TGViewer
Channel Public Channel
basicenglishlearner

basicenglishlearner

@basicenglishlearner

پریسابکتاش، مدیر كانال
👇
@parisabaktash

چت👇
https://t.me/joinchat/AAAAAELWrHZWKcudTFLLkQ
اينستاگرام👇
https://instagram.com/_u/lovely.english
كانالها👇
@lovely_english
@codinghaye504
@ieltslearner
@lovely_english1
Subscribers
16.4K
Photos
1.3K
Videos
610
Links
899

Showing posts older than #14417 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #14415 973

Forwarded from Lovely English

لغاتی در مورد محرم

۱. Muharram — محرم
(اولین ماه قمری و ماه سوگواری امام حسین)
۲. Ashura — عاشورا
(دهم محرم؛ روز شهادت امام حسین)

۳. Mourning — عزاداری، سوگواری

۴. Procession — دسته عزاداری

۵. Martyr — شهید

۶. Sacrifice — فداکاری، ایثار

۷. Devotion — ارادت، دلدادگی

۸. Elegy — مرثیه، سوگ‌نامه

۹. Shrine — حرم، زیارتگاه

۱۰. Commemoration — بزرگداشت،
یادبود

مثال:
🖤Many people attend mourning ceremonies during Muharram.
بسیاری از مردم در مراسم عزاداری محرم شرکت می‌کنند.

🖤Ashura commemorates the martyrdom of Imam Hussein.
عاشورا یادبود شهادت امام حسین است.

🖤The procession moved through the streets peacefully.
دسته عزاداری با آرامش در خیابان‌ها حرکت کرد.


@lovely_english
  • 👎 7
  • ❤ 4
  • 🙏 3
Post #14414 3.11K
۱۰ لغت ساده (Basic) درباره جنگ و صلح

1.War — جنگ
Nobody wants war.
هیچ‌کس جنگ را نمی‌خواهد.

2.Peace — صلح
We hope for peace.
ما به صلح امیدواریم.

3.Army — ارتش
The army protects the country.
ارتش از کشور محافظت می‌کند.

4.Soldier — سرباز
The soldier was very brave.
آن سرباز بسیار شجاع بود.

5.Fight — جنگیدن، دعوا
They don't want to fight.
آن‌ها نمی‌خواهند بجنگند.

6.Enemy — دشمن
The enemy attacked the city.
دشمن به شهر حمله کرد.

7.Friend — دوست
Friends help each other.
دوستان به یکدیگر کمک می‌کنند.

8.Gun — اسلحه
The police found a gun.
پلیس یک اسلحه پیدا کرد.

9.Safe — امن
The children are safe now.
بچه‌ها اکنون در امنیت هستند.

10.Help — کمک
People helped each other during the war.
مردم در طول جنگ به یکدیگر کمک کردند.


@basicenglishlearner
  • 👍 6
  • ❤ 2
Post #14413 951

Forwarded from Lovely English

📍یک لغت با چند معنا

🔹 Take off

1. پرواز کردن (هواپیما)
✈️ The plane took off on time.
هواپیما سر وقت پرواز کرد.

2. درآوردن لباس
👕 Please take off your shoes.
لطفاً کفش‌هایت را دربیاور.

3. موفق شدن / رونق گرفتن
📈 Her business really took off last year.
کسب‌وکار او سال گذشته واقعاً رونق گرفت.

4. مرخصی گرفتن
🏖️ I'm taking two days off next week.
هفته آینده دو روز مرخصی می‌گیرم.


🔹 Get over
1. بهبود یافتن از بیماری
🤒 I got over the flu quickly.
من سریع از آنفولانزا بهبود پیدا کردم.

2. کنار آمدن با یک اتفاق ناراحت‌کننده 💔
She never got over her loss.
او هرگز با فقدانش کنار نیامد.

3. غلبه کردن بر یک مشکل 💪
We got over many difficulties.
ما بر مشکلات زیادی غلبه کردیم.

@lovely_english
  • ❤ 9
Post #14412 3.19K
📍جملات شرطی (Conditionals) در انگلیسی برای بیان «اگر…، آنگاه…» استفاده می‌شوند. بسته به زمان و میزان واقعی بودن شرط، ۴ نوع اصلی دارند:

🔹 Zero Conditional (شرطی صفر)
برای حقایق علمی و چیزهای همیشه درست
ساختار:
If + present simple , present simple
مثال:
If you heat water, it boils.
اگر آب را گرم کنی، می‌جوشد.
If it rains, the ground gets wet.
اگر باران ببارد، زمین خیس می‌شود.

