TGViewer
Channel Public Channel
شهرِ زنان، شهرِ امن

شهرِ زنان، شهرِ امن

@shahr_zanan

در این کانال برای برابری جنسیتی، امنیت و سلامت روان در شهر و زندگی روزمره
تلاش می‌کنیم.

ارتباط:

@Blueberry_SweetSour
Subscribers
597
Photos
856
Videos
157
Links
1.2K
Recent Posts 18 shown
Post #2752 71

Forwarded from ديد‌بان آزار

🔹درباره حضور بی‌حجاب در شهر

🔹لذت خرابکارانه نافرمانی مدنی

نویسنده: زهره رجبی

اولین‌بار با خواهرزاده‌ام بودم که تجربه‌اش کردم، بعد از اینکه روسری‌ام خود‌به‌خود افتاد و دیگر نپوشیدم. (احساسات متناقضی داشتم، هرچندگاهی در گذشته در فضاهای شهری بی‌روسری بودم، اما اینکه تصمیم بگیرم هیچ‌کجا؛ در تاکسی، اتوبوس، مطب دکتر، داروخانه، وقت‌هایی که دنبال خواهرزاده‌ام در مدرسه می‌روم، اصلا روسری نپوشم برایم عملی چالشی، گاهی ترسناک و بیشتر قدرت‌برانگیزبود.)

سال‌ها پیش، زمان دانشجویی، روسری پوشیدن به جای مقنعه در دانشگاه برای‌مان تغییر بزرگی بود و حالا در آستانه چهل‌سالگی و سال‌ها زندگی زیر سایه سرکوب و ترس از جمهوری اسلامی، مدرسه و جامعه، در حال تجربه‌ تغییر بزرگی در برابر همین جامعه هستیم. سرپیچی از قوانین ظالمانه‌ای که همیشه ما زنان را به‌عنوان نیمی از جامعه، ندیده است، سرپیچی از قوانین سرکوب‌گرانه‌ای که بدیهی‌ترین حقوق ما را نادیده گرفته و مبارزه همواره برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی، ما را به این مقطع مهم و ارزشمند و تاریخی رساند.

آن‌شب وقتی به گاردی‌های نزدیک چارسو رسیدیم؛ دیدم گاردی‌ها به من نپریدند، پس دستم که رفته بود سمت روسری‌ام برای پوشیدنش ناخودآگاه متوقف شد. هنوز ترس و هیجان داشتم، ولی شلوغی آن محدوده مانع از این شد که ترسم ادامه پیدا کند. از محدوده جمهوری تا ولیعصر تقریبا تنها زن بدون حجاب بودم و حضور مغازه‌دارهای مرد و نگاه‌شان سنگین بود، به هرحال، تازه بیست روز از حوادث تلخ بعد از قتل مهسا امینی گذشته بود.

از فردای آن روز زمان‌هایی که خودم به تنهایی در شهر رفت‌و‌آمد می‌کردم، هم می‌ترسیدم و هم عصبانی بودم از حضور گارد و نیروهای ضدشورش در هر کوی و برزنی. بعضی از راننده‌تاکسی‌ها حمایت‌کننده برخورد می‌کردند. یکی به شوخی می‌گفت: «نباید ازت کرایه بگیرم باید هوای انقلابیونو داشته باشیم.» راننده‌ یک ماشین شخصی که حتی از من کرایه نگرفت گفت: «از بی‌حجابا نمی‌گیرم.» 

یک روز میدان ونک بودیم. خلوت بود، ظهر جمعه. گاردها کل میدان و فضاهای اطرافش را قرق کرده بودند، نیلو گفت «نمی‌ترسی؟» گفتم «می‌ترسم، اما قصد ندارم روسری سر کنم. تو هم خودت تصمیم بگیر... .»

https://harasswatch.com/news/2127/
دیدبان آزار لذت خرابکارانه نافرمانی مدنی اتفاق‌ها و حوادث ماه‌های اخیر در ایران سرعت بالایی دارد و این یادداشت مربوط به اواسط مهر تا اواسط آبان‌ماه است. زمانی که چند روزی در متن جامعه بودم و می‌توانستم صاحب تجارب عینی خود باشم.
Post #2750 265
تاب‌آوری رادیکال در بیروت بحران‌زده

بیروت، شهری که هر لحظه در بحران است، ساکنانش چگونه با آن مذاکره (چانه‌زنی) می‌کنند؟

ماریا گابریلا تروواتو و بلسم العریس در مقاله‌ای که مارس ۲۰۲۶ در ژورنال City منتشر شد، پرسش ساده‌ای می‌پرسند: در شهری که «هر روز» یک #بحران تازه سر می‌رسد، قطعی برق، کمبود سوخت، انفجار بندر، سقوط ارز و حمله‌ی هوایی، مردم چگونه زنده می‌مانند؟

پاسخ‌شان یک مفهوم تازه است: #تاب‌آوری_رادیکال (radical resilience).

تاب‌آوری در معنای رایج‌اش یعنی «برگشتن به وضع قبل». دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی این معنا را دوست دارند، چون از خودشان سلب مسئولیت می‌کند و بار بحران را روی دوش شهروند می‌گذارد.

تروواتو و العریس این معنا را رد می‌کنند. تاب‌آوری رادیکال یعنی: مردم بیروت نه به وضع قبل برمی‌گردند، نه منتظر دولت می‌مانند. آن‌ها تعادلی تازه می‌سازند؛ از راه #خودگردانی_خودجوش، #شبکه‌های_همسایگی، #شهروندی_شورشی.

مقاله چهار محله را بازخوانی می‌کند:

• میدان شهدا در قیام ۲۰۱۹: به فضایی برای بحث سیاسی، غذاخوری جمعی، و مذاکره‌ی چند فرقه‌ای بدل شد

• مار مخائیل و جمّیزه: پس از انفجار بندر ۲۰۲۰، بازسازی نابرابر بود و شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کرد

• برج حمود: محله‌ای ارمنی-سوری-فلسطینی-اتیوپیایی که شبکه‌های خانوادگی جای دولت غایب را گرفتند

• راس بیروت (حمرا): که ابتکار «بیایید محله‌ی خود را روشن کنیم» در ۲۰۲۲ به شعار «جرقه‌ای در تاریکی» تبدیل شد.

مفاهیمی مورد استفاده در مقاله:

• شهروندی شورشی (insurgent citizenship)؛ از جیمز هالستن: وقتی نظم رسمی از هم می‌پاشد، شهروند خودش قانون‌گذار می‌شود

• مقاومت روزمره (everyday resistance)؛ از جیمز اسکات: انباشت کارهای کوچک روزانه که ساختار قدرت را تغییر می‌دهد

• دولت‌سازی خرد (micro-state-building)؛ چهارصد سازمان مردم‌نهاد در بیروت جای وزارت‌خانه‌ها را گرفته‌اند

• مذاکره‌ی مداوم بر کنترل زمین (constant negotiation of land control)؛ شهری که هر پیاده‌رو، هر ایست بازرسی، هر بلوک بتنی، مرزی است که هر روز باید با آن چانه زد.

پیاده‌روی به‌مثابه روش پژوهش
روش‌شناسی مقاله حائز اهمیت است. نویسندگان از «پیاده‌روی به‌مثابه روش پژوهش» (walking as method) استفاده می‌کنند و می‌گویند بیروت را نمی‌شود از پشت میز فهمید. باید در آن راه رفت، در آن نفس کشید، و بگذاری که پیاده‌رو، سربالایی، ایست بازرسی، به بدنت چیز یاد بدهد.

این همان چیزی است که در ادبیات پژوهش شهری «مصاحبه گرفتن زمانی که با مصاحبه‌شونده قدم بزنی» (walking interview) می‌نامند و هسته اصلی #روش‌شناسی پژوهش‌های #میدانی درباره تجربه شهری زنان است.

و یک پرسش که مقاله پاسخ نمی‌دهد
این مقاله هرگز نمی‌پرسد آیا تاب‌آوری رادیکال برای زن و مرد یکسان است؟

وقتی خیابان نیمه‌روشن است، وقتی برق برای هفت ساعت قطع است، وقتی برای رسیدن به سر کار باید از سه ایست بازرسی و یک بلوک بتنی رد شوی، این تعادل تازه را زن بیروتی چگونه می‌سازد؟ آیا ورود او به فضاهای شهروندی شورشی به همان اندازه مرد آزاد است؟ چه کسی می‌تواند شب در میدان شهدا بماند؟ چه کسی حق تصرف پیاده‌رو را دارد؟ چه کسی در شبکه‌های همسایگی صدا دارد و چه کسی فقط کار می‌کند؟

#تاب‌آوری_رادیکال بیروت را می‌شود از زاویه #زنانه بازخواند.
شاید تاب‌آوری رادیکال مفهومی باشد که #تهران و #بیروت را به عنوان شهرهایی که «هر لحظه در بحران» زندگی می‌کنند؛ کنار هم بنشاند، به شرطی که #جنسیت با نگاه مردسالارانه مسلط حذف نشود.

