در شمال ایران، نزدیک شهر امروزی دامغان، در تپه حصار، مردی را به خاک سپردند و زیورهایش را با او گذاشتند. این گردنبند از دورهٔ مسسنگی است و گاهش به ۳۹۸۰ تا ۳۸۶۵ پیش از میلاد میرسد. شمارهٔ ۵۷٫۹۹٫۲۱ دارد و اکنون در نمایش نیست. دانههایش از سنگ آهک، فریت (خمیر شیشهمانند)، قیر، مرمر گچی و عقیق ساخته شده، و در فهرست موزه از گچسنگ، عقیق، صدف و قیر یاد میشود.@Zuurvan
دانهها را امروز بر یک نخ کشیدهاند، اما شاید در روزگار خود از یک گردنبند نبوده باشند. بیگمان زیور تن بودند و همه در گور یک مرد پیدا شدند. تپه حصار بیشتر آبادی کشاورزان بود، هرچند بیشتر نشانههای کشت و کار به دورههای دیرتر میرسد. خانههایش از خشت یا دیوارهای گِلی بود. گور به آغاز هزارهٔ چهارم پیش از میلاد میرسد و همین، گاه دانهها را میدهد.
درازای گردنبند ۱۷۰ سانتیمتر (۶۶٫۹۳ اینچ) است. کاوش در ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳ به سرپرستی اریش اشمیت انجام شد، که رهبر هیئت مشترک ایران بود و دانشگاه پنسیلوانیا و موزهٔ هنر پنسیلوانیا پشتیبانش بودند. بانو ویلیام بویس تامپسون به پاس کمک مالیاش به کاوشها این یافته را دریافت کرد.
در ۱۹۵۱ دارایی بازمانده از او به موزهٔ تاریخ طبیعی آمریکا رسید. موزهٔ متروپولیتن در ۱۹۵۷ با بنیاد راجرز و وصیت ژوزف پولیتزر، این گردنبند را در برابر چند شیء دیگر از موزهٔ تاریخ طبیعی گرفت. بخش نگهدارنده «هنر آسیای باختری باستان» است. اشمیت در ۱۹۳۷ و چارلز ویلکینسون در ۱۹۵۸ از آن نوشتند. دانهها هنوز در رشتهٔ خود میدرخشند، چون ستارههای خرد یک شبِ دور که به خاک نیفتاد.
Post #249
649

• گردنبندی از سنگ و صدف و قیر که شش هزار سال پیش بر سینهٔ مردی در تپه حصار خفت و از دامغان تا نیویورک راه آمد