🔹 First Conditional (شرطی نوع اول)
برای احتمال واقعی در آینده
ساختار: If + present simple , will + verb
مثال:
If I study, I will pass the exam.
اگر درس بخوانم، امتحان را قبول می‌شوم.
If it rains tomorrow, we will cancel the trip.
اگر فردا باران بیاید، سفر را لغو می‌کنیم.

🔹 Second Conditional
(شرطی نوع دوم)
برای شرایط غیرواقعی یا فرضی در حال/آینده
ساختار:
If + past simple , would + verb
مثال:
If I were rich, I would travel the world.
اگر ثروتمند بودم، دور دنیا سفر می‌کردم.
If she studied harder, she would get better grades.
اگر بیشتر درس می‌خواند، نمره بهتری می‌گرفت.

🔹 Third Conditional
(شرطی نوع سوم)
برای گذشته‌ی غیرواقعی (حسرت یا اتفاقی که نیفتاده)
ساختار:
If + past perfect , would have + past participle
مثال:
If I had studied, I would have passed the exam.
اگر درس خوانده بودم، امتحان را قبول شده بودم.
If they had left earlier, they wouldn’t have missed the train.
اگر زودتر رفته بودند، قطار را از دست نمی‌دادند.


@basicenglishlearner
  • ❤ 1
Post #14411 844

Forwarded from Lovely English

📝 لغات مهم
Wallet = کیف پول
Ground = زمین
Pick up = برداشتن
ID card = کارت شناسایی
Reward = پاداش
Politely = مؤدبانه
Refuse = رد کردن
Help someone = به کسی کمک کردن

@lovely_english
  • ❤ 11
Post #14410 1.04K

Forwarded from Lovely English

📖 The Lost Wallet
کیف گمشده

One day, Sara was walking home from work. The weather was nice, and she was listening to music.
🇮🇷 ترجمه:
یک روز سارا در حال پیاده‌روی به خانه از محل کارش بود. هوا خوب بود و او به موسیقی گوش می‌داد.
Suddenly, she saw a wallet on the ground. She picked it up and looked inside.
🇮🇷 ترجمه:
ناگهان یک کیف پول روی زمین دید. آن را برداشت و داخلش را نگاه کرد.
There was some money, an ID card, and a phone number.
🇮🇷 ترجمه:
مقداری پول، یک کارت شناسایی و یک شماره تلفن داخل آن بود.
Sara called the number. A man answered the phone.
🇮🇷 ترجمه:
سارا با آن شماره تماس گرفت. مردی تلفن را پاسخ داد.
He was very happy because he had lost his wallet that morning.
🇮🇷 ترجمه:
او خیلی خوشحال بود، چون آن صبح کیف پولش را گم کرده بود.
They met at a nearby café, and Sara returned the wallet.
🇮🇷 ترجمه:
آن‌ها در یک کافه نزدیک همدیگر را ملاقات کردند و سارا کیف پول را به او برگرداند.
The man thanked her and offered her a reward, but she politely refused.
🇮🇷 ترجمه:
مرد از او تشکر کرد و به او پاداشی پیشنهاد داد، اما سارا مؤدبانه آن را نپذیرفت.
Sara went home with a smile. She felt happy because she had helped someone.
🇮🇷 ترجمه:
سارا با لبخند به خانه رفت. او احساس خوشحالی می‌کرد، چون به کسی کمک کرده بود.

@lovely_english
  • ❤ 4
Post #14409 866
Vocabulary

.Enroll = ثبت‌نام کردن
.Apply for = درخواست دادن برای
.Bachelor's degree = مدرک کارشناسی
.Admissions Officer = کارشناس پذیرش
.Application form = فرم درخواست
.Application fee = هزینه ثبت درخواست
.Academic documents = مدارک تحصیلی
Transcript = ریزنمرات
Semester = ترم
Diploma = دیپلم

@basicenglishlearner
  • ❤ 5
  • 👍 1
Post #14408 1.01K
Admissions Officer: Good morning. How can I help you?
کارشناس پذیرش: صبح بخیر. چطور می‌توانم به شما کمک کنم؟

Student: I want to apply for a Bachelor's degree in Tourism Management.
دانشجو: می‌خواهم برای دوره کارشناسی مدیریت گردشگری درخواست بدهم.

