1️⃣
❇️ ریشهشناسی لقب «ابوتراب»
فضیلتتراشی امویان یا منقبتی نبوی؟
یکی از نمونههای بارز تحریف تاریخی که متأسفانه در برخی منابع راه یافته، افسانهی اعطای کنیه یا لقب «ابوتراب» به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است.
این ادعا که در قالب روایاتی چون «قُمْ يَا أَبَا تُرَابٍ» (برخیز ای ابوتراب) شهرت یافته، تماماً مجعول بوده و ریشه در دستگاه خلافت اموی به زعامت معاویه دارد.
تحلیل دقیق لغوی و فرهنگی نشان میدهد که کنیهی «ابوتراب» (پدر خاک) در عرف عرب، نه یک عبارت مدحآمیز، بلکه کنایهای از فقر، مسکنت و خاکنشینی و در واقع نوعی توهین و هتک حرمت محسوب میشود.
محال است پیامبر اکرم (ص)، که خود مظهر والاترین اخلاق بودهاند، چنین کنیهای را برای سيد الأوصياء، برادر، وصی و جانشين و مقرب ترين فرد به خداى عالم بعد از وى و محبوبترین خویشاوند خود به کار برده باشند. ایشان حضرت على را با زیباترین القاب و کنیههایی چون «ابوالحسن» و أمير المؤمنين خطاب میفرمودند، و همانگونه که در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَكُمْ» (چه شیرین است نامهای شما!).
هدف معاویه و بنیامیه از جعل و ترویج این روایات، کاملاً سیاسی و در راستای پروژهی شخصیتزدایی از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بود. آنان با این کار قصد داشتند چهرهای فقیر و خاکنشین از آن حضرت ترسیم کرده و مقام والای ایشان را در انظار عمومی تنزل دهند.
متأسفانه این جعل تاریخی آنچنان تکرار شد که به تدریج به برخی منابع راه یافت و بعدها عدهای از غلات تلاش کردند برای آن وجوهِ فضیلت بتراشند.
آن فضیلتی که غلات تراشیدند چنان شهرت پیدا کرد که اصحاب خط اعتدال و میانه رو باور کرده و به صورت مرفوع به امام صادق نسبت دادند.
همانطور که از روایت شیخ صدوق در معانی الأخبار (باب معنی أبي تراب ص ١٢٠ ) بر مى آيد.
روایت معانی الأخبار چنین است:
باب معنى أبي تراب
1- أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِي قَتَادَةَ الْقُمِّيِّ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام.
وَحَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ الْعَدْلُ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ: حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ: حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ الْعَبْدِيُّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عَبَايَةَ بْنِ رِبْعِيٍّ قَالَ:
قُلْتُ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ:
لِمَ كَنَّى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وسلم عَلِيّاً علیه السلام أَبَا تُرَابٍ؟
قَالَ: لِأَنَّهُ صَاحِبُ الْأَرْضِ وَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَى أَهْلِهَا بَعْدَهُ وَبِهِ بَقَاؤُهَا وَإِلَيْهِ سُكُونُهَا وَلَقَدْ سَمِعْتُ رسول الله يَقُولُ:
إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَرَأَى الْكَافِرُ مَا أَعَدَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لِشِيعَةِ عَلِيٍّ مِنَ الثَّوَابِ وَالزُّلْفَى وَالْكَرَامَةِ قَالَ: يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَاباً.
أَيْ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ وَذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَيَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرابا.
سوگمندانه شیخ صدوق به این مقدار بسنده نکرده ۳ روایت مجعول ديگر را در علل الشرايع آورده است:
باب العلة التي من أجلها كنَّى رسول الله (ص) أمير المؤمنين علي بن أبي طالب أبا تراب
1 _ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ السُّكَّرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ حَسَّانَ الْعَبْدِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ:
صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله وسلم الْفَجْرَ ثُمَّ قَامَ بِوَجْهٍ كَئِيبٍ وَقُمْنَا مَعَهُ حَتَّى صَارَ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ عليها السلام، فَأَبْصَرَ عَلِيّاً نَائِماً بَيْنَ يَدَيِ الْبَابِ عَلَى الدَّقْعَاءِ، فَجَلَسَ النَّبِيُّ ص فَجَعَلَ يَمْسَحُ التُّرَابَ عَنْ ظَهْرِهِ وَيَقُولُ:
قُمْ فِدَاكَ أَبِي وَأُمِّي يَا أَبَا تُرَابٍ، ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِهِ وَدَخَلَا مَنْزِلَ فَاطِمَةَ، فَمَكَثْنَا هُنَيَّةً ثُمَّ سَمِعْنَا ضَحِكاً عَالِياً، ثُمَّ خَرَجَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص بِوَجْهٍ مُشْرِقٍ فَقُلْنَا: يَا رَسُولَ اللَّهِ دَخَلْتَ بِوَجْهٍ كَئِيبٍ، وَخَرَجْتَ بِخِلَافِهِ؟
فَقَالَ: كَيْفَ لَا أَفْرَحُ وَقَدْ أَصْلَحْتُ بَيْنَ اثْنَيْنِ أَحَبِّ أَهْلِ الْأَرْضِ إِلَيَّ وَإِلَى أَهْلِ السَّمَاءِ.
📌السيد الموسوي
Post #1665
405