@Shahr_Zanan

#تاب‌آوری_رادیکال #شهروندی_شورشی #مقاومت_روزمره #چانه‌زدن_با_شهر #بیروت #حق_بر_شهر #پیاده‌روی_پژوهشی

منبع:

Trovato, M. G., & El Ariss, B. (2026). Ongoing crises in Beirut: resistance and resilience as radical resilience. City, published online
Post #2749 476
«اشغال‌کنندگان فضا»؛ حضور زنِ بی‌حجاب در شهر چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

مقاله‌ی «زن، زندگی، آزادی: اشغال‌گنندگان فضای شورشی در ایران» از مفهوم «#اشغالگران_فضا» در کتاب نیرمال پووار استفاده می‌کند تا حضور #زنان در خیابان و #فضای_عمومی ایران را پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی توضیح دهد.

منظور از «اشغال‌کننده فضا» کسی نیست که واقعا وارد جایی بیگانه شده یا آن را تصرف کرده است. این مفهوم به #بدن‌هایی اشاره دارد که #نظم_مسلط، حضورشان را در یک فضا «نامتناسب»، «بی‌جا» یا خارج از جای تعیین‌شده می‌بیند.

برای مثال، اگر خیابان، دانشگاه، اداره، سیاست یا مدیریت در عمل با بدنِ مردانه، مطیع یا مطابق با هنجار رسمی تعریف شده باشد، حضور بدنی که با این تصویر سازگار نیست، بیش از آن‌که عادی تلقی شود، به‌عنوان مزاحمت یا تهدید دیده می‌شود.

زنِ بی‌حجاب؛ بدنی «خارج از جای تعیین‌شده»

نویسندگان مقاله می‌گویند جمهوری اسلامی از راه حجاب اجباری، گشت ارشاد، تفکیک جنسیتی، کنترل خیابانی و قواعد پوشش، #حضور بدن زن را در فضای عمومی تنظیم می‌کند.
هدف فقط حذف زن از خیابان نیست. حکومت حضور زن را می‌پذیرد، اما مشروط به این‌که بدن او در قالبی رسمی، پوشیده، کنترل‌شده و مطیع ظاهر شود.

در این معنا، آنچه باید #نامرئی بماند، نه خودِ زن، بلکه #زنِ_خودمختار است: زنی که درباره‌ پوشش، حرکت، صدا، حضور و دیده‌شدنش خود تصمیم می‌گیرد.

از این منظر، زنِ بی‌حجاب در خیابان، تاکسی، اتوبوس، کافه، پارک، دانشگاه، فروشگاه، داروخانه یا مسیر مدرسه، از نگاه نظم رسمی بدنی «خارج از جای تعیین‌شده» است. او به این دلیل بی‌جا دیده می‌شود که نظم سیاسی برای حضورش شرط گذاشته است.

از حضور تا بازپس‌گیری

مقاله یک گام فراتر می‌رود. زنان فقط بدن‌هایی نیستند که در فضاهای عمومی «بی‌جا» تلقی ‌شوند؛ آنان با حضور خود، فضا را تغییر می‌دهند.
#روسری‌برداشتن در #خیابان فقط تغییر پوشش نیست. راه‌رفتن، نشستن در کافه، سوار تاکسی‌شدن، رفتن به پارک، خریدکردن، بردن کودک به مدرسه، آوازخواندن، رقصیدن، فیلم‌گرفتن و منتشرکردن تصویر، همه می‌توانند به #مداخله‌ای_سیاسی در شهر تبدیل شوند.

زنِ بی‌حجاب با این حضور روزمره، نشان می‌دهد خیابان و فضای عمومی فقط به بدنِ زنِ مطیع تعلق ندارد. او مرز میان «جای مجاز» و «جای ممنوع» را جابه‌جا می‌کند؛ نه فقط در یک تجمع اعتراضی، بلکه در مسیرهای معمولیِ زندگی.

پس از مهسا

به‌گفته‌ نویسندگان، جنبش «#زن، #زندگی، #آزادی» نسل تازه‌ای از اشغال‌کنندگان فضا پدید آورد: زنانی که دیگر فقط برای ایجاد تغییر با قدرت مذاکره نمی‌کنند، بلکه حق انتخاب پوشش و حق حضور در فضای عمومی را در عمل اجرا می‌کنند.

این #نافرمانی فقط در خیابان‌ها و در روزهای اعتراض رخ نداده بلکه در دانشگاه و مدرسه، مترو و اتوبوس، کافه و فروشگاه، پارک و محل کار، و همچنین در عکس‌ها و ویدئوهایی که در فضای دیجیتال پخش شدند، ادامه پیدا کرده است.

این حضور، اقتدار حکومت بر بدن زن را نفی می‌کند و مرزهایی را که حکومت میان بدن زن و شهر کشیده، به چالش می‌کشد.

مقاله استدلال می‌کند که این کنش‌ها، #معنای #تازه‌ای از «زن» در ایران می‌سازند: زنی که حضورش در شهر را نه لطف یا امتیاز، بلکه حق خود می‌داند.

اشغال‌کنندگان فضا، کسانی نیستند که به شهر وارد شده‌اند؛ کسانی‌اند که شهر از ابتدا برای حضور آزاد و برابرِ آنان ساخته نشده بود، اما با بودنِ خود، آن را تغییر می‌دهند.

@Shahr_Zanan

منبع:

Mahsa Alami Fariman & Ahmadreza Hakiminejad، “Woman, Life, Freedom: Revolting Space Invaders in Iran”، European Journal of Cultural Studies، 2024
SAGE Journals Woman, Life, Freedom: Revolting space invaders in Iran The death of the 22-year-old Kurdish-Iranian woman, Jina (Mahsa) Amini, on 16 September 2022 while in the custody of the Islamic Republic of Iran’s notorious mo...
  • ❤ 2
  • 👍 2
  • 👎 1
Post #2748 180
ديد‌بان آزار 🔹درباره حضور بی‌حجاب در شهر 🔹لذت خرابکارانه نافرمانی مدنی نویسنده: زهره رجبی اولین‌بار با خواهرزاده‌ام بودم که تجربه‌اش کردم، بعد از اینکه روسری‌ام خود‌به‌خود افتاد و دیگر نپوشیدم. (احساسات متناقضی داشتم، هرچندگاهی در گذشته در فضاهای شهری بی‌روسری بودم،…
به‌نام‌ تو؛ ژینا امینی

چهار سال پس از قتل حکومتیِ #مهسا #ژینا #امینی، هنوز هیچ قانونی حقِ انتخاب پوشش را به رسمیت نشناخته است. هنوز زنان به‌دلیل بی‌حجابی احضار می‌شوند، کسب‌وکارها پلمب می‌شوند و دوربین‌ها برای شناسایی و کنترل به کار می‌روند.
اما شهر دیگر به وضعیت پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازنگشته است.

زن بی‌حجاب در خیابان، مترو، تاکسی، کافه، پارک، درمانگاه، مدرسه یا فروشگاه، دیگر استثنایی پنهان و گذرا نیست. او حضور دارد؛ گاهی با ترس، گاهی با خشم، گاهی با احتیاط و گاهی با لذتِ نافرمانی.

جنبش مهسا امینی به ما یادآوری می‌کند که #حجاب_اجباری فقط قطعه‌ای پارچه نیست؛ ابزاری برای تعیین این است که #بدن_زن چگونه، کجا و با چه شرایطی اجازه‌ی حضور در شهر دارد.

آنچه پس از او تغییر کرد، فقط شکل پوشش نبود. زن‌ها رابطه‌ی خود با خیابان، میدان، کافه، تاکسی، دانشگاه و محله را از نو تعریف کردند.

ما وامدار مهسا امینی هستیم؛ نه فقط چون نام او به اعتراض و حق‌خواهی زنان بدل شد، بلکه چون شجاعتِ #دیده‌شدن را به #تجربه‌ای_جمعی بدل کرد.

زنِ بی‌حجاب در شهر امروز، فقط پوشش تحمیل‌شده را کنار نگذاشته است؛ او #حق_حضور خود را، بارها و بارها، در هر مسیرِ معمولیِ زندگی بازپس می‌گیرد.

