۹۸ـ کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون
قسمت دوم: محاوراتِ افلاطون
#مسعود_زنجانی
telegram.me/vivaphilosophy
محاوراتِ افلاطون
«حقيقت با دو تن آغاز میشود»
فردريش نيچه
افلاطون در نگارشِ فلسفی يا بيانِ مكتوب انديشههایِ خودْ سبک و شیوهٔ خاصی را برگزيد. چنانکه تمامی رسالههای وی در قالب «ديالوگ» (محاوره / مکالمه / همپُرسه) نگاشته شدهاند؛ حتّی «آپولوژی» (دفاعيهٔ سقراط در دادگاه) نيز ساختارِ گفتگویی دارد. میتوان گفت «گفتگو» یا «ديالوگ»، در وهلهٔ نخست، بخشی از برداشت افلاطون از سرشتِ اندیشهٔ فلسفی است، و در وهلهٔ بعد، بخشی از اصالتِ ادبيِ او است. برای فهم این نکته کافی است در نظر داشته باشیم که افلاطون از «اندیشه» به «گفتگوی خاموش آدمی با خویش» تعبیر میکند.
چنانکه در یادداشت پیشین گفته شد، از نظرِ افلاطون، انتقال حقايقِ عالیِ فلسفی به وسيله زبان و كلمات، اساساً امكانپذير نيست، اما باید افزود، افلاطون باور دارد که امكان ظهور مراتبی از اين حقايق، در «بيانِ شفاهی» (شيوهٔ سقراطی) و سپس مكتوباتی كه در قالبِ «گفتگو یا محاوره» عرضه میشوند وجود دارد. بنابراین، «گفتگو» تنها شكل ظاهری نوشتههای افلاطون نيست، يعنی چنين نيست كه فلسفهٔ افلاطون و محتوای اندیشگیِ آن، به اَشكال و فُرمهای گوناگون قابل بيان بوده، و افلاطون از آن ميان، تنها بر حسب اتّفاق يا به حكم سليقهٔ شخصی شكل و فرم «گفتگو» را انتخاب كرده است. باری، «گفتگو» عنصر ضروری فلسفه افلاطون است كه به واسطهٔ آن ظرفی برای انديشيدن دربارهٔ اندیشههای «ديگری» فراهم میآيد.
کارل ياسپرس، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، از منظری دیگر، فرم و ساختار محاورات افلاطون را تفسیر میکند که میتواند بسیار تأمّلانگیز و روشنگر باشد:
"افلاطون در محاورات، فلسفهٔ خود را از زبان سقراط بيان میكند كه گویی آن فلسفه زادهٔ انديشه سقراط است، و بدين سان اصيلترين متفكّر جهان از نشاندادنِ اصالت خويش چشم میپوشد. چنين مینمايد كه تكليفی كه فلسفه بر گردن آدمی مینهد سنگينتر از آن است كه خود را فيلسوف بخواند. افلاطون تنها تا آنجا پای پيش مینهد كه ديگری را فيلسوف بخواند و دوست بدارد، نه خود را؛ چنانكه كانت آماده نيست نام فيلسوف بر خود نهد."
اگر چه در اكثر محاورات، زمام سخن را سقراط در دست دارد؛ اما شركتكنندگان ديگر نيز بسياری از نظرگاهها را بيان میكنند و اينگونه حتّی شخص سقراط، چهرهای جزمی و حقبهجانب به خود نمیگيرد. این ویژگی در محاوراتی که ناقدان «محاوراتِ پایانی» مینامند بیشتر به چشم میخورد. در محاورهٔ «قوانين»، نامی از او به ميان نمیآيد و در محاورات «پارمنيدس»، «سوفيست» و «سياستمدار»، نقش اصلی را ديگران ايفا میكنند.
قديمیترين محاورات احتمالاً اندكی پس از مرگِ سقراط نوشته شدهاند، و واپسین آنها، «قوانين»، با مرگ افلاطون ناتمام ماند. عناوين هر محاوره عمدتاً از نام يكی از شركت كنندگان در آن، برگرفته شده است. اما، به طور معمول، برای هر یک از محاورات افلاطون، یک عنوانِ فرعی هم اعطا کردهاند تا معلوم شود هر محاوره بیشتر وقفِ بررسی كدام مسألهٔ فلسفی است؛ مثلاً «فایدون» با عنوانِ «دربارهٔ جاودانگی» و «فایدروس» با عنوانِ «دربارهٔ زیبایی» همراهی میشود.
خصلتِ دراماتيك محاورات افلاطون شگفتانگيز است و میتوان گفت در سراسر ادبيات يونان، برای آنها، همپایه و همسنگی، از لحاظ رفعت و اصالت و جذّابیت، نمیتوان يافت. برای دريافتن هر محاورهٔ افلاطون، بايد همهٔ محاورات را فهميد و هر رساله را چون عضوی از تمام آثار افلاطون تلقّی كرد.
@vivaphilosophy
Post #608
2.53K
زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی ۹۷ـ کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: افلاطون قسمت اول: آثار افلاطون #مسعود_زنجانی telegram.me/vivaphilosophy آثار افلاطون «افلاطون فلسفه است و فلسفه افلاطون» (امرسن) افلاطون، فيلسوف نامدار يونانی (ق.م. ۳۴۷ - ۴۲۷) حقيقتِ گفتهشده را بر حقيقتِ نوشتهشده برتری…Telegram زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی اینستاگرام «زنده باد فلسفه»: instagram.com/vivaphilosophy "فلسفه باید خودِ زندگی، و به سادگیِ خودِ زندگی، باشد؛ اما نه سادهتر." فهرست مطالب کانال: 1. t.me/vivaphilosophy/955 2. t.me/vivaphilosophy/956 3. t.me/vivaphilosophy/957 راه تماس: @massoud4474