۹۶- روشهایِ آشنايي با فلسفۀ غرب
مسعود زنجانی
@vivaphilosophy
ريچارد كريل میگويد: «براي آشنايي با فلسفۀ غرب، سه روش مرسوم است:
🔸 روش اول، تمركز بر انديشمندان يونان باستان، خصوصاً سقراط، افلاطون و ارسطو است، كه فلسفۀ غرب را بنيان نهادند. از آنجا كه بقيۀ تاريخ فلسفه بر انديشۀ يونانيانِ باستان بنا میشود، اين رويكرد مبنای درستی را براي دانشجويان فراهم ميآورد تا به مطالعات بيشتری در فلسفه بپردازند. با اين وجود، برخي دانشجويان كه احتمال نميدهند دورۀ درسي ديگري را در فلسفه بگذرانند يا مطالعات بيشتري در اين زمينه داشته باشند، اين رويكرد را رضايت بخش نمييابند، زيرا از انديشمندان بسياري غفلت ميشود. اين روش را ميتوان «يونانمحور» ناميد.
🔸 روش دوم براي آشنايي دانشجويان با فلسفه، مروري بر تمامي تاريخ آن است. در اين روش آنها ميتوانند در مورد بيشتر بزرگان فلسفۀ غرب نکاتی را بياموزند. اين سير از يونان باستان آغاز ميشود، اما به سرعت به ادوار بعدي و انديشمندان ديگر ميرسد؛ انديشمنداني نظير آگوستين، آنسلم، آكويناس، دكارت، اسپينوزا، لايب نيتس، پاسكال، لاك، باركلي، هيوم، روسو، كانت، هگل، ماركس، كيركگور، نيچه، ويتگنشتاين، وايتهد، و سارتر. اين روش در فراگيري فلسفه فوقالعاده است، زيرا فلسفه، به معناي واقعي كلمه، گفت وگوي ۲۶۰۰ ساله ميان افراد و نسلها است. بهترين كار براي دريافتنِ منطقِ اين گفت و گو، از نقطۀ آغاز خود، در حدود ۶۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح، تا به امروز، اين است كه خود در جريان اين گفت وگو وارد شويم. با اينهمه اين رويكرد براي برخي افراد رضايتبخش نيست، زيرا به امور مورد علاقۀ آنها، يعني تفكر و بحث در باب مسايل فلسفي، نميپردازد. اين روش را ميتوان «تاريخي» و يا «فيلسوفمحور» خواند.
🔸 به نظر كريل، سومين و پر طرفدارترين روش براي آشنايي با فلسفۀ غرب، رويكرد «مسألهمحور» است. رويكرد سالهمحور در صدد تشخيص و تبيين مسايل فلسفي و تلاش براي حل آنها است. مسايلي كه با موضوعاتي نظير خدا، حقيقت، اخلاق، آزادي، ذهن و مانند آن سر وكار دارند. البته هنگامي كه استاد ميخواهد در باب اين مسايل بحث كند، از بسياري از فلاسفه بزرگ نام ميبرد و آرا و نظرات آنها را شرح ميدهد و با اين كار به دانشجو كمك ميكند كه با برخي مسايل فلسفي آشنا شود و خود براي حل آنها تلاش كند. به طور خلاصه، اهداف اصلي استاد در اين روش عبارتند از: آشنا كردن دانشجويان با برخي از بنياديترين مسايل در فلسفه، نشان دادن راه حلهاي گوناگون براي آن مسايل، درگير كردن افراد براي ارزيابي اين راه حلها، و در نهايت اينكه در باب هر يك از اين مسايل افراد خود تصميم بگيرند و نظرگاهي را شخصاً اختيار كنند.
🔸 روشن است روشهاي آشنايي با فلسفه غرب به روشهايي كه ريچارد كريل برشمرده است، محدود و منحصر نميشود و بدين منظور به روشهاي ديگري نيز ميتوان اشاره كرد. براي نمونه ميتوان از روش «شاخه محور» یا «زمینهمحور» ياد كرد كه به اعتقاد برخي، از روشهاي پيشگفته كارآمدتر است. دانشجويان در روش شاخهمحور، از طريق آشنايي با شاخههاي مختلف ـ كه به استعاره ميتوان آنها را «جغرافياي فلسفه»، ناميد ـ با فلسفه غرب آشنا ميشوند؛ شاخههايي نظير متافيزيك، معرفتشناسي، فلسفه منطق، فلسفه زبان، فلسفه ذهن، فلسفه علم، فلسفه دين، فلسفه اخلاق، فلسفه سياسي، فلسفه حقوق، فلسفه تاريخ، فلسفه هنر، و... .
🔸 همچنین، روش پنجمی را میتوان به میان آورد که در آن «جنبشها، سنتها و مکتبهای فلسفی» محور آشنایی باشد، که به طور کلی میتوان آن را روش «جریانمحور» نامید.
🔸 در زبان فارسي از ميان تمامي اين روشها تنها براي روش تاريخي (فيلسوفمحور) ميتوان منابع درخوري يافت. متأسفانه براي روشهاي ديگر آشنايي با فلسفۀ غرب (يونانمحور، مسألهمحور، شاخهمحور، جریانمحور و ...) منابع اندكي وجود دارد و شايسته است بدين منظور، كتابهاي بيشتر و بهتري تأليف و ترجمه شود.
🔸 در پايان، براي علاقهمنداني كه قصد دارند با روش تاریخی یا فیلسوفمحور و با تكيه بر منابع فارسي با فلسفۀ غرب آشنايي پيدا كنند، يك سير مطالعاتي در این باب پيشنهاد ميشود.
🔸 گفتني است، اگر چه اين نوشتار، در درجۀ نخست، قصد ارزيابي و داوري در باب اين منابع را نداشته، با اينهمه، بايد اذعان كرد منابعي كه از نظر نگارنده، از ساختار و محتواي تأليفيِ قابل دفاع تري برخوردار بوده و همچنين از حيث جامعيت و ترجمه هم كاستي عمدهاي در آنها نبوده، به عنوان «منابع اصلي» قلمداد شدهاند. از سوي ديگر، منابعي كه به جهت «تأليف» يا «ترجمه» ضعفي آشكار داشته، يا به لحاظ تاريخي جامع نبوده و يا منابعي كه در حال حاضر دسترسي به آنها براي مخاطبان دشوار بوده، به عنوان«منابع فرعي» ذكر شده اند.
ادامه 👇
telegram.me/vivaphilosophy
Post #594
3.18K