✍🏻 اندیشهای ابتدایی در باب تمایز فیلسوف خالص از فیلسوف آلوده
🔹 تمایزی است میان فیلسوف و فیلسوف! میان آنکه معصومانه و خالصانه مینویسد و آنکه با آغشتگی به آلودگی قلم میزند. فیلسوفی که معصومانه مینویسد متنی خالص و معصومانه تولید میکند. متن معصومانه چیست؟ متنی که در آن نگارنده فقط و فقط به خودش میاندیشد، به خودش باور دارد و چون به تامل بر خویش مشغول است بازتابی از عمیقترین تنهاییاش در اندیشیدن است، که اول از همه و بالاتر از همه با خودش در خلوتی متاملانه مواجه میشود و برای خودش از خودش سخن میگوید و نمیداند که حرفش چقدر قرار است عصب اندیشهی دیگران را تحریک کند، و نمیداند که آیا شنونده و خوانندهای در کار هست یا نه. فیلسوف معصوم و خالص جلوتر و فراتر از هرچیزی فیلسوف خودش است نه دیگران. او اگرچه محصول جامعهاش است اما خود را فدای مد جامعه نمیکند، زیرا به قلمروی زیست اصیل و فیلسوفانه گام نهاده است.
🔹 اما فیلسوفی که آغشته به آلودگی است، ناخالصی زمانه و نانی که به نرخ روز روشنفکری باشد موجب دست به قلم شدنش میشود. او مد زمانه را شناسایی میکند تا خودش هم مطابق مد روز باشد. پرسشهایی که به آنها پاسخ میدهد، پرسشهایی شخصی نیستند، پس پاسخهایی که میدهد تالیف خودش نخواهد بود، بلکه تالیف مولفان دیگری چون مد روشنفکری و تمایزگذاریهای نخبهگرایانه در همکاری با قلم او نیز خواهد بود.
🔶 چنین فیلسوفی، فیلسوفی که آغشته به آلودگیست، توانایی مواجههی اصیل و خالص با مسائل را نه دارد و نه خواهد داشت. به من و شما برمیگردد که بخواهیم به کدامیک از این دو توجه کنیم، اما آنکه واقعیت وجودی هرکدام را بهخوبی لمس کرده باشد خواهد فهمید که باید رویآوری را به کدامین سو معطوف سازد و توجهاش را چگونه متمرکز نگاه دارد.
🔚 آرش باقری
#اصالت
#الف_ب_م
@Crisis_Era
Post #325
193
Forwarded from Crisis