TGViewer
Anarchism Perspective . نگر آنارشیسم Anarchism Perspective . نگر آنارشیسم @anarchism_perspective · 627 subscribers
Post #983 274
Anarchism Perspective . نگر آنارشیسم پنج سال زیر سایه استبداد؛ روایت رنج مردم افغانستان https://www.anarshism.com/fa/five-years-under-shadow-tyranny-afghanistan/ #استبداد #افغانستان #بیکاری #تباهی #طالبان
پنج سال زیر سایه استبداد؛ روایت رنج مردم افغانستان

https://www.anarshism.com/fa/five-years-under-shadow-tyranny-afghanistan/


امروز، ۱۵ آگست ۲۰۲۶، پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت و سقوط کابل می‌گذرد؛ پنج سالی که برای میلیون‌ها انسان در افغانستان نه فقط گذشت زمان، بلکه تجربه‌ای از ترس، محرومیت، فقر و تحقیر بوده است.

پنج سال؛ پنج سال از زندگی یک نسل
شاید هیچ تصویری به اندازه‌ی سرنوشت دخترانی که پنج سال پیش نوجوان بودند، عمق این فاجعه را نشان ندهد.
دختری را تصور کنیم که در آگست ۲۰۲۱ چهارده ساله بود و در صنف هفتم درس می‌خواند. او احتمالاً رؤیای پزشک شدن، آموزگار شدن، مهندس شدن یا هر شغل دیگری را در سر داشت. امروز، در نوزده‌سالگی، به جای آن‌که در دانشگاه باشد، مهارتی بیاموزد یا برای ورود به زنده‌گی مستقل آماده شود، ممکن است سال‌ها از آموزش رسمی دور مانده باشد.

پنج سال در زندگی یک انسان ۱۴ تا ۱۹ ساله، بخش بزرگی از دوران شکل‌گیری شخصیت، دانش، مهارت و آینده است. این سال‌ها قابل بازگرداندن نیستند.

طبق گزارش‌های یونسکو و یونیسف، حدود ۲.۴ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروم شده‌اند و افغانستان همچنان تنها کشوری است که در آن آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان ممنوع است.

بنابراین مسئله فقط «بسته بودن مکاتب» نیست؛ مسئله، از دست رفتن یک نسل است. نسلی که می‌توانست پزشک، استاد، خبرنگار، مهندس، حقوق‌دان، اقتصاددان، کارآفرین و نیروی سازنده‌ی افغانستان باشد، اکنون با آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو است.

زن؛ نخستین هدف نظام سرکوب
در پنج سال گذشته، بدن، لباس، رفت‌وآمد، آموزش، کار، صدای اجتماعی و حضور عمومی زنان به عرصه‌ای برای اعمال قدرت تبدیل شده است.

محرومیت زنان از آموزش و کار را نمی‌توان تنها مجموعه‌ای از محدودیت‌های پراکنده دانست. این محدودیت‌ها یک نظام منظم از حذف اجتماعی را شکل داده‌اند؛ نظامی که هدف آن بیرون راندن زنان از عرصه عمومی و وابسته کردن آنان به ساختار مردسالار قدرت است.

امروز محدودیت‌های زنان از آموزش و اشتغال فراتر رفته و بخش‌های مختلف زنده‌گی عمومی آنان را دربر گرفته است.

سازمان‌های حقوق بشری و نهادهای بین‌المللی، وضعیت افغانستان را یکی از شدیدترین بحران‌های حقوق زنان در جهان توصیف می‌کنند، نماد واقعی «آپارتاید جنسیتی» است.

روی دیگر تباهی مردم افغانستان فقر است؛ زندگی‌ای که هر روز سخت‌تر می‌شود.
رنج افغانستان فقط سیاسی و حقوق بشری نیست. فقر نیز به بخش جدایی‌ناپذیر زنده‌گی روزمره تبدیل شده است.
برای خانواده‌ای که توان خرید غذای کافی ندارد، آزادی سیاسی ممکن است یک مفهوم دور به نظر برسد؛ اما فقر، گرسنه‌گی، بیکاری و ناتوانی در پرداخت هزینه‌های زندگی، واقعیتی است که هر روز با آن روبه‌رو می‌شود.

اقتصاد مردم افغانستان در این پنج سال با بحران‌های عمیق، بیکاری، کاهش فرصت‌های شغلی و وابسته‌گی گسترده به کمک‌های بشردوستانه روبه‌رو بوده است. در عین حال، محروم کردن زنان از آموزش و بازار کار فقط یک مسئله حقوق بشری نیست؛ مستقیماً به اقتصاد کشور نیز آسیب می‌زند.

یونیسف برآورد کرده است که محدودیت‌های آموزش و اشتغال زنان، سالانه دست‌کم حدود ۸۴ میلیون دلار از تولید اقتصادی افغانستان کم می‌کند.
در چنین شرایطی، مردم فقیرتر می‌شوند، اما ساختار قدرت همچنان پابرجاست. چون طالبان و نیروهای وابسته به آن با غارت و چپاول منابع معدنی، استخراج معادن و گرفتن مالیات کمرشکن از تاجران و کسبه‌کاران زراندوزی می‌کنند، و توسط آن ماشین کشتار و سرکوب خود را فعال نگهداشته اند. _به علاوه آن‌که ماهانه میلیون‌ها دالر پول نقد حکومت آمریکا به این گروه پرداخت می‌شود.

این فقر و فشار سیاسی باعث شده تا برخی مردم که امکان آن رو دارد از کشور فرار کند و راه مهاجرت در پیش گیرند، که این نیز مسیری برای نابودی و رنج مردم گردیده است. انسان‌های که درون مرزها، بیابان و جنگلات از گرما یا سرمای شدید می‌میرند ویا زیر باتوم و گلوله مرزبانان، قاچاق‌چیان انسان و گروه‌های مسلح دزدان جان می‌دهند، تحقیر می‌شوند ویا مجبور به باج‌دهی می‌شوند.

چنانچه چند روز قبل ۱۹ مسافر در مرز بین ایران و افغانستان به دلیل گرمای شدید و تشنه‌گی به طور دسته‌جمعی و به طور فجیعانه جان‌دادند، که نمادی روشن از رنج یک افغانستانی است.

یکی از عمیق‌ترین آثار پنج سال گذشته شاید چیزی باشد که کمتر در آمارها دیده می‌شود: بحران روانی و فرسایش امید.
جامعه‌ای که در آن جوان نمی‌داند فردا چه خواهد شد، دختر نمی‌داند چه زمانی دوباره می‌تواند درس بخواند، فارغ‌التحصیل نمی‌تواند کار پیدا کند و خانواده نمی‌داند فرزندش در کشور بماند یا مهاجرت کند، به تدریج با بحران روانی روبه‌رو می‌شود.
More from @anarchism_perspective
  1. Sep 27, 2026ما فقط تاوان دادیم زانیار https://www.anarshism.com/fa/we-just-paid-the-price/ کابل یک شهر…
  2. Sep 27, 2026ما فقط تاوان دادیم زانیار https://www.anarshism.com/fa/we-just-paid-the-price/ #افغانستان…
  3. Sep 11, 2026کشوری که هنوز دارد می‌میرد یازدهم سپتامبر برای افغانستان نقطه‌ی شروع یک فاجعه‌ی بیست‌ویک‌س…
  4. Sep 11, 2026از همان روزهای سقوط، مهاجرت‌های خونین آغاز شد. کسانی که خودشان را به چرخ فرودآمدن طیاره آو…
  5. Sep 11, 2026مردی که مُرد، کشوری که هنوز دارد می‌میرد.. https://www.anarshism.com/fa/man-who-died-count…
  6. Sep 11, 2026مردی که مُرد، کشوری که هنوز دارد می‌میرد.. https://www.anarshism.com/fa/man-who-died-count…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →