در دوازدهمین آیۀ سورۀ توبه آمده است: «وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ: و اگر پيمانشان را پس از تعهدشان شكستند و در دين شما طعنه زدند، پس با امامانِ كفر بجنگيد، كه آنان را عهد و پيمانى نيست، باشد كه بازايستند».
در نقلی کهن در مصادر عامه که با دو تحریر و به چند سند از زید بن وهب از حذیفة بن یمان روایت شده (نمودار اسناد نقلهای زید بن وهب از حذیفه)، آمده که حذیفة بن یمان -صحابی پیامبر (ص) که نامهای منافقان را میدانست و از فتن آینده باخبر بود- دربارۀ این آیه گفته است که هنوز با اهلِ این آیه (امامانِ کفر) جنگ نشده است. تحریرهای این گزارش از این قرار است:
نقل اعمش و حبیب بن حسان از زید بن وهب: حذیفه دربارۀ آیۀ «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» گفت: «با اهل این آیه [= امامان کفر] هنوز جنگ نشده است».
نقل اسماعیل بن ابیخالد و اعمش (به صورت مختصر) از زید بن وهب: حذیفه دربارۀ آیۀ «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» گفت: «از اصحاب این آیه [= امامان کفر] جز سه نفر باقی نمانده و از منافقان جز چهار نفر باقی نمانده است...».
از نقل نخست برمیآید که خدا دستور به جنگ با افرادی به عنوان «امامان کفر» داده ولی بعد از نزول این آیه تا آن زمان هنوز با چنین افرادی جنگ نشده است. همچنین از نقل دوم برمیآید که این «امامان کفر» افراد مشخصی در نگاه حذیفه بودهاند که این افراد با منافقان صحابه (عدّهای از اصحاب مهم پیامبر ص که در لیلة العقبة قصد ترور پیامبر ص را کردند و حذیفه آنان را شناخت و از جملۀ آنان ابوموسی اشعری بود؛ نگر: 1، 2، 3) مرتبطاند.
بر این اساس، برای مصداقیابی این «امامانِ کفر» در منظر حذیفه باید به دنبال جنگی پس از حذیفه باشیم که در آن افراد مهمی از صحابه حضور داشته باشند (و احتمالاً با منافقانی چون ابوموسی اشعری مرتبط باشند). همچنین با درنظرگرفتن متن آیه (وإن نکثوا أیمانهم... إنهم لا أیمانَ لهم) نیز میتوان این نکته را درنظرگرفت این امامان کفر پیش از این جنگ، یک پیمانشکنی مهم داشتهاند.
خوشبختانه گزارشهای مهمی باقی مانده که میتواند به فهم گفتۀ حذیفه، کمک مؤثری کند: در نقلهای مختلفی از ابوالطفیل، حسن بصری، و عثمان مؤذن بنیافصی روایت شده که امیرالمؤمنین (ع) در روز جمل با اشاره به آیۀ «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» از این گفتند که هنوز با اهل این آیه جنگ نشده و اصحاب جمل را اهل این آیه دانستند.
افزون بر این، حنان بن سدیر روایت مهمی در این باره از امام صادق (ع) نقل کرده است:
دخل عليَّ أناسٌ من أهل البصرة فسألوني عن طلحة و الزبير، فقلت لهم: كانا من أئمة الكفر، إن عليا عليه السلام يوم البصرة لما صف الخيول... قال: فما بال بيعتي تنكث و بيعة غيري لا تنكث! إني ضربت الأمر أنفه و عينه فلم أجد إلا الكفر أو السيف [1]. ثم ثنى إلى صاحبه فقال: إن الله تبارك و تعالى يقول في كتابه: و إن نكثوا أيمانهم من بعد عهدهم و طعنوا في دينكم فقاتلوا أئمة الكفر إنهم لا أيمان لهم لعلهم ينتهون، فقال أمير المؤمنين عليه السلام: و الذي فلق الحبة، و برأ النسمة، و اصطفى محمدا بالنبوة، إنهم لأصحاب هذه الآية و ما قوتلوا منذ نزلت(قرب الإسناد، ص96-97؛ تفسیر العیاشي، ج2، ص77).
1. مشابه این عبارت که (راهی نیافتم جز جنگ یا کفر) در نقلهای متعددی از امیرالمؤمنین (ع) دربارۀ جنگ جمل و جنگ صفین نقل شده است (وقعة صفین، ص474؛ جزء أبي الجهم، ص51؛ مصنف ابن أبي شیبة، ج7، ص541؛ التاریخ الکبیر للبخاري، ط1440ق، ج5، ص529؛ المعرفة والتاریخ، ج2، ص688؛ أنساب الأشراف، ج3، ص33؛ الأخبار الطوال، ص188؛ أمالي المفید، ص154؛ نهج البلاغة، ص84؛ الإمامة لأبي نعیم، ص369).
@Al_Meerath