ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📑
برگی از کتاب این روزها...✍ نوشتۀ ادهم شرقاوی با ترجمۀ عبدالرحمن عزام
باری «
مهاتیر محمد» نخستوزیر سابق مالزی مهمان افتخاری جشن فارغالتحصیلی مکاتب «کوبانگ پاسو» در مالزی بود.
آن روز در آن جشن، مهاتیر محمد به عنوان مهمان سخنرانی کرد و در خلال سخنان خویش گفت: میدانم که امروز روز فارغالتحصیلی دانشآموزان است؛ اما من مسابقهای میان معلمان و آموزگاران برگزار میکنم و برندۀ این مسابقه، جایزۀ ارشمندی دریافت خواهد کرد.
حاضران همایش در عالمی از احساس و هیجان، در هالهای از حیرت و اشتیاق قرار گرفته بودند و منتظر اجرای این مسابقه بودند که مهاتیر محمد با بیان قواعد مسابقه، آنان را از این عالم بیرون کشید. او در حالی که به همۀ معلمان حاضر یکیک بادکنک توزیع میکرد، گفت: هر اشتراککننده باید بادکنک خود را باد کند و سپس آن را به پای خود ببندد و تا پایان مسابقه آن را سالم نگه دارد. هر کس بادکنکش نترکید و توانست تا آخر مسابقه آن را نگه دارد، او برندۀ این مسابقه شناخته میشود؛ شما فقط یک دقیقه وقت دارید؛ ۱، ۲، ۳ شرووووع!
آموزگاران مسابقه را شروع کرده و به یکدیگر حمله کردند؛ هرکدام در حالیکه سعی میکرد بادکنک خود را حفاظت کند، در پی آن بود تا بادکنک همکار خود را بترکاند؛ اما شگفتی این امر آنجا بود که بعد از یک دقیقه، همۀ بادکنکها ترکیده بودند و برندهای در این میان وجود نداشت.
شگفتتر از آن، هنگامی بود که مهاتیر محمد در پیوند به این امر گفت: من از کسی نخواستم که بادکنک دیگری را بترکاند؛ من فقط از شما خواستم هر یک بادکنک خود را حفاظت کرده و سالم نگه دارید. اگر هر یک از شما بدون تصمیم و اقدام منفی علیه دیگری میایستاد و فقط بادکنک خود را نگه میداشت، همۀ بادکنکها سالم میماندند و شما نیز همه برنده شده و جایزه به دست میآوردید؛ اما تفکر منفی بر همه چیره شد و هر یک از شما خواستید به قیمت شکست دیگری، خود به موفقیت برسید؛ در حالی که بدون کدام اقدامی علیه دیگران، همه میتوانستید برنده شوید. اما متأسفانه برخی افراد برای رسیدن به موفقیت، تمایل دارند دیگران را تخریب کنند و تأسف بزرگتر برای این است که این ذهنیت، نه تنها در این بازی و مسابقه، که در همه امور و شؤون زندگی ما جاری است.
#این_روزها
#برگی_از_کتاب
@Em_Roozam