🔴*«بحرین انتخاب اول حمله زمینی ایران خواهد بود؛ تصرف آن بسیار آسانتر است»؛ وقتی فتح کشورها روی نقشه انجام میشود!*
فؤاد ایزدی، کارشناس مسائل ایران و آمریکا، مدعی شده است که بحرین میتواند انتخاب اول ایران برای حمله زمینی باشد، چون تصرف آن «بسیار آسانتر» است. ظاهراً در محاسبات بعضی کارشناسان تلویزیونی، فتح کشورها آنقدر ساده شده که کافی است روی نقشه انگشت بگذارند، مقصد را انتخاب کنند و عملیات را با موفقیت به پایان برسانند؛ حتی اگر هنوز یک سرباز هم حرکت نکرده باشد!
عجب پیشرفتی در دانش نظامی حاصل شده است! ارتشها برای طراحی عملیات، اطلاعات ماهوارهای، ارزیابی پدافند، محاسبه خطوط تدارکاتی و بررسی واکنش دشمن وقت میگذارند؛ اما ظاهراً در نسخه تلویزیونی، یک نقشه و چند جمله قاطع هم کار ستاد فرماندهی را انجام میدهد. فقط مانده است زمان پخش مستقیم مراسم پیروزی را هم اعلام کنند!
بحرین کوچک است؛ اما جنگ را با متر و خطکش نمیسنجند. تصرف یک سرزمین با نگهداشتن آن تفاوت دارد. حتی اگر نیرویی بتواند در مرحله نخست به ساحل دشمن برسد، باید مهمات، سوخت، تجهیزات و نیروی انسانی خود را زیر فشار حملات احتمالی تأمین کند. دریا هم بزرگراه اختصاصی ارتش مهاجم نیست که هر وقت خواست، نیرو و تجهیزات از آن عبور دهد.
بحرین محل استقرار مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست. همین واقعیت، هرگونه عملیات گسترده علیه این کشور را به احتمال برخورد مستقیم با نیروهای آمریکا گره میزند.
البته شاید در سناریوی تلویزیونی، ناوگان آمریکا هنگام ورود نیروهای ایرانی به بحرین به مرخصی رفته باشد، هواپیماها در آشیانه خوابیده باشند و خطوط تدارکاتی هم با پیک موتوری اداره شوند! اما در دنیای واقعی، طرف مقابل هم سلاح دارد، اطلاعات جمع میکند و برای دفاع از مواضع خود برنامه میریزد. جنگ را نمیتوان یکطرفه طراحی کرد و بعد انتظار داشت دشمن مطابق فیلمنامه طرف مهاجم رفتار کند.
حالا فرض کنیم ایران بتواند بخشی از خاک بحرین را تصرف کند. بعد چه؟ چگونه باید آن را نگه داشت؟ نیرو و تجهیزات از کجا تأمین میشوند؟ واکنش آمریکا چه خواهد بود؟ کشورهای عربی چه موضعی میگیرند؟ و اگر عملیات به جنگی منطقهای تبدیل شود، هزینه آن برای بنادر، جزایر، زیرساختهای انرژی و زندگی مردم ایران چقدر خواهد بود؟
اینها پرسشهای فرعی نیستند؛ بخش اصلی هر محاسبه نظامیاند. اگر کسی از آسان بودن تصرف یک کشور حرف میزند، باید درباره هزینه نگهداری آن، تلفات احتمالی، واکنش دشمن و نتیجه سیاسی عملیات هم توضیح بدهد. وگرنه این تحلیل بیشتر شبیه معرفی مقصد گردشگری است تا ارزیابی نظامی؛ با این تفاوت که اگر گردشگر از مقصدش خوشش نیاید، بلیت برگشت میخرد، اما در جنگ، همه مسافران امکان بازگشت ندارند.
از منظر راهبردی نیز تهدید به تصرف بحرین ممکن است نتیجهای خلاف انتظار داشته باشد. کشورهای عربی که نگران امنیت خود هستند، میتوانند چنین تهدیدی را دلیلی برای تقویت همکاری نظامی و اطلاعاتی با آمریکا تلقی کنند. در آن صورت، تهدیدی که قرار بود هزینه دشمن را بالا ببرد، به تقویت همکاری میان دشمنان احتمالی ایران منجر میشود. چه معاملهای! تهدید میکنند تا طرف مقابل عقب بنشیند، اما شاید او با متحدان بیشتر و آمادگی نظامی بالاتر برگردد.
اگر آمریکا به خاک ایران حمله زمینی کند، دفاع از کشور و بررسی گزینههای نظامی حق هر دولت است. اما از این واقعیت نمیتوان نتیجه گرفت که حمله به بحرین بهترین یا آسانترین پاسخ خواهد بود. انتخاب هدف باید بر پایه هدف سیاسی، توان عملیاتی، هزینه انسانی و پیامدهای بعد از عملیات صورت بگیرد؛ نه صرفاً به این دلیل که کشور هدف روی نقشه کوچک دیده میشود.
مشکل این نوع اظهارنظرها آنجاست که فاصله میان آغاز عملیات و پایان موفقیتآمیز آن نادیده گرفته میشود. هنوز نیروها حرکت نکردهاند، اما پیروزی در ذهن سخنران قطعی شده است؛ هنوز هزینهها محاسبه نشدهاند، اما عملیات آسان اعلام میشود. ظاهراً در این شیوه تحلیل، جنگ همانجایی تمام میشود که کارشناس جمله آخرش را میگوید.
نقشه، فتح را آسان نشان میدهد؛ میدان جنگ، صورتحساب را صادر میکند. نکته تلخ اینجاست که نام کارشناسان وعدهدهنده معمولاً در صورتحساب جنگ دیده نمیشود؛ این سربازان، خانوادهها و مردم عادیاند که باید هزینه تصمیمها را با جان، امنیت و معیشت خود بپردازند.
فتح بحرین در سخنرانی چند دقیقه زمان میبرد؛ اما اگر به عملیات واقعی تبدیل شود، هزینهاش را خانوادههایی میپردازند که نه در انتخاب هدف نقشی داشتهاند و نه در تصمیم آغاز جنگ. کارشناسی که تصرف کشور همسایه را «بسیار آسان» میخواند، باید درباره تدارکات، واکنش آمریکا، تلفات و روز بعد از اشغال هم حرف بزند. وگرنه این نه تحلیل نظامی، که فروش رؤیای پیروزی با پول و جان مردم است.
@zaggros
https://t.me/zaggros/143666
Post #143666
67