در جنوب باختری ایران، میان ۳۱۰۰ تا ۲۹۰۰ پیش از میلاد، سفالگری گِل را به شکل گرازی وحشی و ایستاده درآورد. این کوزه از روزگار #ایلامی آغازین است، با شمارهٔ ۱۹۷۹٫۷۱، و اکنون در نمایش نیست. کوزههای جانورپیکر از ویژگیهای همین دوره در جنوب باختری ایران است.@Zuurvan
تن گراز میانتهی است و چون ظرف به کار میرفت. بر میانهٔ پشتش لبهای گرد و کوچک است و بر پوزهاش سوراخی. کوزه را از دهانهٔ پشت پر میکردند و سوراخ پوزه را با شست میبستند، و چون شست برداشته میشد، آب بیرون میریخت. گِل ریز و سطحش صاف است و با رنگ قهوهایِ تیره بر زمینهٔ بوف نقش خورده. خطهای تیز و مورب بر تنش موی ستبر گراز را یادآور میشوند، بهویژه بر ستون پشت که ردیفی ایستاده است. چشمها دایرههایی با نقطهای در میاناند، درست زیر گوشهای کوچک و هشیارش. سمهای شکافته و مچ پاها از گِل ساخته شدهاند. خمیدگی تن او کوزه را آکنده از جنبشی میکند که هر دم میتواند بترکد و به ما یادآوری میکند که گرازها جانورانی درندهاند که کشتزار را میخورند و شکارچیانشان را به خطر میافکنند.
اندازهٔ کوزه ۱۵٫۲ در ۱۶ در ۶٫۹ سانتیمتر است. ماتیاس کومور در نیویورک تا سال ۱۹۷۸ آن را داشت و موزهٔ متروپولیتن در ۱۹۷۹ با بنیاد راجرز و یک بخشش بینام آن را از او خرید. بخش نگهدارنده «هنر آسیای باختری باستان» است. کوزه در ۱۹۸۳ در نمایشگاه گزیدهای از گنجینهٔ آسیای باختری باستان در آتامی، ناگویا و توکیوی ژاپن دیده شد.
گراز با دهانی بسته به شست روزگاری دور، هنوز نفس را در تنش نگه داشته است. خالهای قهوهای بر پشتش مانند شبهاییاند که بر دشت نشستهاند و چشمهای نقطهدارش، چون دو ستارهٔ کوچک در گِل، پیوسته مراقباند. هر که او را ببیند، دشتی را میبیند که پیش از طوفان خاموش میشود و گرازی که یک گام مانده به آغاز دویدن، ایستاده است.
Post #268
278

• گرازی که پیش از جهش ایستاده؛ کوزهٔ گلین ایلامی آغازین از جنوب باختری ایران