Admissions Officer: That's great. Do you have your academic documents with you?
کارشناس پذیرش: عالی است. آیا مدارک تحصیلی خود را همراه دارید؟

Student: Yes, I have my diploma and transcripts.
دانشجو: بله، دیپلم و ریزنمراتم را همراه دارم.

Admissions Officer: Perfect. Please fill out this application form.
کارشناس پذیرش: عالی. لطفاً این فرم درخواست را پر کنید.

Student: Is there an application fee?
دانشجو: آیا هزینه‌ای برای ثبت درخواست وجود دارد؟

Admissions Officer: Yes, the application fee is $50.
کارشناس پذیرش: بله، هزینه ثبت درخواست ۵۰ دلار است.

Student: When does the semester start?
دانشجو: ترم چه زمانی شروع می‌شود؟

Admissions Officer: The semester starts in September.
کارشناس پذیرش: ترم در ماه سپتامبر شروع می‌شود.

Student: Thank you for the information.
دانشجو: از اطلاعات شما متشکرم.

Admissions Officer: You're welcome. We look forward to seeing you here.
کارشناس پذیرش: خواهش می‌کنم. مشتاق دیدار شما در اینجا هستیم.

@basicenglishlearner
  • 👍 7
  • ❤ 1
Post #14407 1.01K

Forwarded from Lovely English

۱۰ اصطلاح انگلیسی کاربردی با معنی:

1.It's up to you.
تصمیم با توست.

2.No worries.
اشکالی ندارد / نگران نباش.

3.I'm in.
من هستم / موافقم.

4.Sounds good.
خوب به نظر می‌رسد.

5.Take your time.
عجله نکن / وقتت را بگیر.

6.I have no idea.
هیچ ایده‌ای ندارم.

7.That makes sense.
منطقیه.

8.Give me a hand.
کمکم کن.

9.Keep it up!
ادامه بده / کارت عالیه.

10It's not a big deal.
موضوع مهمی نیست.


مثال:
🔹 Can you help me with this?
Sure, I'll give you a hand.

🔹 Do you want to join us?
Yes, I'm in!

🔹 Thanks for waiting.
No worries.


@lovely_english
  • 👍 5
  • 👏 1
Post #14406 986
۱۰ لغت کاربردی دیگر در موضوع خرید و فروش:

1.Vendor = فروشنده / عرضه‌کننده
The vendor sells handmade products.
فروشنده محصولات دست‌ساز می‌فروشد.

2.Stock = موجودی کالا
This item is out of stock.
این کالا ناموجود است.

3.Order = سفارش
I'd like to place an order.
می‌خواهم سفارش ثبت کنم.

4.Delivery = تحویل / ارسال
Free delivery is available.
ارسال رایگان موجود است.

5.Quality = کیفیت
The quality is excellent.
کیفیت عالی است.

6.Warranty = گارانتی
Does it come with a warranty?
آیا گارانتی دارد؟

7.Exchange = تعویض کالا
Can I exchange this shirt?
می‌توانم این پیراهن را تعویض کنم؟

8.Deal = معامله / پیشنهاد ویژه
That's a great deal!
این یک پیشنهاد عالی است!

9.Expensive = گران
This watch is too expensive.
این ساعت خیلی گران است.

10.Cheap = ارزان
I found a cheap hotel near the station.
یک هتل ارزان نزدیک ایستگاه پیدا کردم.

📌 عبارت‌های پرکاربرد:
I'm just looking. =
فقط دارم نگاه می‌کنم.
Do you have a larger size? =
سایز بزرگ‌تر دارید؟
Can I pay by card? =
می‌توانم با کارت پرداخت کنم؟
It's on sale. = حراج شده است.


@basicenglishlearner
  • ❤ 9
Post #14405 1.03K
📚 مکالمه روزانه (Pre-Intermediate Level)

👩 Emma: Hi, Jack. You look tired today.
🔹 سلام جک. امروز خسته به نظر می‌رسی.

👨 Jack: Yeah, I didn't sleep well last night.
🔹 آره، دیشب خوب نخوابیدم.

👩 Emma: Why not?
🔹 چرا؟

👨 Jack: I stayed up late to finish a project.
🔹 تا دیروقت بیدار موندم تا یک پروژه را تمام کنم.

👩 Emma: Was it important?
🔹 مهم بود؟

👨 Jack: Yes, I had to submit it this morning.
🔹 بله، باید امروز صبح آن را تحویل می‌دادم.

👩 Emma: Well, at least it's done now.
🔹 خب، حداقل الان تمام شده.

👨 Jack: That's true. I'm looking forward to relaxing tonight.
🔹 درسته. مشتاقم امشب استراحت کنم.

👩 Emma: You deserve it!
🔹 حقته! (استحقاقش را داری)

✨ لغات و عبارات مهم:
Look tired = خسته به نظر رسیدن
Sleep well = خوب خوابیدن
Stay up late = تا دیروقت بیدار ماندن
Finish a project = تمام کردن پروژه
Submit = تحویل دادن
At least = حداقل
Look forward to = مشتاق بودن برای
🎯 عبارت کاربردی روز:

I'm looking forward to it.
🔹 مشتاقش هستم. / منتظرش هستم.

✅ مثال:
I'm looking forward to my vacation.
🔹 مشتاق تعطیلاتم هستم.


@basicenglishlearner
  • ❤ 7
  • 👏 3
Post #14403 1.26K
10 لغت Pre-Intermediate


1. Achieve
به دست آوردن، محقق کردن
She worked hard to achieve her goals.
او سخت تلاش کرد تا به اهدافش برسد.

2. Encourage
تشویق کردن
My parents always encourage me to study.
والدینم همیشه مرا به درس خواندن تشویق می‌کنند.

3. Improve
بهبود بخشیدن
Regular practice will improve your speaking skills.
تمرین منظم مهارت گفتاری شما را بهبود می‌بخشد.

4. Challenge
چالش، دشواری
Learning a new language can be a challenge.
یادگیری یک زبان جدید می‌تواند یک چالش باشد.

5. Reliable
قابل اعتماد
She is a reliable friend.
او دوستی قابل اعتماد است.

6. Appreciate
قدردانی کردن؛ ارزش چیزی را دانستن
I really appreciate your help.
من واقعاً از کمک شما قدردانی می‌کنم.

7. Benefit
فایده، مزیت
Exercise has many health benefits.
ورزش فواید زیادی برای سلامتی دارد.

8. Participate
شرکت کردن
Many students participated in the competition.
دانش‌آموزان زیادی در مسابقه شرکت کردند.

9. Determine
مشخص کردن؛ مصمم بودن
We need to determine the cause of the problem.
ما باید علت مشکل را مشخص کنیم.

10. Significant
مهم، قابل توجه
There has been a significant improvement in her English.
پیشرفت قابل توجهی در زبان انگلیسی او ایجاد شده است.

@basicenglishlearner
  • 👍 7
  • ❤ 3
  • 🥰 1
Post #14402 1.17K
تفاوت Present Simple و Present Continuous

1. Present Simple
برای کارهای همیشگی، عادت‌ها و حقایق استفاده می‌شود.
ساختار: فاعل + فعل اصلی
مثال:
I work in a bank.
من در یک بانک کار می‌کنم.
She studies English every day.
او هر روز انگلیسی می‌خواند.

2. Present Continuous
برای کارهایی که همین الان در حال انجام هستند استفاده می‌شود.
ساختار: فاعل + am/is/are + فعل + ing
مثال:
I am working now.
من الان مشغول کار کردن هستم.
She is studying English at the moment.
او در این لحظه در حال مطالعه انگلیسی است.

مقایسه
✅ I work from home. (همیشه یا به طور معمول از خانه کار می‌کنم.)
✅ I am working from home today. (امروز از خانه کار می‌کنم؛ یک وضعیت موقتی.)
✅ He usually drinks coffee. (عادت دارد قهوه بنوشد.)
✅ He is drinking coffee now. (الان در حال نوشیدن قهوه است.)

کلمات کلیدی
Present Simple:حال ساده
always
usually
often
sometimes
every day

Present Continuous:حال استمراری
now
right now
at the moment
today


@basicenglishlearner
  • 👍 5
  • ❤ 2
Post #14401 1.32K
10 لغت کاربردی مکالمه سطح Pre-Intermediate

1.Busy = مشغول
🔹 I'm busy right now.
الان مشغولم.

2.Maybe = شاید
🔹 Maybe I'll go tomorrow.
شاید فردا بروم.

3.Usually = معمولاً
🔹 I usually get up at 7.
من معمولاً ساعت ۷ بیدار می‌شوم.

4.Forget = فراموش کردن
🔹 Don't forget your keys.
کلیدهایت را فراموش نکن.

5.Happen = اتفاق افتادن
🔹 What happened yesterday?
دیروز چه اتفاقی افتاد؟

6.Choose = انتخاب کردن
🔹 You can choose any color.
می‌توانی هر رنگی را انتخاب کنی.

7.Enough = کافی
🔹 I don't have enough time.
من زمان کافی ندارم.

8.Almost = تقریباً
🔹 I'm almost ready.
تقریباً آماده‌ام.

9.Problem = مشکل
🔹 Do you have any problems?
مشکلی داری؟

10.Different = متفاوت
🔹 This book is different from that one.
این کتاب با آن یکی متفاوت است.

@basicenglishlearner
  • ❤ 13
  • 😱 1
Post #14400 1.36K
📚 آموزش انگلیسی | تفاوت "Few" و "A Few"

این دو کلمه شبیه هم هستند، اما معنی‌شان کاملاً یکسان نیست.

🔹 Few = تعداد کم (بار منفی)
✅ Few people attended the meeting. افراد کمی در جلسه شرکت کردند. (یعنی تعداد شرکت‌کنندگان کمتر از حد انتظار بود.)

🔹 A Few = چند تا / مقداری (بار مثبت)
✅ A few people attended the meeting. چند نفر در جلسه شرکت کردند. (یعنی حداقل تعدادی حضور داشتند.)

📌 مقایسه:
❌ I have few friends. دوستان کمی دارم. (و این موضوع چندان خوب نیست.)

✅ I have a few friends. چند دوست دارم. (و این مقدار قابل قبول است.)

فرمول:
Few + اسم قابل شمارش جمع
A few + اسم قابل شمارش جمع
مثال:
✅ Few books were sold. کتاب‌های کمی فروخته شدند.
✅ A few books were sold. چند کتاب فروخته شدند.

@basicenglishlearner
  • 👍 4
  • ❤ 2
  • 👏 2
Post #14399 1.31K

Forwarded from Lovely English

معانی و کاربرد مختلف کلمه break

🔤 ۱. "Break"

---

✅ شکستن (فعل)

🔸 مثال:
He broke the window.
(او پنجره را شکست.)

✅ استراحت (اسم)

🔸 مثال:
Let’s take a break.
(بیا یه استراحت کنیم.)

✅ خراب شدن (فعل)

🔸 مثال:
My phone broke yesterday.
(گوشیم دیروز خراب شد.)

✅ نقض کردن قانون (فعل)

🔸 مثال:
He broke the law.
(او قانون را نقض کرد.)

@lovely_english
  • 👍 6
  • ❤ 3
Post #14397 1.87K

Forwarded from Lovely English

اینم ۵ ضرب‌المثل انگلیسی با معنی فارسیِ ساده و کاربردی:

📍Actions speak louder than words
👉 عمل از حرف مهم‌تره.
یعنی کاری که انجام می‌دی ارزشش بیشتر از چیزیه که فقط می‌گی.

📍Don’t judge a book by its cover
👉 از روی ظاهر قضاوت نکن.
یعنی نباید آدم‌ها یا چیزها رو فقط با ظاهرشون بسنجیم.

📍The early bird catches the worm
👉 سحرخیز باش تا موفق بشی.
کسی که زودتر شروع می‌کنه، شانس موفقیت بیشتری داره.

📍When in Rome, do as the Romans do
👉 خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.
یعنی وقتی توی یک محیط یا فرهنگ جدیدی هستی، مثل همونا رفتار کن.

📍No pain, no gain
👉 نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود.
بدون تلاش و سختی، موفقیت به دست نمیاد.

@lovely_english
  • ❤ 5
  • 👏 2
  • 👌 1
Post #14396 5.39K
اینم ۵ اصطلاح (Idiom) دیگه با معنی:

📍Piece of cake
👉 خیلی آسونه / آب خوردنه
وقتی کاری اصلاً سخت نیست.

📍Spill the beans
👉 راز رو لو دادن
یعنی ناخواسته یا عمداً یه راز رو فاش کردن.

📍On cloud nine
👉 روی ابرها سیر کردن / خیلی خوشحال بودن
برای شادیِ خیلی زیاد.

📍In hot water
👉 به دردسر افتادن
وقتی کسی به خاطر کاری توی مشکل می‌افته.

📍Bite the bullet
👉 دندون روی جگر گذاشتن
یعنی انجام دادن یه کار سخت یا ناخوشایند با شجاعت.


@basicenglishlearner
  • ❤ 5
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →