TGViewer
اتمسفر خیال اتمسفر خیال @atmosferkhial · 74 subscribers
Post #630 5

Forwarded from { Roman } • { رمان } (اَࢪمغــــــان🌺)

چند هفته از روزی که نادر از بازار جوجه خریده بود می‌گذشت. جوجه‌ها با سرعت رشد کرده بودند. سخی همراه پدرش در حیاط مشغول شلیک به قوطی رب خالی بود. پدر سه روز بود که سر کار نمی‌رفت. بعضی هفته‌ها به شدت سرش شلوغ بود و تا دیر وقت کار می‌کرد، و بعضی وقت‌ها هم بیکار بود. حساب دخل و خرج از دست مادر در رفته بود. درآمد پدر ثابت نبود و همین پیش‌بینی آینده را سخت کرده بود. طبق محاسباتی که با پری انجام داده بود، این ماه کرایه‌ی خانه عقب می‌ماندند. و بخیال بودن پدر، حرص مادر در می‌آمد. شروع کرد از زمین و زمان گِله کردن:
ـ بیا، نگاهش کن! سر کار که نمی‌ره! صبح تا غروب را با بچه‌ها بازی می‌کنه. دنیا را آب ببره، آقا را خواب می‌بره. روزی که خواستگار اومد، پدرم گفت به درد نمی‌خوره، ولی منِ احمق عاشقش شدم...

پری فقط گوش می‌کرد. شاید چون تنها کاری بود که می‌توانست انجام بدهد.

نادر با عجله و شوق و ذوق وارد خانه شد. گویا حامل خبر مهمی بود:
ـ مادر، مادر!

مادر نادر را بغل کرد و پرسید:
ـ چه شده ماه چهارده‌ام؟!

سخی مشتش را باز کرد. تخم‌مرغی در دست بود؛ کوچک‌تر از اندازه‌ی معمولی. از لحاظ اندازه با تخم کبوتر برابری می‌کرد. مادر با خوشحالی صورت نادر را بوسید، زیر بغلش را گرفت و نادر را بلند کرد و گفت:
ـ پسرم، دُر دانست، در شهر هرات یک دانست!

چند دقیقه بعد نادر پرسید غذا چی داریم و جواب آمد:
ـ عدس.

و نادر با اخم پاسخ داد:
ـ آخه دیشب، پری‌شب هم عدس داشتیم!


لایک فراموش تان نشود عزیزان 🤍

_ادامه و قسمت بعدی فردا

لینک کانال ما را با دوستان تان به اشتراک بگذارید

@Roman_of_10
  • 🦄 2
More from @atmosferkhial
  1. Oct 2, 2026۱. خیال‌هایت زیباتر از واقعیتی‌ست که مجبور به زندگی‌کردنش هستی. ۲. بعضی آدم‌ها را در خیال…
  2. Oct 1, 2026اتمسفر خیال pinned «فصل سوم، قسمت دهم 🏠 بازگشت به خانه حدود بیست دقیقه بعد، آبی جلوی خانه…
  3. Oct 1, 2026فصل سوم، قسمت دهم 🏠 بازگشت به خانه حدود بیست دقیقه بعد، آبی جلوی خانهٔ مادرش رسید. خانه‌ه…
  4. Oct 1, 2026اتمسفر خیال pinned «فصل سوم، قسمت نهم 🔮 از آینده نیکلاس رو به آلیسا کرد. «کی آزاد شدی؟» «…
  5. Oct 1, 2026.رمان:#زیر‌آسمان‌پرستاره .نویسنده: #عباس_غلامی .پارت:دوم بعد از اینکه صبحانه‌اش را تمام کر…
  6. Oct 1, 2026فوروارد کن؛ من برایت سه چیزی می‌نویسم که شاید یک نویسنده جرئت نکرده باشد بنویسد. منتظر سه…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →