«روز پرستار و تحریف تاریخ»
🖍بهروز مرادی
روزی که به نام پرستار در تقویم ایران درج گردیده؛ یادآور یکی از تحریفات تاریخ اسلام است.
این تحریف، موجودیت خود را از قرائت مخدوش نقش حضرت زینب(س) در واقعهی عاشورا وام گرفته است.
همچنین در روایات غالب، ایشان را مصیبتدیدهای نالان و غمگین و اشکبار معرفی میکنند که مصائب پشت او را خم کرده، آنچنانکه ایشان را امالمصائب لقب دادهاند.
یک تحریف بزرگ در این خصوص مربوط است به پرستارنامیدن حضرت زینبس. غافل از اینکه در واقعهی کربلا همهی مردان همراه حضرت حسین(ع) کشته شدند و هیچ مجروح جنگی وجود نداشت که نیاز به تیماری و پرستاری داشته باشد. بازماندگان که زنان و دختران بودند نیز به اسارت گرفته شدند. بنابراین نقش پرستاری که برای ایشان قائل شدهاند، فاقد وجاهت تاریخی است.
حضرت زینب پرستار نبود و پرستارنامیدن زنی که چنان استوار دیکتاتورهایی همچون ابنزیاد و یزید را با فرازهایی بلند به محاکمه میکشاند، برای نادیدهگرفتن نقش اصلی اوست.
او در مدت کوتاهی که پس از واقعهی کربلا زنده بود، با تشکیل کلاسهای آموزشی و تفسیر قرآن، در راستای آگاهیبخشی به مردم گام برداشت و در راستای بیداری مردم نسبت به فساد و ستمگری حکومت دینی یزید، نقشی اساسی ایفا نمود.
ترسیم چنین تصاویر مخدوشی از ایشان، همواره سوژهی مناسبی جهت گرمکردن مجالس ذکر مصیبت و روضهخوانی گریهمحور فراهم آورده، درحالیکه این تصویر، دون شأن این زن والامقام در تاریخ مبارزات ضد دیکتاتوری مذهبی است.
به گواه تاریخ؛ حضرت زینبس در هیچ مرحلهای از واقعهی عاشورا به گریه و زاری نپرداخت و حتا در مراسم ختمی که همسرش عبدالله بن جعفر برای شهدای کربلا در مدینه برگزار نمود، شرکت نکرد، علیرغم اینکه در مدینه حضور داشت. این نشاندهندهی این امر است که ایشان گریه و زاری و عزاداری برای شهدای کربلا را عمل بایسته و صحیحی پس از عاشورا نمیدانست.
قدرت روحی_روانی ایشان را بهتر است از زبان علی بن حسین(ع) بشنویم:
"در فاصلهی میان کوفه و شام، عمهام زینب تمام نمازهای واجب و مستحب خود را ایستاده خواند و حتا در روز ۱۱ محرم نیز نماز ایشان ترک نشد. در آن حال که ما را از کنار کشتهشدگان کربلا عبور میدادند، مشاهدهی اجساد رهاشده در زمین که هنوز کسی آنها را به خاک نسپرده بود، سخت بر من ناگوار آمد آنچنانکه سینهام را در هم فشرد و اضطراب و پریشانی و هراس بسیار بر من غالب آمد و چیزی نمانده بود که جان از تنم بیرون رود. عمهام زینب در همان حال مرا دید و گفت: "تو را چه شده که میبینم جان خود را به کف گرفته و میخواهی قالب تهی کنی ای بازماندهی جد و پدر و برادرم؟"
کاروان اسیران که به کوفه رسید، زنان کوفی نان و خرما و گردو برای اسیران آورده بودند. زینب(س) آنها را به کناری انداخت و گفت:
صدقه بر ما حرام است و اشاره کرد ساکت باشند و سپس آن سخنان شگفت انگیز خود را خطاب به مردم ایراد کرد، ازجمله:
" ای مردم کوفه! ....چه زشتکاری کردید. خشم خدا را خریدید و در آتش دوزخ جاوید خزیدید. میگریید؟ بگریید که سزاوار گریستنید، نه در خور شادمانه زیستن. داغ ننگی بر خود نهادید که روزگاران برآید و آن ننگ نزداید. این ننگ را چگونه میشویید و پاسخ کشتن فرزند پیامبر را چه میگویید؟ .... هرآینه باد در دست دارید و در معاملهای که کردید، زیانکار و به خشم خدا گرفتار و خواری و مذلّت بر شما باد. ..."
بدینسان زینبس نشان داد نه تنها مصیبت او را به زانو درنیاورده و از زبان نینداخته، بلکه او هشیار و قدرتمند و مسلط بر احساسات و هیجانات خود چنان سخنان گیرا و سنجیده و موزون و تأثیرگذار و تکاندهندهای بر زبان میراند که مردم را سخت تحت تأثیر خود قرار میدهد که بسیاری از شنوندگان را دچار عذاب وجدان میسازد و برخی از زنان نیز خانهی شوهرانی که در قتل حسین(ع) و یارانش شرکت کرده بودند را ترک کردند.
همین سخنان که فرازی کوتاه از آن در اینجا آمده بعلاوهی سخنان زینب(س) نزد ابن زیاد حاکم کوفه چنان مردم کوفه را منقلب نمود که به مرور سبب شکلگیری قیام توابین و سپس قیام مختار ثقفی گردید. البته تاریخ را که راویان نظام مردسالاری نوشتهاند، این نقش عظیم را برای یک زن اعتراف نمیکنند. آنها همه در تبدیل زن به سوژهای جنسی و ابژهای مصرفگرا و حذف کنشگری سیاسی_اجتماعی او مشترکالموضعاند.
٢۴ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
https://t.me/beshnofekrkon/1739
Post #3022
617