیرغم همه خطرات به سلامت عبور دهد ، سعی می کند خود را از همه قیود انسانی و تاریخی رها کند و #مسیولیت پیدا کردن راهی برای بهتر زیستن خود را بپذیرد .
و اینجاست که برای او سوال از #معنای_زندگی و اینکه من چرا هستم و برای بهتر زندگی کردن چه باید بکنم مطرح می شود .
#نیچه که از اولینهای رویکرد نوین به انسان و دغدغه های وجودی او بود برای پاسخ به سوالهای فوق و رفع اضطرابهای او در نامه ای که به خواهرش می نویسد #پیشنهاد می کند که :
اگر طالب خوشی و #آرامش روح هستی، پس ( به آموزه های مذاهب ) #ایمان داشته باش ، لیک اگر طالب آنی که مُریدِ #حقیقت باشی، پس تحقیق و #جستجو کن ، ( و در این جستجو ، ابتدا باید به ژرفای درون خود برای کشف و بکارگیری سرمایه های وجودی خود بروی . )
و این همان راهی است که در #قرآن نیز بر آن صحه گذارده شده است :
و قالوا لو كنا نسمع او نعقل ما كنا في اصحاب السعير – ملک 10
#دین و #دغدغه_های_انسان :
در این اجمال سعی بر نگاهی گذرا به #پاسخ_دین به سوالهای مذکور و رفع اضطرابهای وجودی انسان باورمند به آنها می باشد .
#نکته ای که باید به آن توجه شود اینست که ، #رسالت اصلی دین ، #پاسخ به سوالهای فوق و رفع اضطرابهای وجودی انسان بوده است ، نه ورود به #زندگی_مادی دنیایی او ( که ساحت جولان #عقل بشر است ) و آلوده و آمیخته شدن به آن ، به گونه ای که نه تنها باورمندان خود را به رکود و فلاکت انداخته ، که خود را نیز بقول #نیچه در جمله " خدا مرده است " ، با پایان امر دینی در اندیشه معنوی بشر مدرن مواجه کرده است :
الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب – رعد 28
و در این #آرامش_وجودی که برای او حاصل می کند ، حیات تازه ای به او بخشیده و چنان معنای زیبایی به زندگی او می دهد که زیستن در اینجا را به هیچ روی با غفلت و ناامیدی به پوچی آلوده نخواهد کرد :
يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم – انفال 24
☄️1- #دغدغه_مرگ
دین #مرگ را پدیده ای واقعی برشمرده و #ترس بشر از آن را بعنوان واقعیتی وجودی او برسمیت شناخته و #تفسیری از مرگ ارایه می دهد که نه تنها بوی زوال و نیستی نمی دهد ، بلکه راه را برای ورود انسان به سرای ابدی باز کرده و #درمان_درد_جاودانگی او خواهد شد :
و الآخرة خير و ابقي – اعلی 17
و صریحا اعلام می دارد که هر انسانی با #مرگ زمینی روبرو خوهد شد ، اما با مرگ #نابود نمی شود ، پس اگر عاقلانه بیندیشد نباید فریفته دنیای ناماندنی شده و بر داشته های فانی آن آویزان گردد :
كل نفس ذائقة الموت و انما توفون اجوركم يوم القيامة فمن زحزح عن النار و ادخل الجنة فقد فاز و ما الحياة الدنيا الا متاع الغرور – آل عمران 185
که مرگ #لمس_جاودانگی در سرای دیگر است :
انا لله و انا الیه راجعون – بقره 156
☄️2- #دغدغه_آزادی
دین در برابر این دغدغه وجودی انسان نیز موضعی اثباتی گرفته و #آزادی و رهایی انسان را حقیقتی دانسته که اگر دنبال رسیدن به رستگاری جاودانه است نباید در کف هیچ غیری به اسارت رود :
لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا – نهج البلاغه نامه 31
و این انسان در #انتخاب راه خود در کوران زندگی نیز آزاد است :
من شاء فليؤمن و من شاء فليكفر – کهف 29
ولی #رها_شدگی او را در بیکرانه هستی نپذیرفته و با او از سر مهر برخاسته و راههای رستگاری و زیانکاری را به او نشان داده و به او گوشزد کرده که هر کس از مسیر او حرکت کند دچار هیچ اضطرابی از آینده نخواهد شد :
قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينكم مني هدي فمن تبع هداي فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون – بقره 38
اما توجه شود که #هدایت خداوند به معنای تعطیل اندیشه بشر نیست ، بلکه در مسیر رشد و بالندگی خرد و #عقلانیت اوست :
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی – بقره 256
فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب – زمر 17 و 18
واصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول – خطبه 1 نهج البلاغه
#قسمت_چهارم و پایانی :
https://telegram.me/beshnofekrkon/1286
#قسمت_اول :👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1283
محمد صالحی – 22/2/97
Post #1285
2.36K