📋 به قلم شما...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷
پول را دستکم نگیر...✍ شفیق الله عاطف
مدرک داشتم؛ اما جیبم خالی بود!
این نوشته را از پشت میز یک استاد یا از روی یک کتاب نمی نویسم؛ از تجربه چند سال زندگی خودم مینویسم.
من هم روزی دانشآمـوز برتر بودم. بعد دانشجوی برتر شـدم. مثل بسیاری از جوانان، تمام فکروذکرم درس، کتاب، امتحان، اول نمره شدن و گرفتن مدرک بود.
خیال میکردم اگر خوب درس بخوانم، اگر دانشگاه را بهپایان برسانم و اگر مدرک بگیرم، آیندهام خودبهخود ساخته خواهد شد.
اما امروز که چند سال از آن روزها فاصله گرفتهام میبینم که در آن زمان یک چیز مهم را نمیفهمیدم:
زندگی فقط با درس و مدرک اداره نمیشود.آن روزها از اهمیت پول و وضعیت اقتصادی چندان آگاهی نداشتم. شاید فکر میکردم حرف زدن از پـول و دارایی برای کسانی است که تجارت میکنند؛ نه برای دانشآموز و دانشجو.
امروز تجربه زندگی به من چیز دیگری و درس مهمی آموخته است؛ من طعم تنگدستی را دیدهام.
روزهایی را دیدهام که خواستن یک کتاب، ادامه یک کار علمی، استفاده از یک فرصت یا حتی انجام یک کار سـاده، به دلیل نداشتن پول آسان نبوده است.
در آن روزها تازه فهمیدمکه فقر تنها گرسنه بودن نیست؛ بلکه خالی بودن جیب فقر شدید و هیولای بزرگ استکه گاهی در زمرهٔ انسان شمارت نمیکنند و فقر دیگر محدود شدن فرصت های انسان است.
گاهی تو استعداد داری، اما امکان نداری.
علم داری، اما سرمایه نداری.
انگیزه داری، اما وسیله نداری.
میخواهی جلو بروی، اما مشکلات مالی چند قدم تو را عقب میکشد.
چیزی که دیر فهمیدم،
اگر امروز به سالهای مکتب و دانشگاه خود برگردم، به خودِ آن روزهایم یک حرف مهم میزنم: «
درس بخوان؛ اما فقط برای مدرک درس نخوان.» و در کنارِ درس پول پیدا کن پول.
من امروز باور دارم که دانشآموز و دانشجو باید از همان سالهای جوانی به آینده اقتصادی خودش نیز فکر کند.
نه به این معنا که همه چیز را فدای پول کند؛ بلکه بایست یاد بگیرد چگونه از علم و استعداد خود، یک «توانایی و قدرت» واقعی بسازد.
اگر نویسندهای، نویسندگی را جدی یاد بگیر.
اگر زبان میدانی، آن را به یک مهارت تبدیل کن.
اگر در تکنولوژی استعداد داری، آن را دنبال کن.
اگر تجارت را دوست داری، اصول تجارت را بیاموز.
اگر مهارت خاصی نداری، یکی را انتخاب کن و از صفر شروع کن.
من امروز میفهمم که «مدرک» بهتنهایی تضمینکننده زندگی نیست.
پول را نباید تحقیر کرد؛
یک اشتباه دیگر ما این بود که گاهـی درباره پـول طوری فـکر میکردیم که گویا توجه به ثروت با اهل علم بودن منافات دارد.
اما تجربهای که من از جامعه گرفتهام، چیز دیگری میگوید.
در جامعهی ما پولدارها در بسیاری از موارد فرصت و قدرت بیشتری دارند. حرفشان بیشتر شنیده میشود، امکانات زیاد در اختیار دارند و میتوانند برای خود فرصتهایی ایجاد کنند که یک دانشآموخته کمدرآمد و بیسرمایه حتی تصورش را هم نتواند بکند.
تلخ است، اما من نمیخواهم این واقعیت را انکار کنم؛ گاهی میبینم کسی سالها درس خوانده، اما برای یک نیاز سادهٔ زندگی خود درمانده است؛ در مقابل کسیکه تحصیلات چندانی ندارد، بهدلیل توان اقتصادی خویش امکانات و نفوذ بیشتری دارد.
این مقایسه برای تحقیر علم نیست؛ برای بیدار شدن ماست.
علم ارزش دارد، اما باید بتوانیم آنرا به توانایی، مهارتها و استقلال و اثرگذاری تبدیل کنیم.
به همین دلیل اگر امروز دانشآموز یا دانشجو هستی تصمیم بگیر و از همین حالا به فکر آینده اقتصادی خود باش.
پولرا هدف نهایی زندگی قرار نده؛ اما آنرا هم دستکم نگیر.
دارایی و ثروت اگر با عقل، اخلاق و مسئولیت همراه باشد، میتواند وسیلهای برای استقلال، ادامه تحصیل، سرافرازی و کمک به خانواده، ایجاد کار و خدمت به دیگران باشد.
اگر امروز دوباره دانشجو میشدم، همان درسهارا میخواندم، کتاب میخریدم و برای علم تلاش میکردم؛ اما در کنار آن حتماً برای پول پیدا کردن کار میکردم و یک مهارت اقتصادی نیز یاد میگرفتم.
بخشی از وقتم را برای یادگیری یک حرفه میگذاشتم.
برای درآمد آیندهام برنامه میساختم.
با افراد باتجربه صحبت میکردم و منتظر نمیماندم که بعد از گرفتن مدرک، زندگی خودش برایم شغل و درآمد پیدا کند.
این حرفرا از سر ناامیدی نمینویسم؛ از سر دلسوزی و تجربه مینویسم.
نمیخواهم دانشآموز امروز، چند سال بعد همان حسرتی را داشته باشد که شاید من و بسیاری از همنسلانم داریم: اینکه چرا زودتر به فکر ساختن آینده اقتصادی خود نبودیم.
شاید امروز فکر کنی هنوز خیلی وقت داری.
من هم یک روز همین فکر را میکردم.
اما زمان خیلی زود میگذرد.
و روزی میرسدکه دیگر کسی از تو نمیپرسد چند جلد کتاب خواندهای یا چند نمره گرفتهای؛ بلکه زندگی از تو میپرسد:
با آنچه آموختی، چه ساختی؟#بهقلمشما
#سال_اندیشه_ابتکار
@Alefba99 | الفباء