TGViewer
λόγος-logos λόγος-logos @arkhe_logos · 332 subscribers
Post #134 500
λόγος-logos یادداشت (۲) کلیدواژه‌ها: جامعه، ریشه‌های اجتماعیِ.... «چون نظریه‌های سیاسی بازتاب دهندهٔ وضع جوامعی است که این نظریه‌ها از دل آن برخاسته‌اند، پس باید آنها را محصول زمانه‌شان دانست. مفروضات سیاسی پایه‌ای هر دوره‌ای را معمولاً مسلم فرض می‌کنند. این مفروضات…
یادداشت (۳)
کلیدواژه‌ها: تعریف فلسفهٔ سیاسی، اشتراوس، فلسفهٔ سیاسی کلاسیک

«در گذشته، فلسفهٔ سیاسی مفهومی بسیار دقیق و مشخص بود. طیف فیلسوفان سیاسی از سقراط تا روسو و حتی برخی از متفکران بعد از آن‌ها تصور می‌کردند که فلسفهٔ سیاسی به معنی کوشش برای جایگزین کردن علم یا معرفت اصیل دربارهٔ اصول سیاسی به جای آراء و گمان‌هایی در این باره است. این اصول شامل دو دسته از موضوعات بود: ۱. «ماهیت مقوله‌های سیاسی»،‌ یعنی ماهیت قوانین،‌ نهاد‌ها،‌قدرت، آمریت، وظایف و حقوق، شرایط، رفتارها، تصمیم‌ها، آمال و آرزوها و آدمیان به عنوان عاملان فعال یا موضوعات رفتار سیاسی. ۲. «بهترین و عادلانه‌ترین نظم سیاسی»...درواقع، رابطهٔ فلسفهٔ سیاسی و علم سیاست رابطهٔ روش و هدف بود. افزون بر آن، تصور می‌شد که فلسفهٔ سیاسی اساساً از تاریخ متمایز است و رشته‌ای تاریخی محسوب نمی‌شود.» (فلسفهٔ سیاسی چیست؟، لئو اشتراوس، فرهنگ رجایی، ص ۷۴-۷۵)

اشتراوس در ادامه می‌نویسد که رابطه‌های ذکر شده (میان علم سیاست، تاریخ و فلسفهٔ سیاسی) با فلسفهٔ سیاسی در جهان مدرن مخدوش شده و علت بحران فلسفهٔ سیاسی نیز همین است.


«فلسفه‌های سیاسی ساختارهای متفاوتی دارند چون تلاش‌هاشان سامان‌دهی نظام‌مند اجتماعات و جوامع است، به قصد ارائهٔ تفسیری که این جوامع از نتایج کاربردی و عملی خود گرفته‌اند. در برخی موارد، فلسفه پیش از هرچیز یک بینش کلی متافیزیکی یا دینی تعریف می‌شود. کار فلسفه شرح حیات بشری است و در نسبتش با کیهان، تفسیری متناسب با جهان هستی یا تاریخ ارائه می‌دهد. دستاورد سیاسی آن نیز حاصل و نتیجهٔ همین تفسیر کلی است.
نوع دیگر فلسفهٔ سیاسی بر مشکلات خاصی اشاره دارد که مانع‌ای است در راه همزیستی انسان‌ها، و تجربهٔ تاریخی آن را به خوبی به ما نشان داده است. این نوع فلسفه‌ها نیز رنگ‌وبوی متافیزیکی یا دینی دارند اما فرعی محسوب می‌شوند.» (درآمدی به فلسفهٔ سیاسی، رمون آرون، محسن حسنی، ص۱۵-۱۶)

آرون در ادامه توضیح می‌دهد که فلسفه‌ای نظیر فلسفهٔ سیاسی ماکیاولی، منتسکیو و دوتوکویل در ردیف فلسفه‌های سیاسی گروه دوم‌اند، اما فلسفه‌ٔ سیاسی‌ای نظیر فلسفهٔ سیاسی کانت از گروه اول است. این موضوع شباهتی به یادداشت‌های فوق دارد که طبق آن، فیلسوف سیاسی اگر صرفاً به وضع موجود بپردازد، به علوم اجتماعی نزدیک‌تر می‌شود. توکویل و منتسکیو همانقدر که جامعه‌شناس‌اند فیلسوف سیاسی نیستند. منتسکیو به خصوص همواره درگیر نزاع میان امر موجود و امر مطلوب بود. هر عمل سیاسی‌ای باید هدفی داشته باشد که قائم به امری خارج از ساحت سیاست باشد؛ و چون فلسفهٔ سیاسی پرسشی مهم در خود از هدف «درست» امر سیاسی دارد، در نهایت مجبور به خروج از چهارچوب امر موجود به سوی امر مطلوب است.


سخن، مقولاتی در علوم انسانی و ادبیات
@Arkhe_logos
  • ❤ 1
More from @arkhe_logos
  1. Sep 28, 2026پدر نمادین و دو چهرۀ وقیح آن فرشید مرادیان «آدمی اخته است؛ همه‌چیز ممکن نیست». کارکرد پدری…
  2. Sep 26, 2026۷. از این ۱۰ نفر، لااقل دو نفر در کلاس‌های خود دانش‌آموزانی داشته‌اند که نیاز به «درمان رو…
  3. Sep 26, 2026گزارش یک فاجعه فروپاشی نظام آموزشی کشور بسته به تعریفی که از فروپاشی یک نظم مستقر می‌توان…
  4. Sep 11, 2026در اعمال پطرس، لحظه‌ای وجود دارد که پطرسی که به شهر رم رفته است، از آزار و اذیت مسیحیان به…
  5. Sep 11, 2026Annibale Carracci – Domine, Quo Vadis? (1601–1602) (آنّیباله کاراچی - خداوند، کجا می‌روی؟)…
  6. Sep 8, 2026💌خاطرات و خطرات https://t.me/khateraaat مهرپویا علا https://t.me/alamehrpouia مقولاتی در…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →