📝 رهنمود زندگی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز، همینطور که خیالکنان از پیادهرو خیابان میگذشتم، از دمِ خانهای رد شدم که برای عابران، آبسردکنی کنار در گذاشته بودند. از دیدن این کار کوچک و دوستداشتنی به وجد آمدم.
چند قدم جلوتر دم خانهای دیگر که چند پله داشت، چشمم به قوطیهای روغن و سطلهای ازکارافتادهای افتاد که صاحبخانه با ذوق، در آنها ریحان و نعنا کاشته بود، درست کنار راه آدمها.
بیاختیار هنگام رد شدن دستی روی برگهایشان کشیدم، چشمهایم را بستم و از بوی خوشی که روی دستم مانده بود، لذت بردم.
با خودم فکر کردم چه کارهای کوچکی که اثرات بزرگی میسازند.
درِ خانهات بسته است و زندگیات در جریان؛ اما میتوانی چیزی بیرون از آن بگذاری که حالِ رهگذری را خوب کند؛ یک آبسردکن، چند بوتهی نعنا و ریحان، یا هر چیز کوچکی که بگوید: اینجا کسی به حال آدمهایی که از این راه میگذرند فکر کرده است.
شاید خوبی همیشه در کارهای بزرگ و پرسروصدا نباشد؛ گاهی در همین چیزهای کوچک و بیادعاست که سهمی از زیبایی دنیا را به دیگران میدهیم.
امروز از آن محله رد شدم، اما چیزی از آن محله با من برگشت، بوی ریحان و نعنا روی دستم، و این فکر شیرین که آدم میتواند حتی پشت در بستهی خانهاش هم سهمی در خوشتر شدن حال دیگران داشته باشد.
چه محلهی خوشذوقی بودند؛ آدم دلش میخواست کمی آهستهتر از کنار خانههایشان رد شود.
🔖به نقل از کانال ورده حمراء
#رهنمود_زندگی
@Alefba99 | الفباء
Post #4829
249
- ❤ 1