☄تٲمّلی دربارهٔ پیوند «هستی» و «نیستی» و «هنرِ تنهایی»☄
✨ تجربهٔ نیستی انسان را هست میکند.
✨ تنها آنکس که تنهایِ تنها است، میتواند صدای خویش را بشنود و چشمانِ منتظرِ خود را ببیند. تنها آنکس که به پایان رسیده، میتواند بیآغازد. تنها آنکس که دیوانگی را چشیده، دارای فرزانگی است. و تنها آنکس که مرگ را میرانده، یارای زندگی است.
✨ قلبی که بیقرار میگردد، نبضش باز نمیایستد، ضربانش تندتر میشود، و ضربهها و زخمههایش را کوبندهتر و بُرّندهتر میزند و مینوازد تا زندهبودن را در تو احساس کند.
✨ فریادی که از اعماقِ سکوت میآید، شنیده نمیشود، اما گوشی میگردد که دیگر نالهها و فغانها را میشنود.
✨ آتشی که با تردید و ایمان لرزنده و فروزنده میشود، صحرا را گلستان میکند. خاکی که بر او شرابِ یار افشانده میشود، مردگان را رقصان میکند. آبی که به وضوی جان آکنده و متبرّک میشود، جماد را حیوان میکند. هوایی که با عشق آغشته و تازه میشود، خیال را خرامان میکند. خونی که با خِرد آمیخته میشود، خاطر را شادان و خندان میکند.
✨ آتشِ جانِ عاشق، اگر خاموش شود، از خاکسترش ققنوسی زاده میشود که زبانش، با دوصد زبانه آتش، جهان را در شش جهت میسوزاند و عالَم و آدم را از نو میسازد.
✨ تجربهٔ تنهایی انسان را عاشق میکند.
نویسنده: مسعود #زنجانی
متن کامل این نوشتار👇
✨ → goo.gl/XQrBry
✨ →@vivaphilosophy
Post #435
298