TGViewer
ترجمه رمان بدون‌سانسور 🔞✨ ترجمه رمان بدون‌سانسور 🔞✨ @world_translater · 5.75K subscribers
Post #3202 359
#پارت_۱۶۲
#پریست
#جلدسوم‌مجموعه‌کلیسا


"گاهی آدما کارهای اشتباه رو برای دلایلی که خودشون فکر می‌کنن درسته انجام می‌دن،" تکار بهم گفت، اما چشماش رو مامانم بود. "به نظر من، اینکه بخوای ازش محافظت کنی و نگهش داری، یه دلیل خیلی خوبیه برای دروغ گفتن."

"اینا دارن چیکار می‌کنن؟" بروکلین پرسید و با نگاه کردن از پنجره‌های بزرگ اتاقم، حواس منو هم پرت خودش کرد.

ناتانیل بیرون خونه‌ام، روی ماشین چارجرش وایساده. یه کت آبی با یه پیراهن سفید دکمه‌دار که از تو شلوارش بیرونه، پوشیده. زل و هاوک هم هر کدوم یه اسپیکر بالای سرشون گرفتن.

"این چیکار داره می‌کنه و چرا مثل هیپی‌ها لباس پوشیده؟"

مالیا هم همین‌طور که اومد پای پنجره، پرسید.

ناتانیل میکروفونو گرفت جلوی دهنش. دهنم از تعجب باز موند. داشت آهنگ "نمیتونم چشمامو ازت بگیرم" رو دقیقاً همونطوری می‌خوند که هیت لجر تو فیلم "ده چیزی که ازت متنفرم" خونده بود.

بعدش وقتی نوبت قسمت گروه موسیقی شد، لوسیان با کلاه رهبر ارکستر نظامی ظاهر شد و منی هم پشت سرش با یه اسپیکر دیگه اومد که آهنگ گروه رو پخش می‌کرد.
ناتانیل از روی ماشین پرید پایین و شروع کرد به اون رقص کوچولویی که هیث کرده بود. هر چقدرم که تلاش کردم، نتونستم خنده‌مو نگه دارم.

یه نفر از تو خیابون داد زد: "هی، آروم‌تر!"

ناتانیل اما همین‌طور داشت می‌خوند و می‌رقصید. آخر سر دوید سمت جلوی خونه و از جلوی چشمم غیب شد.

از لبه پنجره سرک کشیدم، می‌خواستم ببینم کجا رفت. یهو در خونه باز شد و اون دوید تو سالن. چشمش افتاد به من و با عجله اومد سمتم.

درست جلوی من وایساد، یه کم نفس‌نفس می‌زد. لبخند از صورتم محو کردم و سعی کردم خودم رو بی‌خیال نشون بدم.

با نیشخند گفت: "این همونجاشه که باید یه کاری می‌کردی تا معلم راضی بشه و من از تنبیه خلاص شم."

"این فیلم نیست، ناتانیل. با یه آهنگ و رقص نمی‌شه مشکلات ما رو حل کرد."

سرشو انداخت پایین و شونه‌هاش افتاد. پسرا هجوم آوردن تو خونه، یه نگاه به ناتانیل کردن. معلوم بود امیدوار بودن نتیجه بهتری براش داشته باشه.

به مامانم نگاه کردم و مکالمه‌مون تو سرم پخش شد. من از پریست عصبانی بودم چون فکر می‌کردم اگه بهم گفته بود مامانمون ما رو ول نکرده، من احساس بی‌ارزشی نمی‌کردم، انگار که لایق عشق نیستم، یا از اینکه دوباره کسی تنهام بذاره، نمی‌ترسیدم.

اما، حرف زدن با اون بهم یادآوری کرد که پریست به هر حال اون درس رو بهم یاد داده بود. من عشقو پیدا کردم.

جایگاهمو تو دنیا و ارزش خودمو پیدا کردم. اون بهم کمک کرد اینا رو کشف کنم.

