۱۰۳- کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون
قسمت هفتم: محاوراتِ پایانی | محاوراتِ طبیعی و محاوراتِ سیاسی
#مسعود_زنجانی
telegram.me/vivaphilosophy
محاوراتِ پایانی: محاوراتِ طبیعی و محاوراتِ سياسی
«افلاطون همهٔ عمر را سياسی انديشيده است»
ياسپرس
افلاطون در محاوراتِ پايانی (دورهٔ پيری) كمتر به نظريهپردازیهای انتزاعی میپردازد و به نوشتههایی دربارهٔ طبيعت و سياست روی میآورد.
تيمائوس و كريتياس «محاورات طبيعی» ناميده میشوند. تيمائوس با جهانِ طبيعی سر و كار دارد و موضوعاتی از كيهانزایی، كيهان شناسی، فيزيك، شيمی، فيزيولوژی انسان، آسيبشناسی (پاتولوژی)، و پزشكی را دربردارد. تيمائوس همچنين حاوی اسطورهٔ شاعرانهای دربارهٔ آفرينش است كه به سِفر تكوين (پيدايش) در تورات، بیشباهت نيست؛ البته بیآنكه نظريهٔ «خلق از عدم» را مطرح كند. در آن سخن از صانعی میرود كه آشوناکی و بینظمی (chaos) را به نظم و هماهنگی (cosmos) مبدّل میكند. افلاطون در تيمائوس برنامهٔ علمی كه برای فهم جهانِ طبيعی پيشبينی كرده بود، بسط و پرورش میدهد.
تأثير تيمائوس تا عصر رُنسانس فوق العاده بوده است. در واقع، جهانِ غرب، سراسر قرون وسطی، تنها ترجمهٔ لاتين همين محاورهٔ افلاطون را میخواند، و از اين رو برداشت بسيار دور از واقعی از او حاصل كرد. گيلبرت رايل و برخی افلاطونشناسان اين اثر را متعلق به دورهٔ ميانی حيات افلاطون میداند. كريتياس مؤخّرهٔ تيمائوس محسوب میشود و برخی در اصالت آن ترديد دارند.
سیاستمدار و قوانين، در كنار جمهوری، «محاوراتِ سياسی» افلاطون محسوب میشوند. اين محاورات مسأله اساسی هستی اجتماعی ما را، به عنوان شرط انسان بودن، به وجهی جدّی طرح میكنند. البته نبايد ديگر نوشتههای او را كه مستقيم به سياست نمیپردازند، غير سياسی قلمداد كرد. باری، سياست همچون خون در رگهای همهٔ نوشتههای افلاطون جريان دارد.
سياستمدار (مرد سیاسی/ دولتمرد) به تعريفِ سياستمدار حقیقی میپردازد. چيزی كه سياستمدار را از ديگر مردمان مشخص و ممتاز میكند، «شناخت» است. اين محاوره شباهتی هم با محاوراتِ منطقی دارد؛ چنانکه برخی آن را دنبالهٔ سوفسطایی دانسته اند. افلاطون در آن برخی انتقادهای خود را به نظريهٔ ايدهها به ميان میآورد.
قوانين واپسين نوشتهٔ افلاطون است كه در دوازده كتاب، ناتمام مانده و تنها محاورهای است كه سقراط در آن غايب است. در اين رساله بار ديگر مسألهٔ ساختارِ دولت و سازمانِ سياسی بررسی میشود. افلاطون در قوانين، در نسبت با جمهوری، از قدرتِ مطلقه «فيلسوفْ شاه» دست برداشته و تا حدی تودهٔ مردم را نيز در حكومت سهيم ساخته است. به عبارت ديگر، افلاطون در اين نوشته به واقعيتهای زمينی زندگی نزديكتر میشود، هر چند آرمانهای كمالجويانهٔ خويش را تماماً از چشم دور نمیدارد. سيسرون در رسالهٔ خود، به نام «دربارهٔ قوانين» از اين محاوره الهام گرفته است.
اگر بخواهيم افلاطون را به تمامی بشناسيم از هيچ محاورهای چشم نمیتوانيم پوشيد. همهٔ آنها زيبا هستند و به خواننده لذّتی يگانه میبخشند و نظرش را در بينش فلسفی تيزبين میسازند.
@vivaphilosophy
Post #613
1.74K
زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی ۱۰۲- کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون قسمت ششم: محاوراتِ پایانی | محاوراتِ منطقی #مسعود_زنجانی telegram.me/vivaphilosophy محاوراتِ پایانی: محاوراتِ منطقی «خود افلاطون بهترين منتقد فلسفهٔ افلاطون است» ژان وال محاوراتِ پايانی (دورهٔ پیری) افلاطون را محاوراتِ…Telegram زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی اینستاگرام «زنده باد فلسفه»: instagram.com/vivaphilosophy "فلسفه باید خودِ زندگی، و به سادگیِ خودِ زندگی، باشد؛ اما نه سادهتر." فهرست مطالب کانال: 1. t.me/vivaphilosophy/955 2. t.me/vivaphilosophy/956 3. t.me/vivaphilosophy/957 راه تماس: @massoud4474