@Shahr_Zanan

#زن #زندگی #آزادی
  • ❤‍🔥 2
  • 👍 1
  • 👎 1
Post #2744 530
موصل؛ وقتی بازسازی فقط مرمتِ ساختمان‌ها نیست

روایت‌های متفاوت از گذشته و مکان‌های زخم‌خورده در موصل پس از داعش

جنگ فقط مسجدها، کلیساها، بازارها و خانه‌ها را ویران نمی‌کند. جنگ در دیوارها، مسیرهای فرار، ساختمان‌های متروک، محل‌های بازداشت و حافظه‌ی محله‌ها نیز باقی می‌ماند.
موصل، دومین شهر بزرگ عراق، در سال‌های سلطه‌ی داعش و نبردهای آزادسازی ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷، فقط بناها و زیرساخت‌هایش را از دست نداد. خیابان‌ها، بازارها، خانه‌ها و محله‌ها آسیب دیدند؛ اما همراه با آن‌ها، پیوندهایی که #مردم با شهر، همسایگان، مسیرهای روزمره و خاطره‌های مشترک داشتند نیز گسسته شد.
داعش در این دوره ۴۷ بنای فرهنگی و تاریخی، از جمله زیارتگاه‌ها، مسجدها، کلیساها و خانه‌های تاریخیِ موصل را عمدی تخریب کرد. این تخریب‌ها بخشی از #شمایل‌شکنیِ افراطیِ داعش بود؛ اما هم‌زمان تلاشی برای از میان بردن تاریخ چندلایه‌ی موصل و آسیب‌زدن به #هم‌زیستیِ شکننده‌ کامیونیتی‌های گوناگون آن نیز بود.

کریگ لارکین و اینا رودلف، در مقاله‌ی «حافظه، خشونت و بازسازی پسامناقشه: بازسازی و بازتصور #موصل»، این روند را نوعی «#شهرکشی» می‌دانند: خشونتی که فقط ساختمان‌ها را از میان نمی‌برد، بلکه حافظه، احساس تعلق و امکان زندگیِ مشترک را نیز نشانه می‌رود.

بازسازی فقط منحصر به بناهای مشهور نیست

در پروژه‌های بازسازی، معمولا بناهای شناخته‌شده در مرکز توجه قرار می‌گیرند: #مسجد_النوری و مناره‌ی حدباء، کلیساهای تاریخی، بازار قدیمی و کتابخانه‌ی دانشگاه. این‌ها نشانه‌های هویت شهرند و برای بسیاری از ساکنان اهمیت دارند.

مقاله برای این بناهای بسیار دیده‌شده و نمادین، از اصطلاح «#میراث_کاریزماتیک» استفاده می‌کند. این بناها به‌سادگی به تصویرِ امید، هویتِ شهر و نشانه‌ی بازسازی تبدیل می‌شوند. اما تمرکز انحصاری بر آن‌ها می‌تواند بازسازی را به نوعی #بازسازی_نمایشی بدل کند؛ بازسازی‌ای که تصویرِ شهرِ بهبود‌یافته را نشان می‌دهد، اما لزوما همه‌ی تجربه‌های آسیب و فقدان را در بر نمی‌گیرد.

در کنار این بناها، نوع دیگری از میراث وجود دارد: دیوارهای گلوله‌خورده، خانه‌های متروک، مسیرهای فرار، ایست‌های بازرسی، محل‌های بازداشت و اعدام، و یادبودهای کوچکِ محله‌ای.

نویسندگان برای این لایه‌ی دشوار، مبهم و گاه #نامرئی_شهر، اصطلاح «#میراث_محتاطانه» را به کار می‌برند. این مکان‌ها داستانی آماده و آرام‌بخش از گذشته ارائه نمی‌کنند. آن‌ها خاطره‌ی #رنج، فقدان، #ترس و تجربه‌های متضادِ جنگ را در خود نگه می‌دارند. شاید در برنامه‌های رسمی بازسازی کمتر دیده شوند، اما از حافظه‌ی کسانی که شهر را زندگی کرده‌اند حذف نمی‌شوند.

ساختمان التأمین؛ سند یا زخم؟
ساختمان «التأمین» در مرکز موصل، در دوره‌ی داعش با بازداشت و #اعدام‌های_علنی پیوند خورد. پس از جنگ، درباره‌ی سرنوشت آن اختلاف وجود داشت.
برخی خواهان حفظ ساختمان بودند؛ به‌عنوان #سند جنایت‌های داعش، یادمانی برای قربانیان یا موزه‌ای برای ثبت آنچه بر شهر گذشته است. برای آنان، تخریب ساختمان می‌توانست به معنای پاک‌کردن نشانه‌ای از جنایت و فراموش‌شدن قربانیان باشد.

اما برخی دیگر تخریبش را ضروری می‌دانستند. برای آنان، ساختمان نه یک اثر تاریخی، بلکه حضوری دائمی از ترس و رنج بود؛ بنایی که دیدنش زندگی روزمره را بار دیگر به #خاطره‌_خشونت بازمی‌گرداند.
ساختمان در نهایت به‌دلیل آسیب سازه‌ای تخریب شد. اما مسئله‌ای که باقی ماند، از خود ساختمان بزرگ‌تر بود: در شهر پس از خشونت، با مکان‌هایی که هم‌زمان سند جنایت و یادآورِ رنج‌اند، چه باید کرد؟

سه روایت از حافظه‌ی موصل
مقاله نشان می‌دهد که موصل یک حافظه‌ی واحد ندارد. خاطره‌ی شهر میان روایت‌های متفاوت، و گاه متعارض، تقسیم شده است.

‌📩هم‌زیستی و تنوعِ نوستالژیک

📩مقاومت و تاب‌آوری

📩خیانت و طردشدگی

یادبودهای کوچک محله‌ای
حافظه‌ی موصل فقط در مسجد، کلیسا یا بازار تاریخی باقی نمانده است. گاهی روی دیواری معمولی در یک محله ثبت می‌شود.
پس از کشته‌شدن ده‌ها شهروند موصلی هنگام فرار از منطقه‌ درگیری در سال ۲۰۱۷، در محله‌ زنجیلی روی دیوار کارخانه‌ پپسی #نشانه‌ای برای #یادبود_قربانیان شکل گرفت. این یادبود نه پروژه‌ای دولتی بود و نه بخشی از برنامه‌های بین‌المللی بازسازی؛ تلاشی #محلی بود تا نام و خاطره‌ی کشته‌شدگان از محله پاک نشود.

موصل یادآوری می‌کند که بازسازی فقط به این معنا نیست که چه بناهایی دوباره ساخته می‌شوند. بازسازی همچنین به این معناست که چه چیزی از گذشته دیده می‌شود، چه چیزی به حاشیه می‌رود و کدام روایت‌ها فرصت شنیده‌شدن پیدا می‌کنند.

@Shahr_Zanan
منبع:
Craig Larkin & Inna Rudolf، «Memory, Violence and Post-Conflict Reconstruction: Rebuilding and Reimagining Mosul»، Peacebuilding، 2024
#حافظه_شهری
#خشونت_فضایی
#شهرکشی
Post #2742 297
شهرِ زنان، شهرِ امن بازسازی حمص؛ از نقشه‌های رسمی تا خاطره‌های زیسته نقشه‌کشی جمعیِ آوارگان و پرسش از حقِ مشارکت در شهرها پس از جنگ #جنگ فقط خانه‌ها، خیابان‌ها و زیرساخت‌ها را ویران نمی‌کند. جنگ #مسیرهای_آشنا، #روابط_همسایگی، راه مدرسه، بازار محله، مکان دیدار خانواده و حتی…
نقشه‌کشی جمعی آوارگان شهر حمص
Post #2741 274
بازسازی حمص؛ از نقشه‌های رسمی تا خاطره‌های زیسته

نقشه‌کشی جمعیِ آوارگان و پرسش از حقِ مشارکت در شهرها پس از جنگ

#جنگ فقط خانه‌ها، خیابان‌ها و زیرساخت‌ها را ویران نمی‌کند. جنگ #مسیرهای_آشنا، #روابط_همسایگی، راه مدرسه، بازار محله، مکان دیدار خانواده و حتی #احساس_تعلق به #شهر را نیز از هم می‌گسلد.

برای کسانی که ناچار به ترک شهر شده‌اند، #حمص فقط نقطه‌ای روی نقشه نیست. حمص مجموعه‌ای از مسیرها، صداها، بوها، خاطره‌ها، چهره‌ها و تجربه‌های روزمره است؛ شهری که ممکن است ساختمان‌هایش هنوز وجود داشته باشند، اما زندگیِ پیشین در آن دیگر به همان شکل قابل‌بازگشت نباشد.

