دفتر برای مادر یک کودک ۱۲ ساله مبتلا به دیابت نوع ۱ بود.
تمام خوراک کودک را از صبح تا شب، کلمهبهکلمه نوشته بود.
قند خونش را مرتب چک کرده بود و انسولینی رو که هربار تزریق میکرد، دقیق ثبت شده بود.
میگفت از اولین روزی که فهمیدم، همه چیز را یادداشت کردهام.
یک دفتر، با صفحاتی از جنس صبر و جوهری مالامال از امید.
از لحظاتی که شاید فقط یک مادر، با فرزندی بیمار میتواند درک کند؛
اینکه پر کردن تکتک این ستونها و عبور از این صفحات، واقعاً چه معنایی داره.
مادر، یک برگه سوال هم همراهش داشت.
و سوال آخر این بود:
پرسیدن از درمانهای جدید و روش های بدون نیاز به انسولین.
Post #818
1K

