85 ـ کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: پیشاسقراطیان
قسمت سوم: تأثیراتِ پیشاسقراطی
#مسعود_زنجانی
@vivaphilosophy
تأثیراتِ پيشاسقراطی
پيشاسقراطيان، پيش از چند سدهٔ اخير، هماره، تحتِ نفوذ سنگين و آوازهٔ بلندِ فيلسوفانی مانند سقراط، افلاطون، ارسطو و مكاتب فلسفی پساارسطويی، مانند رواقيان، اپيکوريان و نوافلاطونيان، مغفول واقع شده بودند. گذشته از اينكه مداركِ مستند از پيشاسقراطيان بسيار پراكنده و ناچيز بوده است، اينكه آنها فلسفههايي نظاممند يا مستعد نظاممندی به شيوهٔ افلاطون، ارسطو و نوافلاطونيان نداشتند، در اين جهت مؤثّر بوده است.
از سوی ديگر، با نهضتِ رنسانس و آغاز عصر جديد که انديشوران اروپايی به اعصار طلايی تمدن خود، يعنی يونان و روم باستان، رغبت نشان دادند و به بازخواني آثار فرهنگی آن دورهها پرداختند، همچنان گويی برای آنها، به سان سدههای ميانه، فلسفهٔ پيشاسقراطی در نسبت با فلسفههای افلاطون، ارسطو و پساارسطويی آنچنان جذابيّتی نداشت. شايد مونتني، در ميان متفکّران اين دوره، استثناء باشد.۱
رمانتيكهاي آلماني نخستين كسانی بودند كه در فلسفهٔ جديد، كار پژوهش در انديشههای پيشاسقراطي را بر عهده گرفتند. در واقع دو فيلسوف آلمانی، هگل و شلايرماخر، بودند كه باب تحقيق و تفسير در اين حوزه را گشودند. نه تنها پژوهش تاريخی در فلسفهٔ كلاسيك از هگل آغاز ميشود، بلكه همسخنی با پيشاسقراطيان نيز كه همواره بايد از سر گرفته شود و هرگز پايانپذير نيست، از او سرچشمه ميگيرد.۲
چنانکه گفته شد گشوده شدن راه بررسی انديشهٔ پيشاسقراطيان مرهونِ مساعیِ دانشور و متفكّر بزرگ ديگر، الاهيدان نامدار و مترجم آثار افلاطون به آلماني، فريدريش شلايرماخر بود. او براي نخستين بار قطعاتی از هراكليتوس را جمعآوری و تفسير كرد. اينچنين بود كه به تدريج ارزش و اهميت پيشاسقراطيان آشكار شد و آراء و افكار آنها مورد مطالعه و ارزيابی جدّی قرار گرفت و بسياري از فلاسفهٔ بزرگ به طور مستقل كتاب و رسالهای را به تحقيق و پژوهش دربارهٔ انديشههای اين فيلسوفان اختصاص دادند.
در اين ميان، نيچه و هايدگر در انديشهٔ پيشاسقراطيان بيشترين عمق و اصالت را در تمام سنّت فلسفی مغرب زمين مشاهده کردند و در انديشهٔ خود، بالاترین مزلتِ فلسفی را برای آنها قائل شدند. ماركس نیز رسالهٔ دكترای خود را به مقايسه اختلافهای فلسفی دموكريتوس و اپيكور اختصاص داد.۳ ياسپرس و گادامر نيز در انديشهٔ خود برای پيشاسقراطيان جايگاهی محوری قائل شدند.
البته مطالعات و تحقيقات پيشاسقراطي تنها به سنّت به اصطلاح اروپای قارّهاي منحصر و محدود نمیشود. چنانچه لانگ مينويسد: «دو تن از پرنفوذترين فيلسوفانِ عصرِ ما، هايدگر و پوپر، به نخستين فيلسوفانِ يونان بازگشت كردهاند؛ اگرچه هر كدام با روششناسیها و دغدغههای از بيخ و بن متفاوتی به آنها نقب زدهاند.»۴
پيش از پوپر، وايتهد و راسل نيز به اين فيلسوفان پرداخته بودند. راسل هم در مبانی رياضيات و هم در علم ما به جهان خارج به پارادوکسهای زنون الئایی (490 تا430 ق م) علاقه فراوان نشان داده است. وی همچنين در تاريـخ فلسفهٔ غرب برای فيثاغورس و دموکرتيوس ارزش والایی قائل شده است.
telegram.me/vivaphilosophy
Post #371
3.44K
زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی 84 ـ کلاسیکهای فلسفهٔ کلاسیک: پیشاسقراطیان قسمت دوم: تمهیداتِ پیشاسقراطی مسعود #زنجانی @vivaphilosophy تمهیداتِ پيشاسقراطی درك و فهم عميق از سنّت «فكری ـ فلسفی» پيشاسقراطی منوط به تحقيق و پژوهش پيرامون سنّت «شعری ـ اسطورهای» ماقبلِ آن است. به سخن…Telegram زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی اینستاگرام «زنده باد فلسفه»: instagram.com/vivaphilosophy "فلسفه باید خودِ زندگی، و به سادگیِ خودِ زندگی، باشد؛ اما نه سادهتر." فهرست مطالب کانال: 1. t.me/vivaphilosophy/955 2. t.me/vivaphilosophy/956 3. t.me/vivaphilosophy/957 راه تماس: @massoud4474