🟣
دیدبان زنان | پژوهشی درباره #ایران | ۲۰۲۶
از خیابان تا حافظه جمعی؛ «زن، زندگی، آزادی» چگونه ثبت و ماندگار شد؟✍🏽
تنظیم و بازنویسی: دیدبان زنان مقاله
آرش
بیداللهخانی، پژوهشگر موسسه توسعه جهانی دانشگاه منچستر
چهار سال از قتل حکومتی #مهسا #ژینا #امینی میگذرد؛ زن جوان کُردی که مرگ او در بازداشت گشت ارشاد، آغازگر یکی از گستردهترین جنبشهای اعتراضی تاریخ معاصر ایران شد.
هیات حقیقتیاب مستقل سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد مرگ ژینا «غیرقانونی»، ناشی از خشونت فیزیکی در بازداشت بوده و حکومت ایران مسئول مرگ اوست. این هیات همچنین بخشهایی از سرکوب اعتراضات پس از مرگ او را مصداق جنایت علیه بشریت، از جمله قتل، شکنجه، خشونت جنسی و آزار مبتنی بر جنسیت دانست (گزارش سازمان ملل).
اما جنبش «زن، زندگی، آزادی» فقط در خیابان شکل نگرفت. بخش بزرگی از #حافظه آن در #تصاویر، #ویدئوها، #نامها، #ترانهها، #مراسم_خاکسپاری و روایتهایی ساخته شد که مردم در شبکههای اجتماعی منتشر کردند.
آرش بیداللهخانی در پژوهشی که در آوریل ۲۰۲۶ در مجله Frontiers in Political Science منتشر شده، چگونگی ثبت و بازتعریف این جنبش را بررسی کرده است. او حدود ۴۸۰ پست اینستاگرامی، ۳۲۰ پست در ایکس و ۱۵۰ پیام عمومی تلگرام را که از سپتامبر ۲۰۲۲ تا سپتامبر ۲۰۲۴ منتشر شده بودند، تحلیل کرده است (Frontiers in Political Science).
شعاری با ریشه کُردی و صدایی سراسریشعار «ژن، ژیان، ئازادی» ریشه در جنبش زنان کُرد دارد. پس از مرگ ژینا، شکل فارسی آن، «زن، زندگی، آزادی»، در شهرها و میان گروههای مختلف اجتماعی و قومی گسترش یافت.
بر اساس این پژوهش، اعتراضات تا اکتبر ۲۰۲۲ به هر ۳۱ استان ایران رسیده بود. شعار «ژن، ژیان، ئازادی» نیز علاوه بر مناطق کُردنشین، در شهرهایی مانند تهران، شیراز، اصفهان و مناطق شمالی کشور شنیده شد .
مقاله تاکید میکند که حفظ ریشه کُردی شعار و توجه به موقعیت ژینا بهعنوان یک زن کُرد، با گسترش سراسری آن تناقضی ندارد. این #شعار توانست از #مرزهای_قومی و #زبانی عبور کند و به زبانی مشترک برای #آزادی و #برابری تبدیل شود.
#
شبکههای_اجتماعی بهعنوان #حافظه_جنبشاین پژوهش برای هر شبکه اجتماعی نقشی متفاوت در ثبت جنبش در نظر میگیرد.
#اینستاگرام بیشتر به یک «#آرشیو_عاطفی» تبدیل شد؛ فضایی برای انتشار چهره و زندگی جانباختگان، روایت خانوادهها و ساختن پیوندی عاطفی میان تجربههای فردی و حافظه جمعی.
در #ایکس(توییتر) تصاویر و خبرها بیشتر وارد بحثهای سیاسی و فراملی شدند. روزنامهنگاران، فعالان و پژوهشگران تلاش کردند رویدادها را در چارچوبهایی مانند خشونت حکومتی، حقوق زنان و مسئولیت سیاسی تحلیل کنند.
#تلگرام نیز نقش نوعی «#ضد_آرشیو» counter-archive را پیدا کرد. (آرشیوی بدیل و مردمی در برابر روایت رسمی). ویدئوهای خیابانی، تصاویر سرکوب، مراسم خاکسپاری و روایتهای شهروندی در آن ثبت و بازنشر شدند؛ اسنادی که ممکن بود در رسانههای رسمی حذف یا انکار شوند.
#سوگواری بهعنوان #مقاومتیکی از محورهای مهم مقاله، تغییر معنای سوگواری است.
در برخی مراسمها؛ خانوادهها و همراهان بهجای محدودکردن یاد جانباختگان به اندوه، با موسیقی، آواز، رقص و نمایش تصاویر زندگی آنان، بر #حق_زندگی و #شادی تأکید کردند.
در این شکل از یادآوری، جانباخته فقط با لحظه مرگ شناخته نمیشود. نام، چهره، آرزوها و زندگی او در #حافظه_عمومی باقی میماند و سوگواری به عملی برای #مقابله با #فراموشی تبدیل میشود.
نویسنده برداشتن یا #سوزاندن_روسری را نیز فقط یک اعتراض فردی به پوشش نمیداند. در چارچوب تحلیلی او، این کنش #نمادی از #بازپسگیری #بدن، شهروندی و حق تصمیمگیری زنان بود.
البته این پژوهش محدودیتهایی دارد. نمونههای بررسیشده از میان محتوای عمومی و عمدتا پربازدید انتخاب شدهاند؛ بنابراین نمیتوان آنها را نماینده تمام جامعه یا همه روایتهای جنبش دانست.
با این حال، مقاله نکتهای مهم را نشان میدهد: «زن، زندگی، آزادی» فقط مجموعهای از اعتراضات خیابانی نبود.
این جنبش، #حافظهای_جمعی ساخت که در نامها، تصاویر، ترانهها و آرشیوهای مردمی همچنان زنده است.
چهار سال بعد، یاد ژینا تنها یادآوری یک مرگ نیست؛ یادآوری مبارزهای است برای زندگی، آزادی و حق زنان بر بدن و آینده خود.
@womenwatcherمنبع اصلی:
آرش بیداللهخانی، «بازخوانی ملت از درون: بازتعریف جنبش زن، زندگی، آزادی و دگرگونی چشمانداز اجتماعی و سیاسی ایران»، مجله Frontiers in Political Science، دانشگاه منچستر، ۲۰۲۶.
#دیدبان_زنان #مهسا_ژینا_امینی #زن_زندگی_آزادی