من و اون هنوز راه زیادی داریم تا به هم اعتماد کنیم و آسون هم نخواهد بود، ولی اگه آسون بود، دیگه ما نبودیم.

"شاید،" اینو گفتم و دوباره توجهشو جلب کردم. "حدود چهار هفته دیگه، می‌تونیم راه‌حل تو رو امتحان کنیم."

لب پایینمو گاز گرفتم تا خنده‌ام رو حبس کنم. یه دقیقه طول کشید تا یادش بیاد حدود یک ماه پیش چی بهم گفته بود.

راه‌حلش برای تمام مشکلات رابطه. همون لحظه که یادش اومد، زانو زد و صورتمو کشید پایین تا ببوستم.

حتی وقتی صدای تشویق دور و برمون بلند شد، ما متوقف نشدیم.

وقتی سرشو عقب کشید، گفت: "با من ازدواج می‌کنی؟"

"قبلاً کردم." انگشتامو لای موهاش کشیدم، حس کامل بودن داشتم.

انقدر مدت طولانی دنبال چیزی بودم که فکر می‌کردم خوشحالم می‌کنه. همیشه دنبال پذیرفته شدن و تعلق خاطر بودم، ولی حالا پیداش کردم.

خیلی وقت پیش پیداش کرده بودم. فکر کنم بالاخره به پایان داستان‌های پریانم رسیدم.

زنگ‌های بلندی تو اتاق پیچید. ناتانیل و پسرا همزمان گوشیاشون رو درآوردن. لازم نبود بپرسم مشکلی پیش اومده، از روی صورتش می‌تونستم بفهمم.

"چی شده؟" پرسیدم و خودم رو برای بدترین حالت آماده کردم.

پریست یه نگاه به لوسیان کرد و بعد دوباره به من نگاه کرد.

"حکم تکفیرمون صادر شده."

"چی؟" نفس تو سینه‌ام حبس شد و یهو پریدم سر پا. حرکت ناگهانی همراه با کمبود تحرک باعث شد دوباره بیفتم رو صندلی.

بروکلین پرسید: "یعنی چی؟"

لوسیان همون‌طور که مالیا رو تو آغوشش گرفت، گفت:

"یعنی تمام کلیسا افتادن دنبالمون. و دستور دارن هر جا دیدنمون بکشن."

هاوک گفت:

"این که معنی نمیده. اونا هنوز پاپ جدید انتخاب نکردن. شورا هم همچین قدرتی نداره که این تصمیم رو بگیره."

اون موقع بود که یاد حرفم با بیست افتادم. ازش پرسیدم دشمنش کیه، و اون گفت پاپ نیست.

"اگه یه نفر دیگه باشه چی؟" پرسیدم. "یکی بالاتر از پاپ."

"عزیزم، کی از پاپ بالاتره؟"

من همون چیزی که بیست بهم گفته بود رو بهشون گفتم:

"خدا. و فکر کنم ما به بیست نیاز داریم."




***
  • ❤ 31
More from @world_translater
  1. Oct 9, 2026جلد چهارم و جلد بیست فوق العاده‌س😍😍😍 بچم اینقدر عاشقه🥹🔥 این جلد چندتا پارت دیگه داره…
  2. Oct 9, 2026#پارت_۱۶۱ #پریست #جلدسوم‌مجموعه‌کلیسا "بعدشم کمکم کردن تا با خلاص شدن از شر پزشک قانونی و…
  3. Oct 9, 2026#پارت_۱۶۰ #پریست #جلدسوم‌مجموعه‌کلیسا فصل پایانی آلبانی گلوله خوردن درد داره. خوشبختانه کی…
  4. Oct 9, 2026بریم پارت های پایانی پریست؟!😍
  5. Oct 9, 2026خوشگلای من فایل ها با کد گزاری براتون ارسال میشن هر کد یه رمان، مخصوص همون فرده و با اطلاع…
  6. Oct 9, 2026لطفا قبل واریز این شرایط‌ رو بخونید: 🔷 قبل از واریزی لطفا شماره تماس اکانت ( همون اکانتی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →