نقل است که مردمان اقلیم سرد روسیه به دیبای عادتی پسندیده آراسته بودند: جمعخوانی و بلندخوانی متون ادبی در شبهای بلند سرمای زمستان. سرمای هوا، نبود کار زراعی در زمستان و نیاز به گردهمآیی شبانه، افراد را گرد هم میآورد و ایشان تا سحر، متنی، شعری یا نوشتهای را به نوبت میخواندند (گاه تنها یک نفر میان این جمع سواد میداشت و او میخواند و بقیه گوش میدادند.) بعد از پایان متن به گفتگو در باب آن مینشستند و تا نیمههای شب یا طلیعهٔ سحر، در متن (و درنتیجه در خودشان) غور و کنکاش میکردند.
چنین رسمی در میان ما نیز بود. حافظخوانی ما در شبهای بلند یلدا صورتی مسخشده از شاهنامهخوانیهای پدرانمان در شبهای بلند زمستان زیر لحاف کرسی است. در کنار این شاهنامهخوانی، نقالی نیز وجود میداشت و چایخانهها و قهوهخانهها گعدهای برای گردهمآیی مردان پدید میآورد تا در کنار هم، بگویند و بشنوند و بخندند، یا بگریند.
زمستان در راه است؛ گرچه زمستان اصلی از پیش رسیده. شرایط اقتصادی و سیاسی کشور فروپاشی و اضمحلال مطلق است. لااقل در کوتاهمدت امید هیچ بهبودیای نیست. سرمای هوا به این فروپاشی خواهد افزود. دغدغهٔ اکثریت در حد کف هرم مازلو است. اقلیت هم هرگز داخل آدمیزادان نبودهاند که اهمیتی داشتهباشند. زمانی میگفتیم آب به بالاهای کشتی نرسیده. الآن کشتی غرق شده، و تفاوت میان کسانی است که زودتر با قایق رفتند یا دربهدر دنبال پارهچوبی برای بقایند.
تنها نمانید. این یک توصیهٔ ساده نیست؛ راهکار بقاست. مطلقاً عینی است: گروه تلگرامی یا دیدار اینترنتی جوابگو نیست. علاج دیدارهای حضوری بدنمندانه و فیزیکی است. دوستانتان را به این دیدارها مجبور کنید. کنار هم بمانید. شبهای سر زمستان هنوز نرسیدهاند. در دورهمیها چه کنید؟ بخوانید؛ بیشتر تاریخ و ادبیات. فلسفه به میزان کمتر. روانشناسی به هیچ دردی نمیخورد. روانکاوی شاید در حد ادویهٔ غذای اصلی. دورهمیها را هفتگی بگذارید. برنامهریزی کنید و دقیق باشید. اگر دورهمی برایتان سخت است، همراه تعدادی دوست کلاسی برگزار کنید و جنبهٔ جدیتری به آن ببخشید. این توصیه را جدی بگیرید. آنچه در راه است آنچنان مهیب است که تنها هاضمهٔ جمعی میتواند از آن عبور کند. دلیلی داشته که پدران ما سالها این کار را ادامه میدادند. جهان مدرن اقتضائات خود را دارد؛ اما باید آتش را زنده نگه داشت (گرچه لازم است از خاکسترش پالوده کرد.) باور کنید یا نکنید، این دورهمیها بسیاری را از افکار خودکشی رهانده است.
اگر امکان حضور در چنین گروههایی را ندارید (دوستانتان در دسترس نیستند یا دامنهٔ اندکی دارند، یا هرچه) تلاش کنید جنبهٔ خانوادگی به آن ببخشید. این کار را با خانواده انجام دهید. در نهایت، هنوز در این مملکت گروههایی از آدمها که هم جدی باشند و پیگیر و هم سرشان به تنشان بیارزد وجود دارند. میتوان آنها را در این گروه و آن جمع و این کلاس و آن «ایونت» (بله، حتی چنین محل مهوعی) پیدا کرد. میتوانید پیدایشان کنید (و مطمئن باشید استقبال میکنند.)
امیدوارم این زمستان، زمستان پنجمین باشد که فرمود:
چون زمستان پنجمین بگذشت/ششمین خوشبهار میبینم
سخن، مقولاتی در علوم انسانی و ادبیات
@Arkhe_logos