پروژه‌ی «نقشه‌کشی حمص» (Mapping Homs) و کارگاه‌های «حمص و نقشه‌کشی جمعی»، به سرپرستی ایهم دلال، از همین پرسش آغاز می‌کنند: چگونه می‌توان شهری را که جنگ، آوارگی و دوری، آن را از هم‌گسسته، از خلال #خاطره‌های #ساکنان و #آوارگانش دوباره شناخت؟

نقشه فقط خیابان و ساختمان نیست

نقشه‌های رسمی معمولا راه‌ها، قطعه‌های زمین، ساختمان‌ها، مرزها و زیرساخت‌ها را ثبت می‌کنند. اما بسیاری از چیزهایی که یک #محله را به «#خانه» تبدیل می‌کند، در آن‌ها دیده نمی‌شود.

#نقشه‌های_حافظه می‌توانند چیزهای دیگری را ثبت کنند:

• کوچه‌ای که راه روزانه‌ی مدرسه یا محل کار بوده است.

• نانوایی، مغازه، پارک یا میدانی که محل دیدار همسایه‌ها بوده است.

• خانه‌ای که چند نسل از یک خانواده در آن زندگی کرده‌اند.

• مسیری که پس از جنگ، ناامن، بسته یا غیرقابل‌عبور شده است.

• مکانی که امروز با فقدان، ترس، امید یا آرزوی بازگشت پیوند خورده است.

در این رویکرد، نقشه فقط یک ابزار فنی نیست؛ به روایتی از زندگی روزمره‌ی محله تبدیل می‌شود.

حمص از چشم آوارگان

#ایهم_دلال، معمار و برنامه‌ریز شهری سوری، در پروژه‌ها و کارگاه‌های پژوهشی خود به #نقشه‌کشی_جمعی، #حافظه‌ی_فضایی و میراث شهری در تجربه‌ی آوارگان حمص پرداخته است.
او نشان می‌دهد که شهر را فقط متخصصان، شهرداری‌ها یا نهادهای بازسازی نمی‌شناسند؛ شهروندانی که در آن زندگی کرده‌اند نیز حامل دانشی مهم درباره‌ی محله‌اند.

آوارگان می‌دانند خانه کجا بوده، از کدام مسیر عبور می‌کرده‌اند، کدام فضاها برایشان امن یا ناامن بوده، چه شبکه‌هایی از همسایگی و مراقبت در محله وجود داشته و #تخریب چه چیزهایی را از #زندگی_روزمره #حذف کرده است.
وقتی این تجربه‌ها وارد نقشه می‌شوند، شهر از زاویه‌ای متفاوت دیده می‌شود: نه فقط به‌عنوان مجموعه‌ای از ساختمان‌های تخریب‌شده، بلکه به‌عنوان شبکه‌ای از زندگی‌ها، روابط و خاطره‌ها.

چرا #خاطره‌های_زیسته مهم‌اند؟

خاطره فقط دلتنگی برای گذشته نیست. خاطره می‌تواند نوعی #دانش_شهری باشد.
وقتی شهروندان از راه مدرسه، محل بازی کودکان، مسیر خرید، خانه‌ی خویشاوندان، شبکه‌ی همسایگی، نقطه‌های امن یا مکان‌های آسیب‌دیده حرف می‌زنند، در واقع از سازوکارهایی سخن می‌گویند که زندگی شهری را ممکن می‌کرده است.

این داده‌ها می‌توانند برای بازسازی مهم باشند: برای تعیین اولویت خدمات، بازگشایی مسیرهای ضروری، بازگرداندن فضاهای عمومی، طراحی مسکن، حفظ #میراث محله و #تقویت #شبکه‌های_اجتماعی.

زنان و نقشه‌ی محله
برای بسیاری از #زنان، محله از خلال #مسیرهای_مراقبتی تجربه می‌شود: راه خانه تا مدرسه، نانوایی، درمانگاه، بازار، پارک، خانه‌ی بستگان و ایستگاه حمل‌ونقل.

جنگ و آوارگی فقط ساختمان‌ها را تخریب نمی‌کنند؛ این مسیرهای مراقبت، ارتباط و دسترسی را نیز قطع می‌کنند. پس از آوارگی، زنان اغلب مسئولیت یافتن غذا، مدرسه، درمان، محل سکونت و شبکه‌های حمایت را بر عهده می‌گیرند.

به همین دلیل، #نقشه‌ای که #تجربه‌_زنان را جدی می‌گیرد، فقط نقشه‌ی خیابان‌ها نیست. می‌تواند نقشه‌ای از مسیرهای امن، نقطه‌های مراقبت، شبکه‌های همیاری، مکان‌های فقدان و #امکان‌های_بازگشت باشد.

اگر زنان و دیگر ساکنانِ به‌حاشیه‌رانده‌شده در تولید نقشه حضور نداشته باشند، بازسازی ممکن است دوباره همان #نابرابری‌هایی را بازتولید کند که پیش از جنگ وجود داشته است.

@Shahr_Zanan

منبع :
Ayham Dalal، «Reflections on Practices of Mapping Spatial Memory and Urban Heritage among Displaced Syrians from Homs»

#نقشه_حافظه
#بازسازی_پس_از_جنگ
#حق_به_شهر
#زنان_و_شهر
Ayhamdalal Projects : Ayham Dalal Portfolio of Ayham Dalal
Post #2739 227
زندگی شهری زیر سایه‌ی ناامنی

ناپدید شدن زنان علوی سوری در مسیر روزمره

تهیه و گردآوری: تیم شهر زنان

ترس از ربایش و خشونت فرقه‌ای فقط یک احساس فردی نیست؛ می‌تواند بر #امکان_حضور #زنان و #دختران در #شهر اثر بگذارد.

وقتی مسیر خانه تا مدرسه، دانشگاه، محل کار یا درمانگاه ناامن تلقی شود، #رفت‌وآمد_مستقل محدود می‌شود و خانواده‌ها ممکن است سفرهای آموزشی، کاری و روزمره‌ی زنان را کاهش دهند یا به همراهی دیگران مشروط کنند.

چه اتفاقاتی رخ داده:

در روز ۲۱ ماه می، چند ساعت پس از ناپدیدشدن عبیر سلیمان، زن ۲۹ ساله‌ی علوی، از خیابان‌های شهر صفیتا در سوریه، تماس‌گیرنده‌ای از طریق واتس‌اپ به خانواده‌اش گفت: «منتظرش نمانید؛ او برنمی‌گردد.»

در تماس‌ها و پیام‌های بعدی، رباینده و فردی که خود را واسطه معرفی می‌کرد، گفته‌اند اگر خانواده ۱۵ هزار دلار باج نپردازند، عبیر کشته یا به بردگی فروخته خواهد شد. خانواده با قرض‌گرفتن از دوستان و همسایه‌ها، مبلغ را در چند مرحله به حساب‌هایی در ازمیرِ ترکیه منتقل کردند؛ اما پس از پرداخت، تماس‌ها قطع شد و سرنوشت عبیر همچنان نامعلوم ماند.
ربایش و‌ تهدید‌ فقط به پرونده عبیر منتهی نمی‌شود.

رویترز در گزارش ۲۷ ژوئن ۲۰۲۵، با استناد به گزارش‌های خانواده‌ها، از دست‌کم ۳۳ زن و دختر علویِ ۱۶ تا ۳۹ ساله خبر داد که از آغاز سال ۲۰۲۵ ربوده شده یا ناپدید شده بودند. همه‌ی این موارد در استان‌های طرطوس، لاذقیه و حما؛ مناطقی با جمعیت قابل‌توجه علوی گزارش شده‌اند.

پس از #سقوط حکومت #بشار_اسد در دسامبر ۲۰۲۴، فشار و #خشونت علیه جامعه‌ی #علوی افزایش یافت. در مارس ۲۰۲۵، گروه‌های مسلح وابسته به دولت جدید در مناطق ساحلی علیه غیرنظامیان علوی دست به خشونت زدند و صدها نفر کشته شدند.
دولت انتقالی سوریه، به ریاست احمد الشرع، وعده‌ی تحقیق و مجازات عاملان را داده است؛ اما درباره‌ی پرونده‌های زنان ناپدیدشده، پاسخ‌گویی و شفافیت کافی وجود نداشته است.

کمیسیون مستقل تحقیق سازمان ملل درباره سوریه اعلام کرده که افزایش گزارش‌های ناپدیدشدن و ادعای ربایش زنان علوی را بررسی می‌کند. رئیس این کمیسیون در ژوئن ۲۰۲۵ گفت که دست‌کم شش مورد ربایش زنان علوی توسط افراد ناشناس در چند استان ثبت شده و درباره‌ی موارد بیشتری نیز گزارش‌های قابل‌اعتماد دریافت شده است.

وقتی مسیر مدرسه ناامن می‌شود

بیشتر زنانی که خانواده‌هایشان با رویترز گفت‌وگو کرده‌اند، در روشنای روز و هنگام انجام کارهای معمول روزانه یا استفاده از حمل‌ونقل عمومی ناپدید شده‌اند.

زینب غدیر، دختر ۱۷ ساله، نمونه‌ای تکان‌دهنده است. او در ۲۷ فوریه، در مسیر مدرسه در شهر الحنادیِ لاذقیه ربوده شد. به گفته‌ی یکی از اعضای خانواده، فردی که گمان می‌رود رباینده بوده باشد، از تلفن زینب پیام فرستاد و تهدید کرد که اگر خانواده تصویر او را در اینترنت منتشر کنند، خونش را خواهند فرستاد.
زینب بعدتر تماس کوتاهی با خانه داشت و گفت نمی‌داند کجا برده شده و دچار درد معده است؛ سپس تماس قطع شد. خانواده هنوز نمی‌دانند چه بر سر او آمده است.

اثر #خشونت بر #زندگی_روزمره

این موارد فقط نقض حق آزادی و امنیت فردی نیستند. ربایش و ناپدیدشدن زنان، زندگی روزمره‌ #کل_جامعه را تغییر می‌دهد.

یامن حسین، #مدافع #حقوق_بشر سوری که این ناپدیدشدن‌ها را پیگیری کرده، به رویترز گفته است برخی زنان و دختران در طرطوس، لاذقیه و حما از ترس هدف قرار گرفتن، از رفتن به مدرسه یا دانشگاه پرهیز می‌کنند.
او گفته است که از نظر او، تنها علوی‌ها هدف این الگو از ربایش‌ها بوده‌اند؛ بااین‌حال، هویت و انگیزه‌ی عاملان همچنان نامعلوم است.

در این وضعیت، #حقِ_حرکت در #شهر #محدود می‌شود. رفتن به مدرسه، دانشگاه، بازار، محل کار یا استفاده از حمل‌ونقل عمومی دیگر صرفا بخشی از زندگی عادی نیست؛ هر سفر ممکن است با ارزیابی خطر، نگرانی خانواده و #ترس از #ناپدیدشدن همراه شود.

زنانی که در فضای عمومی ناپدید می‌شوند، فقط خودشان هدف خشونت نیستند؛ ناامنیِ ایجادشده می‌تواند زنان دیگر را نیز از تحصیل، کار، درمان و حضور مستقل در شهر دور کند.

مساله فقط این نیست که چه تعداد زن ناپدید شده‌اند. پرسش بزرگ‌تر این است:
وقتی یک دختر در راه مدرسه، یا زنی هنگام خرید و استفاده از حمل‌ونقل عمومی ناپدید می‌شود، چه چیزی از حقِ حضور و حقِ حرکتِ دیگر زنان در شهر باقی می‌ماند؟

@Shahr_Zanan

منبع:
Maggie Michael, “She’s Not Coming Back: Alawite Women Snatched from Streets of Syria,” Reuters, 27 June 2025.

#زنان_و_جنگ #حق_به_شهر
#خشونت_جنسیتی
#ناپدیدسازی_اجباری
Post #2738 143
شهرِ زنان، شهرِ امن Photo
معرفی گروه توسعه شهری فردا (فاد)

گروه توسعه شهری فردا یا فاد که توسط کوروش آصف‌وزیری تاسیس شده، از سال ۱۴۰۳ فعالیت خود را در زمینه توسعه شهری آغاز کرده است.

این گروه با تمرکز بر #توسعه_شهری و #منطقه‌ای، از طریق برنامه‌ریزی و #طراحی_شهری، ظرفیت‌های نهفته شهرها را به پروژه‌هایی تحقق‌پذیر و اثرگذار تبدیل می‌کند.

در پیج شهر زنان، معرفی مجموعه‌هایی مانند گروه توسعه شهری فاد اهمیت دارد؛ زیرا آینده شهرها تنها با ساخت‌وساز شکل نمی‌گیرد، بلکه به برنامه‌ریزی انسانی، شناخت نیازهای شهروندان و طراحی فضاهایی فراگیر، عادلانه و پاسخ‌گو برای همه گروه‌های اجتماعی _ به‌ویژه #زنان _وابسته است.

از این منظر، فعالیت گروه‌های تخصصی در حوزه توسعه شهری می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی درباره کیفیت فضاهای شهری، #عدالت_فضایی و #نقش #شهروندان در #ساختن شهری بهتر باشد.


@Shahr_Zanan


#شهر_زنان #توسعه_شهری #برنامه_ریزی_شهری #طراحی_شهری #عدالت_فضایی #فضاهای_شهری #شهر_برای_همه #توسعه_منطقه‌ای
Post #2735 281
شهرِ زنان، شهرِ امن شهرهای جنگ‌زده؛ فهم فمینیستی جنگ شهری نویسنده: سونچانا لاکتا Sunčana Laketa فصل هفتم کتاب: Handbook on Gender and Cities 📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمان‌یافته بوده‌اند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه. اما در روایت‌های…
از «شهرهای جنگ‌زده» تا حق حرکت در شهر

پیش‌تر در کانال شهر زنان، فصل «شهرهای جنگ‌زده: فهم فمینیستیِ جنگ شهری» نوشته‌ی سونچانا لاکتا (Sunčana Laketa) را ترجمه و منتشر کرده‌ایم.

این فصل، بخشی از کتاب Handbook on Gender and Cities است؛ مجموعه‌ای میان‌رشته‌ای از مقاله‌ها و فصل‌های پژوهشی درباره‌ی نسبت #جنسیت_و_شهر که در سال ۲۰۲۴ به ویراستاری لیندا پیک، آنیندیتا داتا و گریس آدنییی-اوگونیانکین منتشر شده است.

بیش از ۶۰ پژوهشگر در فصل‌های گوناگون این کتاب، موضوع‌هایی مانند #فضای_عمومی، #برنامه‌ریزی_شهری، مسکن، کار، #مراقبت، #محیط_زیست، حمل‌ونقل، خشونت، جنگ، آوارگی، شهروندی و حق به شهر را از منظر جنسیت بررسی کرده‌اند.

#وجه_مشترک این فصل‌ها، یک پرسش بنیادین است: #شهر برای چه کسانی طراحی می‌شود و چه کسانی می‌توانند با امنیت، استقلال و کرامت در آن زندگی، حرکت و مشارکت کنند؟

در ادامه، به سراغ فصل «زنان و حمل‌ونقل شهری» می‌رویم؛ فصلی نوشته‌ی والنتینا مونتویا-روبلدو که نشان می‌دهد #حمل‌ونقل فقط مساله‌ی جابه‌جایی از خانه تا محل کار نیست. رفت‌وآمد در #شهر با کار مراقبتی، درآمد، زمان، ترس، امنیت، دسترسی به آموزش و درمان، و امکان حضور در زندگی عمومی پیوند دارد.

زنان و حمل‌ونقل شهری

نویسنده: والنتینا مونتویا-روبلدو

ترجمه توسط تیم: «شهر زنان، شهر امن»؛ بخش اول

حمل‌ونقل شهری مردم را به شغل، آموزش، #خدمات_سلامت، مشارکت سیاسی و فرصت‌های فراغت متصل می‌کند. اما از آن‌جا که نقش‌های اجتماعی زنان و مردان در بسیاری از جوامع متفاوت ساخته می‌شوند، آن‌ها نیز برای پاسخ‌دادن به این نقش‌ها، حمل‌ونقل را به شیوه‌های متفاوتی به کار می‌برند.

شرایطی که افراد را در حمل‌ونقل عمومی، در دفعات بیشتری در معرض #ناامنی، #آزار یا خشونت قرار می‌دهد، و نیز راهبردهایی که آن‌ها برای کاهش خطر به کار می‌گیرند، #جنسیت‌مند است.

این تجربه‌ها با #طبقه، #نژاد، #قومیت، #گرایش_جنسی و توان‌یابی یا #معلولیت درهم می‌آمیزند و بر این‌که افراد چگونه در شهر حرکت می‌کنند اثر می‌گذارند.

به بیان دیگر، نابرابری‌های ساختاریِ هم‌زمان، نیازها و دشواری‌های متفاوتی در جابه‌جایی شهری ایجاد می‌کنند.

#زنان عمدتا برای رفتن به محل کار و انجام کارهای مراقبتی از حمل‌ونقل استفاده می‌کنند. آنان در سطح جهانی بیش از ۷۵ درصدِ کار #مراقبتیِ بدون دستمزد را انجام می‌دهند و در عین حال، بخش بزرگی از نیروی کارِ مراقبتیِ دستمزدی را نیز تشکیل می‌دهند. این وضعیت، فشار و نیاز ویژه‌ای بر شبکه‌های حمل‌ونقل عمومی ایجاد می‌کند.

