۱۰۲- کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون
قسمت ششم: محاوراتِ پایانی | محاوراتِ منطقی
#مسعود_زنجانی
telegram.me/vivaphilosophy
محاوراتِ پایانی: محاوراتِ منطقی
«خود افلاطون بهترين منتقد فلسفهٔ افلاطون است»
ژان وال
محاوراتِ پايانی (دورهٔ پیری) افلاطون را محاوراتِ «انتقادی» نيز مینامند. در اين محاورات افلاطون به نقدِ نظرياتِ فلسفی خود همت گماشته است و گویی خواسته آنها را به شيوهٔ دقيقتر دوباره بررسی كند. در اين نوشتهها گرايش افلاطون به سوی پايههای شناخت و نيز دانش رياضی و همچنين توجه بيشتر به جهانِ محسوس است.
مهمترين محاوراتِ پايانی عبارتند از: «كراتیلوس» (درباره نامها)، «تِئتِتوس» (درباره شناخت)، «پارمنيدس» (درباره ايدهها)، «سوفسطايي» (درباره هستی)، «فيلبُس» (درباره لذت)، «تيمائوس» (درباره طبيعت)، «كريتياس» (درباره آتلانتيس)، «سیاستمدار» (درباره پادشاهی) و «قوانين» (درباره قانونگزاری).
كراتولوس، تِئتِتوس، پارمنيدس، سوفسطایی (سوفيست) و فيلبُس را «محاورات منطقی» میخوانند. امروزه با گسترهٔ فلسفهٔ تحليلی اين محاورات بيش از ديگر محاورات مورد توجهاند. در اينجا تقريباً با شاعر هنرمند و خلّاق وداع میكنيم و با نوشتهای آموزشی، منتها همچنان در شكل گفتگو، سر وكار خواهيم داشت. البته هنری كه در شيوهٔ بيان مطالب به كار میرود، فقدان شكل هنری را جبران میكند.
محاوره تئتتوس نقطهٔ عطفی در مسير اين تحوّل است. تئتتوس بینهايت هيجانانگيز است و به نوعی موفّقترين كار افلاطون در زمينه فلسفهٔ تحليلی ناب محسوب میشود. لايبنيتس آن را ترجمه كرده، باركلی بسياری چيزها بر آن نوشته، و ويتگنشتاين از آن نقلِ قول كرده است. میتوان گفت كراتیلوس مراحل مقدماتی تئتتوس را تشكيل میدهد و اين دو با رشتههای متعدّدی به هم پيوسته اند. دربارهٔ زمان تصنيف كراتیلوس اختلاف نظر فراوان است، چنانکه برخی آن را از محاورات ميانی دانسته اند.
كشاكش آراء متضاد كه طبيعی يك گفتگوی خوب است، عاليترين وجهش در پارمنيدس جلوهگر است. در اين محاوره، سقراط نظريهٔ «ايدهها» (مُثُل) را كه در فايدون بيان كرده بود تشريح میكند، ولی وضعيت او در اينجا نقطه مقابل فايدون است. چنانکه خواننده شگفتزده با خود میگويد: «عجب! اين همان سقراط فايدون است كه اين دفعه به جای اينكه سؤال كننده باشد، بايد جواب پس بدهد.» باری، كسی كه در اين محاوره سقراط را سؤال پيچ میكند، پارمنيدسِ پير (فيلسوف پيشاسقراطی) است. اما سقراط به بيشتر ايرادات او پاسخی نمیدهد. پارمنيدس را میتوان به محاكمهای تشبيه كرد كه پس از بيان ادعانامه مدعی و دفاع متهم، صدور حكم درباره موضوع آن به وقت ديگری واگذار میشود. خيلي از فلاسفه از ارسطو به بعد تصديق كرده اند اشكالات و ايرادات او به نظريه ايدهها بنيانبرانداز است.
پارمنيدس و سوفسطایی دارای مضمون واحد و محتوای به هم پيوسته اند. در واقع، برخی از مسائل كه در پارمنيدس مطرح گشته در سوفسطایی ژرفتر و مفصلتر پژوهش میشود و در هر دو بر اهميت و ضرورت ديالكتيك تأكيد میشود. مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، کتاب مهم خود، یعنی «هستی و زمان» را با اشارهای به رسالهٔ سوفسطایی افلاطون میآغازد.
افلاطون چون پا به پيری گذاشت يك بار ديگر به مضمونهای اخلاقی سقراط برگشت و ديگربار سقراط را سخنگوی اصلی خود نهاد. اين اتفاق در فيلبوس روی داد. موضوع بررسیِ اين محاوره «خير اعلی» است و از يك سو، اشاراتی به پارمنيدس دارد و از سوی ديگر راه را برای تيمائوس میگشايد؛ چنانکه با طرح مسألهٔ لذت، از يك سو، انديشههايش در پايان جمهوری را پی میگيرد و از سوی ديگر، مقدمهای است برای بحثی كه در همين باب، در واپسين رسالهاش، «قوانين»، پيش میكشد.
@vivaphilosophy
Post #612
1.84K
زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی ۱۰۱ـ کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون قسمت پنجم: محاوراتِ میانی | محاورات کمال #مسعود_زنجانی telegram.me/vivaphilosophy محاوراتِ میانی: محاوراتِ کمال «من در ايدهآليسم افلاطون تعبير ابتدایی فلسفه ديالكتیکی خودم را میبينم» هگل چهار محاورهٔ فايدون، مهمانی…Telegram زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی اینستاگرام «زنده باد فلسفه»: instagram.com/vivaphilosophy "فلسفه باید خودِ زندگی، و به سادگیِ خودِ زندگی، باشد؛ اما نه سادهتر." فهرست مطالب کانال: 1. t.me/vivaphilosophy/955 2. t.me/vivaphilosophy/956 3. t.me/vivaphilosophy/957 راه تماس: @massoud4474