۱۰۹ـ کلاسیکهای فلسفه کلاسیک: آثار فلسفی گزنوفون (خاطرات سقراطی)
مسعود زنجانی
گِزِنوفون (کِسِنوفون ـ حدود
۳۵۵ـ۴۳۴ ق.م.) نویسندهٔ باذوق و استعداد فلسفی، سردار و مورّخ یونان باستان بود که در خانوادهای اشرافی در آتن متولد شد.(۱) او در جوانی چندی در جرگهٔ هواداران سقراط به سربُرده، امّا عضو حلقهٔ سقراطی نبوده است. او گرچه در حدود سیسالگی از سقراط جدا شده بود، اما «خاطراتِ سقراطی» نشان از آن دارد که در دوران پیری هم ياد او در ضميرش زنده مانده بود.
«خاطرات سقراطی» (ممورابيليا) مهمترين اثر فلسفی گزنوفون است که بخش جدّی آن حدود سهدهه پس از مرگ سقراط نگاشته شده و شامل گفتگوهایی است که سقراط با آتننیان از هر صنف و طبقه اعم از سردار سپاه و کشاورز و دولتمرد و سوفطایی و نقّاش و مجسمهساز و زرهساز و حتی زنی روسپی به عمل آورده است.
گزنوفون، به جهت دیدِ مورّخانهاش، اطّلاعاتی از جزئیات شخصیت و زندگی سقراط در اختیار ما مینهد که هرگز نمیتوان آنها را در روایت افلاطون بازجُست.(۲) اما نباید گزنوفون را صرفاً یک گزارشگر دانست و ارزش کار او را به ارائهٔ توصیفهایی جزئی از زندگی سقراط فروکاست. گاهی او در کلامی مختصر چیزی را دربارهٔ سقراط میگوید که بسیاری نتوانستهاند در کتابهای مطوّل خود بگویند. کافی است همین جملهٔ کوتاه او را در نظر داشته باشیم: «یاد سقراط به تنهایی عامل تربیت بود.»
هماره میان ناقدان اختلاف رٲی فراوانی وجود داشته که آیا اين اطّلاعات با درک عميق و دریافت لازم از جانب نویسندهٔ آن همراه است. تعبیرِ گزنوفون از سقراط بیشتر مقبولِ عقلگرايی سدهٔ ۱۸ بود، چراکه اين جنبش فکری به سقراطِ افلاطونی با ديدهٔ ترديد مینگرد و باور دارد که توصيفات افلاطون بنيان تاريخی ندارد. سقراطِ گزنوفونی از نگرشِ متافيزيکی برخوردار نبوده، چنانکه اخگر يا جلوهٔ خدايی به او راه نيافته است. البته گزنوفون به کرّات جنبههای اخلاقی و دينی سقراط را متذکّر میشود و او را همچون شهروندی درستکار و خيرخواه نشان میدهد.
در ادوار بعدی مرجعيت گزنوفون دربارهٔ شناخت سقراط مورد ترديد قرار گرفت، گرچه هيچگاه به کلّی انکار نگرديد. برخی بر این باور بودهاند که آنچه در «خاطرات سقراطی» میبينيم چهرهٔ فیلسوفانهٔ سقراط نیست و گزنوفون فاقد آن عمقِ فلسفی بوده که بتواند، به قول الکيبيادس در رسالهٔ «مهمانی» افلاطون، دريچهٔ اين صندوق حصيری را بگشايد و تصوير خدايان را در آن ببيند.
طرفه آنکه داوری نیچه، یکسره متفاوت است. نیچه در چارچوب بینش و نگرش خود، به سقراطِ گزنوفونی احساسِ نزدیکی بیشتری میکند تا سقراطِ افلاطونی. اگر سقراطِ افلاطونی زندگی را بیماری میداند و بعد حسّی و جسمی را کماهمیت جلوه میدهد، روایت گزنوفون در تعدیل این دیدگاه مؤثر است. از این رو، نیچه «خاطرات سقراطی» را در جایگاهی فراتر از کتاب مقدّس ارزیابی میکند.(۳)
باری، صمیمیت و سادگیای که گزنوفون در طرح آموزههای سقراطی به کار میبَرَد موجب شده تا اين کتاب کوچک از عنايت بسيار خوانندگان برخوردار شود. اين کتاب در سال ۱۳۷۳ توسط شادروان محمدحسن لطفی به فارسی برگردانده شده است.
گزنوفون علاوه بر «خاطرات سقراطی»، سه نوشتهٔ ديگر دربارهٔ سقراط تصنيف کرده است با عناوين «آپولوژی»، «مهمانی»، «تدبير منزل». همچنين گفتهاند گزنوفون كتابی به نام «تربيت كوروش» را در واکنش نسبت به «جمهوری» افلاطون به رشتهٔ تحرير درآورده است. ظاهراً دو رسالهٔ اول را به تقليد از محاورات افلاطون با همين عناوين نوشته است. داوریهای عمومی این رسالهها را نیز چه از حیث شیوهٔ نگرش و چه از حيث هنرِ نگارش با نوشتههای افلاطون قابلمقایسه نمیدانند. اما سيسرون به تقليد از «تدبير منزل» او اثری با عنوان «در وظايف» فراهم آورده و ماکياولی نيز در نوشتن يکی از آثارش، «تربيت کوروش» او را به عنوان الگوی خود مورد استفاده قرار داده است.
تاکنون سخن از گزنوفون به مثابهٔ نویسندهٔ فلسفی بود و پرداختن به گزنوفون به مثابهٔ مورّخ مجالی دیگر میطلبد. جرمی بنتام، فیلسوف فایدهگرای بریتانیایی قرن ۱۹، ضمن تخفیف سقراط و افلاطون، گزنوفونِ مورّخ را چنین رفعت میدهد: «در حالیكه گزنوفون تاريخ مینوشت و اقليدس درس هندسه آموزش میداد، سقراط و افلاطون به بهانه تعليم اخلاق و حكمت مُهمل بافتند».
پینوشت:
۱ـ گزنوفون را نباید به جهتِ تشابه اسمی با گِزِنوفانس (كِسِنوفانس ـ حدود ۴۸۰ـ۵۷۰ ق.م.)، فيلسوف پيشاسقراطی اهل الئا اشتباه گرفت.
۲- همین توجّه به جزئیات امور و اجزاء شخصیت افراد موجب شده که پلوتارخِ مورّخ نزد مونتنی محبوبترین چهره باشد؛ چنانکه سقراط مونتنی بیشتر موافق سقراط گزنوفونی است تا سقراط افلاطون.
۳ـ نیچه: زمانی فراخواهد رسيد كه مردم برای كمال اخلاقی و عقلی به كتاب خاطرات گزنوفون بيشتر متوسل شوند تا به كتاب مقدّس.
yon.ir/4F8S
کانال زندهباد فلسفه
🌈 @vivaphilosophy
Post #679
4.99K