اینس سانچس دِ ماداریاگا، برای این گونه سفرها اصطلاح «#تحرک_مراقبتی» را به کار می‌برد: رفت‌وآمدهایی برای خرید دارو و مواد غذایی، رساندن کودکان، همراهی سالمندان، افراد دارای معلولیت و دیگر اعضای خانواده، یا انجام کارهای لازم برای تداوم زندگی روزمره.

تحرک مراقبتی با الگوی ساده‌ی «خانه ـ محل کار ـ خانه» تفاوت دارد؛ الگویی که اغلب در برنامه‌ریزی حمل‌ونقل و در طراحی مسیرهای ساعت اوج مبنا قرار می‌گیرد. سفرهای #مراقبتی معمولا #چندمقصدی و #زنجیره‌ای‌اند. ممکن است فردی در یک روز کودک را به مدرسه برساند، به محل کار برود، خرید کند، به درمانگاه مراجعه کند، کودک را برگرداند و سپس به خانه بازگردد.

پس #سفرهای زنان اغلب #کوتاه‌تر، اما #بیشتر و پیچیده‌تر هستند. این سفرها نه از روی انتخاب تفریحی، بلکه برای پاسخ‌دادن به مسئولیت‌هایی انجام می‌شوند که همچنان به‌صورت #نابرابر بر #دوش_زنان قرار دارند…

@Shahr_Zanan

منبع:

Women and Urban Transport
زنان و حمل‌ونقل شهری
نویسنده: Valentina Montoya-Robledo
کتاب: Handbook on Gender and Cities
  • ❤ 1
Post #2733 339
شهرِ زنان، شهرِ امن Photo
تکسیم (میدان تقسیم در استانبول)؛ زنانه‌تر از آنچه می‌بینیم

وقتی فضاهای عمومی «تولید» می‌شوند

✍🏽اوزگه آلتین Özge Altin؛ دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه اوپسالا و پژوهشگر حوزه‌ی فضاهای عمومی جنسیت‌مند در ترکیه.

آیا فضای عمومی شهر خنثی است؟ یک رساله‌ی جدید درباره‌ی زنان در تکسیم استانبول می‌گوید: نه. فضا تولید می‌شود؛ از طریق #قدرت، #ایدئولوژی، #طراحی و #کنش‌های_روزمره.

این پژوهش از نظریه‌ی هانری لفور استفاده می‌کند، اما لفور فقط نامی نیست که مورد اشاره قرار می‌گیرد‌؛ آلتین نظریات او را عملیاتی می‌کند. با کمک «مثلث فضایی» لفور (فضای ادراک‌شده، تصور‌شده و زیسته)، نشان می‌دهد چگونه زنان تکسیم را تجربه می‌کنند، چگونه گفتمان‌های محافظه‌کار و #سیاست‌های #بازار_محور، فضا را اخلاقی و کالایی می‌کنند، و چگونه زنان در همان فضا، #حضور خود را #بازپس می‌گیرند.

داده‌ها از مصاحبه با زنان متنوعی جمع‌آوری شده که به‌طور منظم به تکسیم می‌روند.

یافته‌ها دو وجه را کنار هم می‌گذارد: از یک سو، نظارت، آزار و ترس از خشونت به‌عنوان سازوکارهای #طرد_فضایی؛ از سوی دیگر، #تاب‌آوری و عاملیت #زنان در تغییر مسیرها، ساختن همبستگی‌های کوچک و تأکید بر «حضور» به‌مثابه حق به شهر.


• فضای عمومی هم‌زمان فضای کنترل و امکان است.

«تغییر مسیر، ساختن همبستگی و تاکید بر حضور» فقط تاکتیک بقا نیست؛ داده‌ی قابل‌تحلیلی است که می‌تواند سیاست‌گذاری فضا را جابه‌جا کند.

وقتی لفور را #فمینیستی می‌خوانیم، «#حق به #شهر» برای زنان از شعار به #تجربه‌ی #روزمره تبدیل می‌شود.

@Shahr_Zanan

منبع:
Altin, Özge. (2025).
The Production of Gendered Urban Public Spaces: Women’s Experiences of Taksim, Istanbul.
• نوع اثر: رساله‌ی دکتری / تک‌نگاری
• دانشگاه: Uppsala University
• دانشکده/گروه: Department of Sociology
• محل انتشار: Uppsala
• تعداد صفحات: ۲۱۳

#حق_به_شهر
#زنان
#استانبول
  • 👍 2
Post #2730 157

Forwarded from ديد‌بان آزار

🟡تهران در روزهای تابستانی و پس از جنگ

نویسنده: زهره رجبی

تهران برای من حال دیگری داشت: شهری زنده، اما خسته؛ شهری فعال، اما معلق. کافه‌ها باز بودند و مردم در خیابان رفت‌وآمد می‌کردند. زنان حضور داشتند، کار می‌کردند، رانندگی می‌کردند و در فضاهای عمومی دیده می‌شدند. بسیاری از دختران جوان، به‌ویژه نسل زد، شکل‌های تازه‌ای از حضور در شهر را تجربه می‌کردند. زنان موتورسوار را بیشتر از سفرهای قبلی‌ام می‌دیدم. در بخش‌هایی از شهر، زنان با پوشش‌هایی متفاوت از هنجار رسمی رفت‌وآمد می‌کردند و در همه موارد با مداخله مستقیم مأموران مواجه نمی‌شدند. اما این حضور، لزوما به معنای آرامش نبود. پشت این زندگی روزمره، خستگی، گرانی، ترس و انتظار جریان داشت.

متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2634/

@harasswatch
  • ❤ 2
Post #2729 181
شهرِ زنان، شهرِ امن شهرهای جنگ‌زده؛ فهم فمینیستی جنگ شهری نویسنده: سونچانا لاکتا Sunčana Laketa فصل هفتم کتاب: Handbook on Gender and Cities 📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمان‌یافته بوده‌اند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه. اما در روایت‌های…
ادامه از متن بالا:

در برخی موقعیت‌ها نیز در جنبش‌های انقلابی، مقاومت و مبارزه مسلحانه مشارکت دارند.

عمومی و خصوصی؛ مرزی که در جنگ فرو می‌ریزد

جنگ معمولاً متعلق به قلمرو عمومی، دولت و ارتش تصور می‌شود و زندگی زنان و کودکان به فضای خصوصی خانه نسبت داده می‌شود.

پژوهش فمینیستی این جدایی را به چالش می‌کشد. #جنگ در #خانه نیز حضور دارد: در تقسیم کار مراقبتی، در تأمین آب و غذا، در مراقبت از خانواده، در ترس از عبور از محله و در خشونت جنسیتی.
خشونت جنسی نیز نباید پیامدی تصادفی و فرعی از جنگ تلقی شود؛ بلکه در بسیاری از منازعات به‌عنوان سلاح و تاکتیک جنگی به کار می‌رود.

جنگ پس از آتش‌بس هم ادامه دارد

پایان رسمی جنگ لزوما به معنای پایان خشونت نیست.
در موستار، حتی پس از کناررفتن تانک‌ها، سنگرها و ایست‌های بازرسی، تقسیم‌بندی‌های قومی و سیاسی از طریق ترس، خاطره، احساس ناراحتی و عادت‌های روزمره ادامه یافتند.

جنگ می‌تواند در بدن، خانه و روابط میان همسایه‌ها باقی بماند. گاهی مرز دیگر دیواری آشکار نیست؛ بلکه مسیری است که مردم از آن عبور نمی‌کنند، محله‌ای است که واردش نمی‌شوند یا احساسی از ناامنی است که در زندگی روزمره تثبیت شده است.

اردوگاه به‌مثابه شهر ـ اردوگاه
یکی از پیامدهای جنگ شهری، جابه‌جایی گسترده افراد و خانواده‌هاست. اردوگاه‌های پناهندگان که در ابتدا موقت تصور می‌شوند، در واقع ممکن است دهه‌ها پابرجا بمانند.
لاکتا پیشنهاد می‌کند اردوگاه را فقط محل اسکان موقت یا دریافت کمک نبینیم. #اردوگاه نوعی #محیط\شهری است؛ جایی که مردم در آن زندگی می‌کنند، حرکت می‌کنند، شبکه می‌سازند و با محدودیت‌ها مذاکره می‌کنند.

از این منظر، اردوگاه نوعی «شهر ـ اردوگاه» است: فضایی شهری اما ناقص و محدود، که از بسیاری از خدمات و زیرساخت‌های ضروری محروم است.

