عیار یک کتابخانه رو میشه با این سنجید که چقدر کتابهای ضدونقیض درباره یک موضوع در اون پیدا میشه و چقدر از اونها رو میخونیم.
یادم هست یک بار جناب آقای دکتر مکری توی یکی از ویدئوهاشون به همین نکته اشاره کردند؛ اینکه لذت مطالعه و یادگیری فقط این نیست که جریانهای فکری غالب رو بشناسیم، بلکه وقتی که سراغ استدلالها و دیدگاههای خلاف جریان رفتیم، و اونها رو شناخیتم اون موقع است که این حلقه یادگیری تکمیل میشه.
و مثالی هم که زدند درباره کتاب آقای ساپولسکی و دیدگاهش درباره نبودن اراده آزاد بود و بعد رسیدند به کتاب Free Agents نوشته کوین میچل که تقریباً از نظر دیدگاه، درست در نقطه مقابلشه.
پ.ن:
گاهی این فکر خطرناک سراغم میاد که: چیزهایی که تا الان از یه موضوع خوندم دیگه کافیه و تصویر نسبتاً کاملی از فلان موضوع دارم. راه حلش اینه که دوباره برمیگردم سراغ همون کتابی که قبلاً خونده بودم، و میبینم چیزهایی که حس میکردم چقدر خوب فهمیدمشون و حتی بخشهایی از زندگیم رو بر اساسشون چیدم و باهاشون احساس عقلکل بودن میکردم، نه درست فهمیده بودم، نه منظور نویسنده اصلاً این بود! و نه حتی با مدل ذهنی امروزم جور در میومدن.
Post #809
1.69K
