1️⃣
❇️ آیا قبل از شیخ مفید أهم اصول اعتقادی شيعه در هالهای از ابهام بود؟!!
بزرگداشت مقام شیخ مفید نباید به قیمت نادیده گرفتن و تحقیر میراث عظیم پیشینیان تمام شود. مسئله این نیست که زحمات شیخ مفید را منکر شویم؛ مسئله این است که نویسنده ادعا میکند ایشان «اهم اصول عقیدتی» را برای شیعه «روشن» کرده است. این بدان معناست که پیش از ایشان این اصول روشن نبوده است. یعنی از زمان امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) تا عصر شیخ مفید، شیعیان در اصول اعتقادی خود سرگردان بودند و ائمه برایشان این مبانی را تبیین نکرده بودند تا شیخ مفید بیاید و آنان را نجات دهد! این سخنی به غایت ناصواب و غیرقابل قبول است.
هنگامی که ما از این گزاره دفاع میکنیم که «تشیع مرهون زحمات علامه مجلسی است»، این سخن به هیچ روی به معنای نفی یا انکار زحمات سایر علما نیست. مقصود ما از این تعبیر، تبیین عظمت، برجستگی و حجم فوقالعاده خدمتی است که آن عالم ربانی به عالم تشیع ارائه کرده است.
برای درک این عظمت، لازم است به یکی از اقدامات بیبدیل ایشان، یعنی تألیف دائرة المعارف گرانسنگ «بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار» نظری بیفکنیم. پیش از علامه مجلسی (اعلی الله مقامه الشریف)، میراث روایی ما در قالب حدود چهارصد کتاب، به صورت متفرّق و پراکنده در اقصی نقاط عالم اسلام وجود داشت و بسیاری از این متون در دسترس عموم علما قرار نداشت. ایشان با همتی بینظیر، افرادی را به مناطق مختلفی از جمله خراسان، هند، پاکستان، آذربایجان، ترکیه، عراق، بحرین و یمن فرستاد تا این کتب را گردآوری کنند. سپس این مجموعه عظیم را تبویب و تنظیم نمود و در قالب یک کتاب جامع عرضه کرد.
اهمیت این کار زمانی آشکار میشود که بدانیم اگر این همت والا و اقدام سترگ ایشان نبود، چهبسا قریب به یکسوم از این میراث گرانبها در گذر زمان نابود میشد و از میان میرفت. کما اینکه امروز، برخی از همان چهارصد کتاب که در شمار مصادر بحار جای دارند، با وجود گذشت تنها سیصد سال از آن دوران، شاید دیگر در دسترس نبوده و مفقود گشتهاند. بنابراین، این گزاره که «مذهب تشیع مرهون زحمات ایشان است»، سخنی گزاف و بیاساس نیست.
افزون بر این، علامه مجلسی تنها یک مؤلف نبود؛ ایشان در عصر خود، منصب «شیخالاسلام» ایران را بر عهده داشت که در آن دوران یک ابرقدرت جهانی بود. این منصب، معادل جایگاه قاضیالقضات دربار اهل سنت و مرجعیت عامه تشیع بود و ریاست کل قوه قضاییه را شامل میشد. در کنار این مسئولیت عظیم علمی سیاسی و قضایی، ایشان به اقامه نماز جماعت، برگزاری کرسیهای درس و رسیدگی به امور اجتماعی و حوزوی نیز اشتغال داشت و این همه در حالی بود که ایشان دارای خانواده و شئون شخصی نیز بودند.
با وجود این حجم از مسئولیت، برکت عمر و همت ایشان به گونهای بود که آثار علمی ماندگار دیگری نیز از خود به جای گذاشتند. كتاب (ملاذ الأخيار در شرح تهذيب الأخبار) در ١٧ مجلد و نيز کتاب «مرآة العقول» که شرحی بر کتاب شریف کافی است، در بیش از بیست مجلد به رشته تحریر درآمد. همچنین، تألیفات متعدد فارسی ایشان برای عموم مردم که گمان میرود تعداد آنها نیز از بیست جلد كمتر نباشد، آثاری چون (عین الحیات)، (حق الیقین)، (حلیة المتقین)، (حیاة القلوب)، (جلاء العيون)، (تحفة الزائر)، و (زاد المعاد)، را شامل میشود. ایشان روایات را برای مردم ترجمه میکردند که خود کاری بسیار سنگین و نیازمند مهارتی ویژه است.
اکنون بسیاری از شخصیتهای علمی، با وجود آنکه یکصدم مسئولیتهای علامه را بر دوش ندارند و از فراغت بیشتری برخوردارند، حتی پنج جلد کتاب تألیف نکردهاند. این حجم از بازدهی علمی، جز با توفیق الهی و اخلاصی کمنظیر ممکن نیست. ایشان به راستی از جان و عمر خویش مایه گذاشت، بهترین بهره را از آن برد و حاصل آن را در طبق اخلاص نهاد تا معارف اهل بیت را برای عموم شیعیان احیا کند.
📌السيد الموسوي
Post #1670
810