10. conventional /kənˈvɛnʃənəl/ متعارف
11. counterintuitive /ˌkaʊntərɪnˈtuːɪtɪv/ خلاف شهود
12. counterpart /ˈkaʊntərpɑːrt/ همتا
13. cue /kjuː/ نشانه
14. curriculum /kəˈrɪkjələm/ برنامهٔ درسی
15. demonstrate /ˈdɛmənstreɪt/ نشان دادن
16. discriminate /dɪˈskrɪmɪneɪt/ تمایز قائل شدن
17. durable /ˈdʊrəbəl/ پایدار
18. efficacious /ˌɛfɪˈkeɪʃəs/ کارآمد
19. embrace /ɪmˈbreɪs/ در آغوش گرفتن
20. entail /ɪnˈteɪl/ در پی داشتن
21. equated /ɪˈkweɪtɪd/ یکسانشده
22. eschew /ɪsˈtʃuː/ پرهیز کردن از
23. evaporate /ɪˈvæpəreɪt/ تبخیر شدن
24. experiment /ɪkˈspɛrɪmənt/ آزمایش
25. foster /ˈfɔːstər/ پرورش دادن
26. grammatical /ɡrəˈmætɪkəl/ دستوری
27. hypothesize /haɪˈpɑːθəsaɪz/ فرضیهسازی کردن
28. imperative /ɪmˈpɛrətɪv/ ضروری
29. interleave /ˌɪntərˈliːv/ درهم آمیختن
30. isolation /ˌaɪsəˈleɪʃən/ انزوا
31. lull /lʌl/ فریب دادن
32. mastery /ˈmæstəri/ تسلط
33. mechanism /ˈmɛkənɪzəm/ سازوکار
34. mere /mɪr/ صرف
35. neat /niːt/ منظم
36. outperform /ˌaʊtpərˈfɔːrm/ پیشی گرفتن
37. panacea /ˌpænəˈsiːə/ نوشدارو
38. persist /pərˈsɪst/ پابرجا ماندن
39. phenomenon /fɪˈnɑːmɪnɑːn/ پدیده
40. productive /prəˈdʌktɪv/ سازنده
41. puzzled /ˈpʌzəld/ سردرگم
42. repute /rɪˈpjuːt/ آوازه
43. resolve /rɪˈzɑːlv/ مصمم شدن
44. retrieval /rɪˈtriːvəl/ بازیابی
45. robust /roʊˈbʌst/ قوی
46. scaffold /ˈskæfəld/ داربست
47. sequential /sɪˈkwɛnʃəl/ متوالی
48. struggle /ˈstrʌɡəl/ تقلا
49. temptation /tɛmpˈteɪʃən/ وسوسه
50. transferable /trænsˈfɜːrəbəl/ انتقالپذیر
🌌 واژگان پیشرفته (Advanced)
1. interleaving effect /ˌɪntərˈliːvɪŋ ɪˈfɛkt/ اثر درهمآمیزی
2. blocked practice /blɑːkt ˈpræktɪs/ تمرین قالبی
3. retrieval cue /rɪˈtriːvəl kjuː/ نشانهٔ بازیابی
4. desirable difficulty /dɪˈzaɪrəbəl ˈdɪfɪkəlti/ دشواری مطلوب
🧠 اصطلاحات و کالوکیشنها (Idioms & Collocations)
1. take root ریشه دواندن
2. false sense of fluency احساس کاذب روانی
3. productive struggle تقلای سازنده
4. retrieval cue نشانهٔ بازیابی
5. desirable difficulty دشواری مطلوب
6. blocked practice تمرین قالبی
7. interleaving effect اثر درهمآمیزی
📊 منابع واژگان (Vocabulary Sources)
GRE 3500: ۱۴
Fiske Wordpower: ۱۰
۱۱۰۰: ۸
1014 Practice Tests: ۷
Vocabulary for the College-Bound Student: ۶
Word Power Made Easy: ۵
≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋
🌌🧠📜 نکات گرامری 📜🧠🌌
≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋
🔍 نکتهٔ ۱
📌 اصطلاح انگلیسی:
Rather than + gerund/noun
📌 فرمول انگلیسی:
Rather than + gerund/noun phrase, main clause
📝 جملهٔ نمونهٔ انگلیسی:
Rather than practicing one skill in isolation until mastery, learners who interleaved different tasks outperformed their counterparts.
🖍️ برگردان فارسی جملهٔ نمونه:
بهجای تمرین یک مهارت بهصورت مجزا تا حد تسلط، زبانآموزانی که تکالیف مختلف را درهم میآمیختند از همتایان خود پیشی گرفتند.
🖍️ توضیح فارسی (تفصیلی):
Rather than یک حرف اضافهٔ مرکب است که برای بیان ترجیح یا جایگزینی بهکار میرود.
معنای آن «بهجای»، «در عوض» یا «نه اینکه» است.
تفاوت آن با instead of در این است که rather than رسمیتر است و میتواند هم بهعنوان حرف اضافه (با gerund یا noun) و هم بهعنوان حرف ربط (با بند کامل) بهکار رود.
در جملهٔ نمونه، rather than بهعنوان حرف اضافه عمل میکند و پس از آن اسم مصدر practicing آمده است.
نکتهٔ دستوری: اگر rather than در ابتدای جمله بیاید، معمولاً با gerund همراه میشود:
Rather than complaining, she took action.
اگر در وسط جمله بیاید، میتواند با gerund یا اسم همراه شود:
She chose to walk rather than take the bus.
نکتهٔ ظریف: در انگلیسی رسمی، اگر rather than بهعنوان حرف ربط بهکار رود، فعل بند پس از آن معمولاً بهصورت ساده یا همزمان با فعل اصلی میآید:
Rather than he apologized, he blamed others.
اما این ساختار کمتر رایج است و بیشتر با gerund یا اسم دیده میشود.
نکتهٔ ترجمه: در فارسی معمولاً با «بهجای»، «در عوض» یا «نه اینکه» ترجمه میشود.
مثال دیگر:
Rather than memorizing isolated words, learners should study them in context.
بهجای حفظ کردن واژههای مجزا، زبانآموزان باید آنها را در بافت مطالعه کنند.
این ساختار در متون آکادمیک و آموزشی بسیار رایج است و در آزمونهای ارشد و دکتری بهعنوان یک نکتهٔ ظریف گرامری مطرح میشود.
───────────────
🔍 نکتهٔ ۲
📌 اصطلاح انگلیسی:
No sooner had + subject + past participle + than + subject + past simple
📌 فرمول انگلیسی:
Post #246
21