در صد و نودمین (۱۹۰) نشست از نشستهای ادوار (ششمین از هشت نشست بیست و چهارمین دوره) دورههای آموزشی تخصصی و جامع تربیت بالینگر (نظری، کارآموزی، کارورزی) در بیمارستان تخصصی روانپزشکی دلآرام سینا، پیش از آغاز زمان استراحت دوم (ناهار و استراحت) بحثی پیرامون سببشناسی و درمان در طرحواره درمانی شکل گرفت که بیش از یک ساعت به طول انجامید.
یکی از محورهای گفتوگو پیرامون «الگوی تکرار» و دیگری «آگاهی به مثابهی درمان» بود. من دربارهی تأثیر آگاهی این توضیح دادم که «صرف آگاهی باعث تغییر رفتار نمیشود» و با ذکر مثالهایی تأکید کردم که هیچ میزان از آگاهی صرف، تأثیری در درمان ندارد و در این باره نیز توسط شرکتکنندگان در بحث نظرات موافق و مخالفی متعددی مطرح شد. اما مبنای اصلی بحث، پیرامون Repetition Pattern یا همان الگوی تکرار بود که در اواسط صحبتها به پیشینهی روانکاوی و فروید نسبت داده شد. من در منابع چیزی پیدا نکردم که تأیید کند که این عبارت، اصطلاح اختصاصی یک شخص یا نظریهپرداز و در نهایت فروید است، اما اصطلاح Wiederholungszwang به آلمانی و Repetition Compulsion به انگلیسی یا همان «اجبار به تکرار» را نخستین بار فروید در مقالهی Erinnern, Wiederholen und Durcharbeiten به آلمانی و Remembering, Repeating and Working-Through به انگلیسی یا همان «یادآوری، تکرار و کار کردن از خلال» مطرح کرد و بعدتر نیز در مقالهی Das Unheimliche به آلمانی و the uncanny به انگلیسی یا همان «أمر نامأنوس» در سال ۱۹۱۹ عنوان کرد. یک سال پس از انتشار مقالهی دوم، فروید این مفهوم را به طور گستردهتری در قالب یک کتاب بسط داد که در انتها آن را معرفی کردهام.
▪️مقالهی ۱۹۱۴
فروید در این مقاله توضیح میدهد که بیمار چگونه به جای به یاد آوردن مستقیم تجربههای گذشته، ممکن است آنها را در رفتار و روابط کنونی خود «تکرار کند» و چگونه میتوان این الگوها را در جریان درمان بررسی کرد.
۱. یادآوری (Remembering)
بیمار میتواند برخی تجربهها، تعارضها و خاطرات گذشته را به یاد بیاورد و دربارهی آنها صحبت کند. با این حال، همهی «محتوای روانیِ مؤثر بر رفتار فرد» لزوماً بهصورت خاطرهای روشن در «دسترس آگاهی نیست».
۲. تکرار (Repeating)
فروید مطرح میکند که بیمار گاهی به جای یادآوری آنچه «فراموش» یا «واپسرانده» شده است، آن را در رفتار و روابط خود «تکرار میکند». برای مثال، فرد ممکن است به جای یادآوری تعارضهای گذشته با یک شخصیت مقتدر، همان شیوهی تعارض را در رابطه با درمانگر بازآفرینی کند. فروید این موضوع را با مفهوم acting out نیز مرتبط میکند؛ یعنی فرد به جای به یاد آوردن یا بازگویی محتوای گذشته، آن را بهصورت عملی و رفتاری بازنمایی میکند.
۳. کارکردن از خلال (Working-Through)
صرف آگاهشدن از یک تعارض یا تفسیر آن توسط درمانگر، لزوماً برای تغییر پایدار کافی نیست. بیمار باید در طول زمان با مقاومتهای خود مواجه شود، آنها را بشناسد و بهتدریج دربارهی «الگوهای تکرارشونده» بینش پیدا کند. فروید این فرایند تدریجی را working-through مینامد.
۴. نقش انتقال (Transference)
درمانگر ممکن است در رابطهی درمانی، هدف احساسات، انتظارات و تعارضهایی قرار گیرد که ریشه در روابط گذشتهی بیمار دارند. این پدیده، انتقال (Transference) نامیده میشود. از دید فروید، رابطهی درمانی فرصتی فراهم میکند تا «الگوهای تکرارشونده» به جای آنکه صرفاً دربارهشان صحبت شود، «در رابطهای زنده مشاهده و تحلیل شوند».
۵. نقش مقاومت (Resistance)
مقاومت ممکن است مانع یادآوری یا پذیرش برخی تجربهها و تعارضهای روانی شود. در چنین شرایطی، فرد میتواند بهجای یادآوری آنچه برایش دشوار است، آن را در رفتار خود «تکرار کند».
پایان قسمت اول
Dr. Alireza Chehrehsa
Clinical Psychologist
متخصص روانشناسی بالینی
معنادرمانگر، کنشگر اصلاحطلب
علاقهمند جراحی مغز و اعصاب
سرپرست آموزش و ناظر بالینی: @internship_psychology
رییس: @tapca_iran
📳 شـبـکـههـای اجـتـمـاعـی:
زیلینک|تلگرام|اینستاگرام|بله|سایت
Post #767
125