ساکنان اردوگاه اغلب فقط با عنوان «پناهنده» شناخته می‌شوند؛ عنوانی که می‌تواند آنان را بی‌نام، بی‌صدا و خارج از نظم سیاسی نشان دهد.
اما نگاه‌کردن به اردوگاه به‌عنوان یک شکل شهری، پناهنده را دوباره به‌عنوان سوژه‌ای سیاسی و شهروندی فعال نشان می‌دهد.

#زنان_پناهنده و دیگر گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده با استفاده از شبکه‌های حمایتی، حرکت حساب‌شده و تاکتیک‌های روزمره، با فضای محدودکننده اردوگاه مذاکره می‌کنند.

این بخش از فصل هفتم کتاب، نشان می‌دهد که جنگ فقط در ویرانی شهر دیده نمی‌شود؛ بلکه در شکل‌گیری فضاهای جدیدی مانند اردوگاه، محصورگاه و گتو نیز ادامه پیدا می‌کند.

صلح شهری؛ زندگی در برابر منطق جنگ

لاکتا در بخش پایانی فصل هفتم کتاب به فضاها و کنش‌هایی می‌پردازد که در برابر منطق جنگ شکل می‌گیرند.

#صلح_شهری فقط نتیجه مداخله دولت‌ها یا عملیات رسمی حفظ صلح نیست. گاهی در فعالیت‌های عادی و روزمره‌ای شکل می‌گیرد که امکان ادامه زندگی را حفظ می‌کنند: نوشیدن قهوه، دیدار همسایه‌ها، برگزاری رویدادهای فرهنگی، باغبانی شهری و بازپس‌گیری فضاهای عمومی.

زنان نیز در این فرایند نقش مهمی دارند؛ از اعتراض در میدان‌های عمومی گرفته تا ساختن فضاهای امن در خانه و محله.

در #شهرهای_پسامناقشه، بازسازی و توسعه شهری ممکن است دوباره منطق جنگ، طرد و شهروندی نابرابر را در کالبد شهر تثبیت کند.
در برابر آن، #مقاومت می‌تواند از طریق #اعتراض، گرافیتی، پوستر، نشانه‌گذاری و استفاده دوباره از دیوارها و موانع شکل بگیرد.

از نظر لاکتا، جنگ و صلح همیشه کاملاً از هم جدا نیستند؛ در شهرهای جنگ‌زده، شیوه‌های جنگ و شیوه‌های صلح در کنار هم وجود دارند و پیوسته با یکدیگر در کشمکش‌اند.

حرف آخر فصل
فصل لاکتا دعوتی است برای دیدن شهر جنگ‌زده از پایین و از درون زندگی روزمره؛ از منظر بدن‌ها، خانه‌ها، مسیرها، روابط، مراقبت و صداهایی که روایت‌های نظامی حذف می‌کنند.

این فصل نشان می‌دهد که زنان و دیگر گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده فقط قربانی جنگ نیستند. آنان در بقا، بازسازی، مقاومت و تولید دوباره زندگی شهری نقش دارند.

@Shahr_Zanan

منبع:
Laketa, S. (2024). “War-torn cities: Making feminist sense of urban warfare.” In Handbook on Gender and Cities, pp. 75–84.
#شهر_زنان
#شهرهای_جنگزده
#جنگ_شهری
#جنسیت_و_شهر
#شهرکشی
Post #2727 584
شهرهای جنگ‌زده؛ فهم فمینیستی جنگ شهری

نویسنده: سونچانا لاکتا
Sunčana Laketa

فصل هفتم کتاب:
Handbook on Gender and Cities

📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمان‌یافته بوده‌اند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه.

اما در روایت‌های نظامی، شهر اغلب فقط به‌عنوان «هدف» یا «زمین عملیات» دیده می‌شود؛ سطحی برای بمباران، محاصره، کنترل و اجرای تاکتیک‌های نظامی.
این نگاه، زندگی مردم، بدن‌ها، خانه‌ها و تجربه روزمره ساکنان شهر را از نظر پنهان می‌کند.

سونچانا لاکتا در این فصل می‌کوشد #جنگ_شهری را از منظری #فمینیستی بفهمد؛ منظری که به جنسیت، تفاوت اجتماعی، بدن، زندگی روزمره، مراقبت، آوارگی، روابط صمیمانه و مقاومت توجه می‌کند.

استدلال اصلی این فصل این است که جنگ و شهر جدا از یکدیگر نیستند. جنگ، شهرها را شکل می‌دهد، اما شهرها نیز شکل جنگ را تغییر می‌دهند.

جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمی‌دهد؛ در خانه، خیابان، محله، اردوگاه، مسیر رفت‌وآمد و بدن انسان‌ها نیز ادامه پیدا می‌کند.

رویکردهای فمینیستی به جنگ شهری

رویکردهای فمینیستی به جنگ شهری، صداها و دانش‌هایی را در مرکز قرار می‌دهند که در روایت‌های رسمی جنگ #حذف یا به #حاشیه رانده شده‌اند.

این رویکرد، مردم را قربانیانی منفعل نمی‌داند؛ بلکه آنان را سوژه‌هایی فعال در ساختن، حفظ‌کردن و ازهم‌گشودن جنگ شهری می‌بیند.

در این نگاه، مقیاس‌های مختلف ــ از دولت و شهر گرفته تا محله، خانه و بدن ــ جدا از هم نیستند. آن‌ها به‌طور متقابل یکدیگر را می‌سازند.

بنابراین برای فهم جنگ شهری باید پرسید:

• جنگ چگونه به زندگی خانواده‌ها و بدن‌ها نفوذ می‌کند؟
• تجربه ناامنی برای زنان و مردان چگونه متفاوت است؟
• چه کسانی امکان حرکت، ماندن یا ترک‌کردن شهر را دارند؟
• چه کسانی در روایت‌های رسمی جنگ دیده نمی‌شوند؟

شهرها در جنگ؛ از شهرکُشی تا بازساخت

یکی از مفاهیم اصلی فصل، #شهرکُشی یا urbicide است؛ یعنی نابودی هدفمند شهر و فضاهای شهری به‌عنوان بخشی از راهبرد جنگی.
در این معنا، تخریب پل، میدان، بازار، محله یا دیگر فضاهای عمومی فقط نابودی ساختمان‌ها نیست. این مکان‌ها امکان زندگی مشترک، تکثر و ارتباط میان گروه‌های مختلف را فراهم می‌کنند.
نابودی آن‌ها می‌تواند خودِ امکان همزیستی و «حق بر شهر» را از میان ببرد.

تخریب #پل قدیمی #موستار و دیگر فضاهای عمومی در جنگ‌های یوگسلاوی نمونه‌ای از این فرایند است. در اینجا، نابودی مکان به ساختن جغرافیاهای قومی و طردکننده کمک می‌کند.
(پل موستار در اینجا فقط یک بنای تاریخی یا اثر معماری نیست. پل نماد ارتباط میان دو بخش شهر و امکان رفت‌وآمد و همزیستی میان گروه‌های مختلف بود.)

اما جنگ فقط ویران نمی‌کند؛ جنگ هم‌زمان مکان، نظم اجتماعی و هویت‌های جدید تولید می‌کند.

دیوارها، ایست‌های بازرسی، موانع جاده‌ای و زیرساخت‌های امنیتی، شهر را دوباره سازمان می‌دهند. آن‌ها تعیین می‌کنند چه کسی می‌تواند حرکت کند، چه کسی باید متوقف شود و چه محله‌هایی به یکدیگر دسترسی داشته باشند.

در #فلسطین، محیط ساخته‌شده و زیرساخت‌های امنیتی برای کنترل حرکت و تثبیت سلطه به کار گرفته شده‌اند. این زیرساخت‌ها بر زنان و مردان نیز اثر یکسانی ندارند. زنان ممکن است هم‌زمان به‌عنوان مادر و مراقبت‌کننده، و به‌عنوان تهدید بالقوه دیده شوند.
برنامه‌ریزی برای جنگی که هنوز نیامده است

جنگ فقط در لحظه حمله یا اشغال حضور ندارد. تصور تهدید دائمی تروریسم، بیماری، مهاجرت یا شورش، شهرها را به سمت برنامه‌ریزی برای جنگ‌های احتمالی آینده سوق می‌دهد.
در این فرایند، #برنامه‌ریزی_شهری می‌تواند به ابزاری برای ایجاد #فضاهای #طردکننده و هویت‌های متخاصم تبدیل شود. نظارت، کنترل دسترسی و معماری امنیتی به بخش عادی زندگی شهری راه پیدا می‌کنند.

از نظر لاکتا، جنگ فقط ابزار دولت و ارتش نیست؛ بلکه از طریق توسعه‌دهندگان، شرکت‌ها، بازار زمین و سرمایه جهانی نیز در ساختار شهر پراکنده می‌شود.

فراتر از شهر به‌مثابه هدف
روایت‌های نظامی، شهر را اغلب از بالا و مانند سطحی بی‌جان می‌بینند؛ نقشه‌ای از ساختمان‌ها و خیابان‌ها که در آن مردم و زندگی روزمره ناپدید شده‌اند.

اصطلاح «#خسارت_جانبی» نیز بخشی از همین حذف است. این عبارت، مرگ و رنج ساکنان شهر را به پیامدی فرعی و فنیِ عملیات نظامی تبدیل می‌کند.

رویکرد #فمینیستی توجه را به کسانی برمی‌گرداند که زیر عنوان «خسارت جانبی» نادیده گرفته می‌شوند؛ به‌ویژه زنان و کودکان.

#زنان و #کودکان معمولاً فقط به‌عنوان قربانی نمایش داده می‌شوند؛ قربانیانی منفعل که نیازمند حمایت‌اند. اما چنین روایتی عاملیت سیاسی آنان را پنهان می‌کند.

زنان در شهرهای جنگ‌زده اغلب مسئول تأمین غذا، آب و کمک‌های بشردوستانه‌اند. آنان از کودکان و سالمندان مراقبت می‌کنند، شبکه می‌سازند و میان خطوط دشمن مذاکره می‌کنند.
Post #2726 340
جنگ و تولید فضا: یادداشت‌هایی از بیروت
جاد جاری؛ The Brooklyn Rail، ژوئن ۲۰۲۶

جنگ در زندگی روزمره: یک خیابان در حال تغییر
در حین قدم زدن در خیابان ژاندارک، یک محور آشنای شمال-جنوبی که دانشگاه آمریکایی بیروت را به خیابان اصلی حمرا وصل می‌کند؛ چیزی متفاوت به نظر می‌رسد. این تغییر ناگهانی نیست، بلکه تدریجی و تجمیعی است. این تغییر تقریبا در ابتدا نامحسوس است؛ شهر شروع به تغییر کرده در اتمسفرش، ریتم‌هایش، و شیوه‌ای که عناصر شهری در طول فضا با یکدیگر تعامل می‌کنند.

در تقاطع‌های مختلف، جایی که خیابان زمانی زندگی آشنا و قابل پیش‌بینی‌ای داشت، حالا تراکمی از حالات وجود دارد که با خستگی، تردید، و اثرات دسته‌بندی‌ناپذیر جنگ مشخص می‌شود. در حالی که خانواده‌ها در پیاده‌روها جمع شده‌اند و ماشین‌ها به هر شکل ممکنی پراکنده‌اند، تجهیزات اضطراری؛ مخازن آب، ژنراتورها، و خدمات دیگر در بافت شهری جاسازی شده‌اند. در جاهای دیگر بیروت، به‌ویژه در یک مرکز مهم حومه‌ جنوبیِ بیروت، تخریب مرئی‌تر است. اما
در بیروت غربی، چیزی که منعکس می‌شود
سرپا بودن محله علی‌رغم دگرگون شدن است. در واقع آنچه پدیدار می‌شود یک دوگانگی است. با ادامه زندگی، شاهد هستیم که روال‌های روزمره پایدار می‌مانند، اما همه چیز #بازپیکربندی شده به نظر می‌رسد.

۱. جنگ به‌مثابه تولید فضا
آنچه در بیروت می‌بینیم ساخته‌شدن یک نوع فضای متفاوت است؛ نه بازگشت به قبل، نه فروپاشی کامل.
#خیابان دیگر صرفا عناصر شهری را به هم وصل نمی‌کند؛ آن‌ها را جذب، توزیع مجدد، و بازسازماندهی می‌کند.
این فرآیند تصادفی نیست بلکه بخشی از یک نظام جدید از زندگی است که در حال شکل‌گیری است.

جاری با تکیه بر لوفور استدلال می‌کند که فضا یک محصول اجتماعی است. ایست‌بازرسی‌ها، خطوط جبهه، و محله‌های محاصره‌شده در زندگی روزمره درک، زیسته، و تصور می‌شوند و از همین طریق، فضا تولید می‌شود.

انگار #محله #بازتابی از خود #جنگ است. آنچه در این عبور روزانه با آن روبرو می‌شوم نه‌فقط پیامد آوارگی، بلکه تولید مستمر فضا در شرایط محاصره است.

۲. تکرار تاریخی
این اولین بار نیست. در جنگ داخلی ۱۹۷۵، «خط سبز» بیروت را به دو منطقه تفکیک کرد و یک جغرافیای جدید از حرکت، دسترسی، و طرد ساخت. در جنگ ۲۰۰۶، مدارس به پناهگاه تبدیل شدند، فضاهای عمومی به گره‌های لجستیکی، و بازسازی بعدی این تغییرات را در بافت کالبدی شهر تثبیت کرد.

جاری می‌گوید: جنگ از شهر بیرون نیست بلکه #جنگ یکی از راه‌هایی است که از طریق آن #فضا پیوسته تولید می‌شود.

۳. آوارگی به‌مثابه بازسازماندهی فضایی
از اواخر ۲۰۲۴، بیش از یک میلیون نفر در لبنان آواره شده‌اند. معادل آواره کردن ۵۷ میلیون نفر در آمریکا. اما آوارگی تصادفی نیست. مسیر مردم، اینکه به کجا می‌روند، کجا پذیرفته می‌شوند، و کجا ممنوع‌اند از طریق ملاحظات سیاسی، اقتصادی، و استراتژیک شکل می‌گیرد.

با تکیه بر دیدگاه‌های #هاروی، جاری استدلال می‌کند که آوارگی «شکلی از گسترش سیاسی در جغرافیاست». در عین حال، «انباشت از طریق سلب مالکیت» رخ می‌دهد: وقتی مردم از خانه‌هایشان رانده می‌شوند، زمین و ملک از کاربران اصلی‌شان جدا می‌شود و امکان تصاحب، سرمایه‌گذاری، یا کنترل آینده را باز می‌کند.

۴. شهرسازی موازی
دولت کجاست؟ غایب نیست بلکه تکه‌تکه ‌شده. آنچه زندگی را حفظ می‌کند ترتیبات موازی است که شکل گرفته: یک مغازه مواد غذایی که آواره‌ای از جنوب باز کرده، یک غرفه قهوه در پیاده‌رو، یک سرویس تعمیرات در گاراژ. اینها نه‌فقط فعالیت‌های اقتصادی، بلکه راه‌هایی برای #بازاستقرار #حضور در #فضا هستند.
در کشوری که از ۲۰۱۹ با بحران اقتصادی و فروپاشی زیرساخت دست‌وپنجه نرم می‌کند، این سیستم‌های موازی دیگر استثنا نیستند بلکه شیوه استاندارد بقا هستند.

۵.بازسازی: حل‌وفصل یا تداوم؟
هر آواره‌ای از بازسازی حرف می‌زند. اما جاری هشدار می‌دهد: بازسازی در بیروت به‌ندرت به معنای بازگشت به آنچه قبلا وجود داشته، است.

تخریب پاک می‌کند. آوارگی توزیع مجدد می‌کند. بازسازی تثبیت می‌کند.

این سه با هم یک فرآیند مستمر را تشکیل می‌دهند؛ نه مراحل جداگانه. خطر این است
که بازسازی را با حل‌وفصل اشتباه بگیریم.
عمل مرئی #بازسازی می‌تواند #نابرابری‌های جدید را عادی‌سازی کند و آینده‌های جایگزین را ببندد.

جمله پایانی
خیابان ژاندارک در پایان مقاله روشن‌تر از همیشه به نظر می‌رسد نه به‌عنوان نماد ویرانی، بلکه به‌عنوان نماد تولید مستمر.

جاری می‌نویسد: سوالی که باقی می‌ماند این نیست که بیروت چگونه بهبود خواهد یافت؟، بلکه این است: چه نوع واقعیت شهری از طریق چرخه‌های مکرر جنگ در حال شکل‌گیری است، و در نهایت چه کسی می‌تواند در آن ساکن شود؟

@Shahr_Zanan
brooklynrail.org War and the Production of Space: Notes from Beirut | The Brooklyn Rail Since late 2024, more than a million people in Lebanon have been displaced at different moments of the conflict. In a country of around six million, this scale of movements is equivalent to displacing over 57 million people in the United States, fundamentally…
Older posts →

About this channel

How can I read @shahr_zanan without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for شهرِ زنان، شهرِ امن: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does شهرِ زنان، شهرِ امن have?
شهرِ زنان، شهرِ امن (@shahr_zanan) has 597 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does شهرِ زنان، شهرِ امن know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →