📍یک لغت با چند معنا
🔹 Take off
1. پرواز کردن (هواپیما)
✈️ The plane took off on time.
هواپیما سر وقت پرواز کرد.
2. درآوردن لباس
👕 Please take off your shoes.
لطفاً کفشهایت را دربیاور.
3. موفق شدن / رونق گرفتن
📈 Her business really took off last year.
کسبوکار او سال گذشته واقعاً رونق گرفت.
4. مرخصی گرفتن
🏖️ I'm taking two days off next week.
هفته آینده دو روز مرخصی میگیرم.
🔹 Get over
1. بهبود یافتن از بیماری
🤒 I got over the flu quickly.
من سریع از آنفولانزا بهبود پیدا کردم.
2. کنار آمدن با یک اتفاق ناراحتکننده 💔
She never got over her loss.
او هرگز با فقدانش کنار نیامد.
3. غلبه کردن بر یک مشکل 💪
We got over many difficulties.
ما بر مشکلات زیادی غلبه کردیم.
@lovely_english
Post #14413
951
Forwarded from Lovely English
- ❤ 9