۱۰۱ـ کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون
قسمت پنجم: محاوراتِ میانی | محاورات کمال
#مسعود_زنجانی
telegram.me/vivaphilosophy
محاوراتِ میانی: محاوراتِ کمال
«من در ايدهآليسم افلاطون تعبير ابتدایی فلسفه ديالكتیکی خودم را میبينم»
هگل
چهار محاورهٔ فايدون، مهمانی (ضيافت)، فايدروس، و جمهوری از محاورات ميانی (دوره ميانسالی) افلاطون را محاورات «كمال» (پختگی) مینامند. نظريهپردازی و مفهومسازیهای خلّاقانهٔ افلاطون دربارهٔ مقولاتی مانند «عشق»، «ايدهها» (مُثُل/صُوَر)، «ديالكتيک»، «فيلسوف شاه» و... موجب شده است كه آنها هميشه با نام افلاطون و يا وصف افلاطونی در تاريخِ فلسفه همراه باشند.
برخی نيز رسالههای کمال را به طور خاص «كلاسيك» ناميدهاند؛ چرا كه اين آثار به جهت علو و غنایی كه در آنها است بيش از محاورات ديگر مورد الهام و اقتباس نويسندگان ادوار بعدی قرار گرفتهاند. چنانکه سيسرون (ق.م. ۴۳ ـ ۱۰۶)، فيلسوف و خطيب رومی، رسالهای را به صورت جمهوری و مندلسون (۱۷۸۶ ـ ۱۷۲۹)، فيلسوف آلمانی محاورهای را با الهام از فايدون نگاشته است. ياسپرس میگويد:
"نوشتههای كلاسيکْ فلسفهٔ افلاطون را در هماهنگی همه انديشههايش و در ارتباط كامل آنها با يكديگر و در ژرفای واحد نمايان میسازند."
موضوع اصلی فايدون «روح» و ناميرایی آن پس از جدایی از كالبد تن است. اين محاوره گفتگویی است كه سقراط در واپسين ساعتهای حيات خود در زندان داشته است. شاید هيچ يك از محاورات افلاطون به لحاظ ارزشِ هنری ـ فلسفی با فايدون قابل قياس نباشد.
در مهمانی و فايدروس سخن از «عشق» و «زیبایی» به ميان میآيد. البته در «لوسيس» از محاورات جوانی افلاطون، و در «قوانين» از محاورات پايانی او نيز درباره عشق و دوستي سخن رفته است. مهمانی يكي از زيباترين محاورات افلاطون است. در اين محاوره شوخی و جدی، بلاغتِ ظاهر و دقّت فكر، شاعری و حكمت، همه و همه، به هم آميخته است. میتوان گفت افلاطون در مهمانی بيش از همهٔ آثارش، خودش است. او در اينجا نه به سان محاوراتِ جوانی، فيلسوفی صرفاً سقراطی است و نه به سان برخی محاورات پايانی، پيرو نظريه اورفهای و فيثاغوری.
فايدروس موقعيتی يگانه دارد؛ هم از شادابی جوانی سرشار است و هم ژرفای فلسفی را به كمال دارد. اين رساله، از يك سو، با طرح موضوع «زيبایی» و پيوند آن با عشق، با مهمانی پيوند دارد و از سوی ديگر، با طرح دليل تازهای برای ناميرایی روح، فايدون را تكميل میكند.
جمهوری شاهكار افلاطون است. كار روزگار پختگی و برومندی وی، و فرازگاه توانایی او است. اين محاوره شامل ده كتاب با محور موضوعی بنيادی در سياست، يعنی «عدالت»، است. در كتاب اول جمهوری (تراسیماخوس) برای تعريف «عدالت» كوشش شده است. بيشتر افلاطونشناسان اين كتاب را به دورهٔ انتقال نسبت میدهند. دركتابهای بعدی (دوم تا دهم) بحث بسط پيدا میكند و به تدريج پيچيده و پيچيدهتر میشود تا آنجا كه همه وجوه پختهترين انديشههای نظری افلاطون را در برمیگيرد و در آخر به بنيادگذاری و وصف «آرمانشهر» (مدينهٔ فاضله) افلاطونی منتهی میشود. او در دوره بعدی عمرش نيز دو محاورهٔ ديگر (سیاستمدار و قوانين) در باب سياست تحرير كرد. ابن رشد تفسيرگونهٔ مختصری بر جمهوری نوشته است. متن عربی آن تاكنون يافت نشده، و تنها ترجمهٔ لاتين و عبری از آن موجود است.
در دورهٔ معاصر، نظرات سياسي افلاطون، از سوی مورخان و فيلسوفان سياسی، با انتقادات فراوان و واكنشهای تندی مواجه شده است. در رأس همهٔ این منتقدان جدّی، كارل پوپر، فیلسوف اتریشی ـ انگلیسی (۱۹۹۴ ـ ۱۹۰۲)، جای دارد كه افلاطون را با هگل و ماركس در يك رديف قرار میدهد و او را دشمن دموكراسی يا به عبارت خودش دشمن «جامعهٔ باز» قلمداد میكند.
@vivaphilosophy
Post #611
1.71K
زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی ۱۰۰ـ کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون قسمت چهارم: محاوراتِ میانی | محاورات انتقال #مسعود_زنجانی telegram.me/vivaphilosophy محاوراتِ میانی: محاوراتِ انتقال «افلاطون هم آغاز فلسفه است و هم پايان آن» كارل ياسپرس محاورات ميانی افلاطون (دورهٔ ميانسالی)، طولانیتر،…Telegram زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی اینستاگرام «زنده باد فلسفه»: instagram.com/vivaphilosophy "فلسفه باید خودِ زندگی، و به سادگیِ خودِ زندگی، باشد؛ اما نه سادهتر." فهرست مطالب کانال: 1. t.me/vivaphilosophy/955 2. t.me/vivaphilosophy/956 3. t.me/vivaphilosophy/957 راه تماس: @massoud4474