☄نامهای پس از مرگ (تٲملی دربارهٔ «مرگ» و «زندگی»)☄
✨گاهی تنها مرگ است که سکوت را درهم میشکند و امکانِ سخن دربارهٔ زندگی را مهيّا میسازد.
✨«پوسيدن يا روييدن؟ مسأله اين است!» در فقدانم، اگر چه هر دو ممکن است، اما من میگويم دشوار را برگزينيد. روييدن بايد، نه پوسيدن! شکوفيدن بايد، و نه پژمردن و فِسردن! روييدن يعنی از خاکِ مرده، برای خود و ديگران، کيميای زندگی پروريدن.
✨«گريستن يا نگريستن؟ مسأله اين است!» در حرمانم، اگر چه هر دو ممکن است، اما باز میگويم دشوار را برگزينيد. نگريستن بايد؛ نه گريستن! انديشيدن بايد؛ و نه رنجيدن و موييدن! نگريستن يعنی به ديگری چشم گشودن و فرديت و وضعيتِ رنجزای او را در زندگی دريافتن.
✨«بودن يا نبودن؟ مسأله اين است!» در فراقم، به جای آنکه مُدام به بودن يا نبودنم پس از مرگ بيانديشيد، اندکی به بودن يا نبودنم پيش از مرگ بيانديشيد. مسألهٔ سترگ بودن يا نبودن را بايد در افقِ زندگی و نه در فراسوی آن پرسيد.
✨آدمی با درک نشدن هستیاش نيست میگردد و میميرد؛ چنانکه با ادراک، جان میگيرد و احياء میشود. باری، «بودن همان ادراک شدن است». اين قانون همیشه در زندگی انسانی پابرجا است: «هرکس تا بدان حد موجوديت دارد که درک میشود؛ فکر میشود». پس بهتر است بگوييم: «من فکر میشوم، پس هستم»
✨مرگ بدترين اتفاقی نيست که میتواند در زندگی آدمی رخ دهد؛ چيزهايی بسی مهمتر از خودِ زندگی را نيز میتوان در زندگی از دست داد. آری! چه حقير است مرگِ زندگی در برابر مرگِ عشق
✨مرگِ عشق مرگِ زندگی است، اما عشق به مرگ، همچون مرگِ از عشق، تولّدِ زندگی است.
✨هيچ چيز، حتّی مرگ، عليه زندگی نيست. همه چيز، چه رنج و چه لذت، چه اندوه و چه شادی، چه جوانی و چه پيری، چه بيماری و چه سلامت، همه و همه، سربازان و کارگزاران زندگیاند.
✨مرگ انديش باشيد! اما به مرگ هم در نسبتش با زندگی بيانديشيد. آخَر از زندگی چه میدانيد که بخواهيد از فراسويش بدانيد. مرگانديشی بايد شما را به همين زندگیِ اينجایی و اکنونی فراخواند، نه آنکه همين نقدِ موجود را بازستاند.
✨زندگی جز رقصِ شادمانه بر رنجهای زندگی نيست. زندگی کنيد بیآنکه چيزی عشق، شادی، انديشه و آزادی را از شما سلب کند.
✨شايد روزی بر ناباوران نيز آشکار شود که بی اينها راهی به سوی رستگاری نيست و آنگاه آنها نيز به شما بپيوندند و برای جبران آنچه فروگزار کردهاند، بيشتر انسان را دوست داشته باشند؛ بيشتر شادمانی را بگسترانند؛ بيشتر از همه رنجِ عشق را بچشند و اندوه ديگری را دريابند؛ انسان را رنج کِشند و رنجش را به شادمانی مبدّل سازند.
نویسنده: مسعود #زنجانی
متن کامل این نوشتار👇
✨ → goo.gl/XWvODB
✨ →@vivaphilosophy
Post #441
229