۹۹ـ کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون
قسمت سوم: محاوراتِ جوانی
#مسعود_زنجانی
telegram.me/vivaphilosophy
محاوراتِ جوانی: محاورات محاکمه و محاورات تعریف
«تاريخ فلسفه پس از افلاطون تنها حاشيهای بر فلسفهٔ او است»
آلفرد نورث وايتهد
در دهههای اخير، پس از نزدیک به دو قرن مطالعات و تحقيقاتِ ادبی، تاريخی، و زبانشناختی دربارهٔ محاوراتِ افلاطون، یک اتّفاق نظری نسبی دربارهٔ تمایزگذاری میانِ محاوراتِ اصيل (حداقل ۲۳ محاوره) و محاوراتِ غيرِ اصيل، و همچنين زمانِ تصنيف هر يك از آنها حاصل شده است. پژوهشگران، به طور متعارف، محاورات افلاطون را به سه دوره «نخستين»، «ميانی» و «پسين» تقسيم میكنند كه مرز ميانشان بر اساس ملاكهای مختلف (مانند درجهٔ اهميت حضور سقراط يا تحليل سبك نگارش يا موضوعات فلسفی) تعيين میشود. البته توافق مطلق بر سر اينكه در هر دوره، كدام محاوره زودتر و كدام ديرتر نوشته شده هنوز وجود ندارد.
افلاطون در محاورات هر سه دوره، بيشتر افكار خود را از زبان سقراط بيان میكند و از اين رو، به یک معنا، بايد تمامی محاورات او را محاوراتِ سقراطی ناميد. اما محاوراتِ نخستين (دورهٔ جوانی) را بايد «محاوراتِ سقراطی»، به معنای اخصّ كلمه، خواند. در اين محاورات، افلاطون تحت تأثير شديد سقراط است. در واقع، افلاطون در این محاورات، مسائل مورد علاقهٔ سقراط ـ يعنی مسائل بسيار وسيع اخلاقی ـ را مطرح و به شيوهٔ خود او دربارهٔ آنها بحث میكند. گویی افلاطون زبانِ سقراط و سقراط روانِ افلاطون است.
محاوراتِ سقراطی غالباً بدون هيچ نتيجهٔ قطعی پايان میيابند. به عبارت ديگر، «نمیدانمِ» سقراط ويژگی اصلی اين محاورات است و او در اين نوشتهها، همان «خرمگسی» است كه دست از پرسش برنمیدارد. محاورات جوانی بسی شورآميز و شعفانگيز اند و گاه به مرز شعر غنایی میرسند.
مهمترين محاورات جوانی عبارت اند از: «آپولوژی» (دفاعيهٔ سقراط)، «كريتون» (دربارهٔ تكليف)، «اوثوفرون» (دربارهٔ دینداری)، «لاخِس» (دربارهٔ شجاعت)، «لوسيس» (دربارهٔ دوستی)، «خارميدس» (دربارهٔ اعتدال)، «هيپياس بزرگ» (دربارهٔ زيبایی)، «هيپياس كوچك» (دربارهٔ دروغ) و «ايون» (دربارهٔ شعر). شش محاوره اخير را «محاوراتِ تعريف» مینامند. زيرا سقراطِ تاریخی معتقد بود که «معرفت» كليدِ دروازهٔ «فضيلت» و «سعادت» است و معرفت نسبت به هر چیزی نيز با جستجوی «تعريف» به دست میآيد.
آپولوژی و كريتون مربوط به دفاع از حیاتِ سقراط و تجديد خاطر رفتار او در حين محاكمه و پس از آن است. محاورهٔ اوثوفرون، از نظر تاريخی، پلی ميان دو محاورهٔ اول و «محاوراتِ تعريف» است و موضوع آن با «اتهام بیدينی» كه به سقراط زده اند، ارتباط پيدا میكند.
سه محاورهٔ پيشگفته (آپولوژی، كريتون و اوثوفرون) و محاورهٔ «فايدون» را اصطلاحاً «محاوراتِ محاكمه» مینامند. زيرا فايدون نيز همانند آنها اطلاعاتی را در باب لحظاتِ آخر عمر سقراط در اختيار مینهد. اما از آنجا که موضوع فلسفی و شيوهٔ بحث فايدون به اندازهای متفاوت است، آن را با دستهٔ بعدی محاورات، یعنی «محاورات ميانی»، سازگارتر میسازد.
افلاطون در اين چهار محاوره قصد دارد بر خواننده آشكار سازد كه سقراط مرگ را چگونه میبيند و چشم در چشمِ مرگ زندگی بر او چگونه مینمايد و در پايان كار چگونه از عهده امتحان بر میآيد. در واقع، اين محاورات سقراط را همچون آزادمردی خردمند جلوهگر میسازند كه تا دم مرگ در دفاع از حقایق و ارزشها استوار میماند و آنگاه با استقبال از مرگ نیز به گونهای بس فراتر آن حقایق و ارزشها را مبرهن میسازد.
@vivaphilosophy
Post #609
1.95K
زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی ۹۸ـ کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون قسمت دوم: محاوراتِ افلاطون #مسعود_زنجانی telegram.me/vivaphilosophy محاوراتِ افلاطون «حقيقت با دو تن آغاز میشود» فردريش نيچه افلاطون در نگارشِ فلسفی يا بيانِ مكتوب انديشههایِ خودْ سبک و شیوهٔ خاصی را برگزيد. چنانکه…Telegram زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی اینستاگرام «زنده باد فلسفه»: instagram.com/vivaphilosophy "فلسفه باید خودِ زندگی، و به سادگیِ خودِ زندگی، باشد؛ اما نه سادهتر." فهرست مطالب کانال: 1. t.me/vivaphilosophy/955 2. t.me/vivaphilosophy/956 3. t.me/vivaphilosophy/957 راه تماس: @massoud4474