در جنوب میانرودان، میان ۳۳۰۰ تا ۲۹۰۰ پیش از میلاد، در پایان دورهٔ اوروک و آغاز دورهٔ جمدت نصر، سنگتراشی تکهای رودوکروزیت را به پیکر بانویی نشسته، با زانوی بالاآمده و تاجی بر سر، برید. این مهر آویزی با شمارهٔ ۱۹۸۸٫۳۸۰٫۱ ثبت شده و اکنون در نمایش نیست. چنین پیکرهایی هم بر مهرهای غلتان ایران و میانرودان و سوریه دیده میشوند و هم، به شکل مجسمهٔ تمامگرد کوچک، در شوش. امروز آنها را «زنان گیسبافته» مینامند. بسیاری انگار سرگرم سفالگری یا بافندگیاند، اما شاید معنایی آیینی هم داشتند و نشان نیایش بودند.@Zuurvan
سر بانو نیمرخ است و بینیاش برجسته. یک دستش آرام بر تن نشسته و کف دستش بر زانوی خمشده است، و زانوی دیگرش بالا آمده. ردیفی از گودیهای ریز بر تاج و سینه و چشمش را شاید روزگاری با نگین پر میکردند.
از ۱۹۸۳ مارتین و سارا چرکاسکی در نیویورک آن را به موزهٔ متروپولیتن به وام داده بودند و در ۱۹۸۸ به موزه بخشیدند. مهر از ۱۰ سپتامبر ۱۹۸۷ تا ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۸۸ در نمایشگاه «هنر در کوچکی» در همان موزه، در ۱۹۹۸ از ۷ ژانویه تا ۲۶ آوریل در نمایشگاه «مهری بر دل تو» در کتابخانهٔ مورگان در نیویورک، و از ۱۴ اکتبر ۲۰۲۲ تا ۱۹ فوریهٔ ۲۰۲۳ در نمایشگاه «او که نوشت» در همان کتابخانه دیده شد. بخش نگهدارندهٔ آن «هنر آسیای باختری باستان» است.
سنگ سرخگل، چون دانهٔ اناری که در مشت سپیدهدم مانده، کوچک و گرم میدرخشد و بانو، با زانویی که چون ماهی نو بالا آمده و دستی آرام بر پا، سالهاست در نشستنی بیپایان آرام گرفته. چشم پرشده از نگینهای رفتهاش هنوز به جایی دور مینگرد، چنانکه گویی هنوز منتظر نخستین باران خاک خشک است.
Post #261
661

• بانوی نشسته از میانرودان؛ پیکری کوچک، به یادگارمانده از پنج هزار سال پیش