TGViewer
زنده ‌باد فلسفه! | مسعود زنجانی زنده ‌باد فلسفه! | مسعود زنجانی @vivaphilosophy · 4.84K subscribers
Post #363 3.77K
83 ـ کلاسیک‌های فلسفهٔ کلاسیک: پیشا‌سقراطیان
قسمت اول: کلیاتِ پیشا‌‌سقراطی

مسعود #زنجانی

@vivaphilosophy

کلياتِ پيشاسقراطی

به نظر می‌رسد، در ابتدا، نوعی روشنگری لفظی دربارهٔ اصطلاح «پيشا‌سقراطی» (Pre-Socratic) ضرورت دارد. اما از آنجا‌که تعريفی واحد و معيار از اين اصطلاح وجود ندارد، می‌توانيم، برای نمونه، به توضيحی که گاتری، از يوناني‌پژوهانِ معاصر، در ابتدای مدخل «Pre-Socratic» در دايره المعارف پل ادواردز، آورده ‌است، نظري بيفکنيم و از رهگذر آن پيش‌درآمدي را براي بحث بيشتر فراهم کنيم. او مي‌گويد: «پيشا‌سقراطی اصطلاحی است كه عموماً شامل دسته‌ای از متفكّران يونانی مي‌شود كه در حدود سال‌های ۶۰۰ تا ۴۰۰ پيش از ميلاد می‌زيستند و درصددِ يافتنِ اصولی عام برای تبيين کل طبيعت بودند.»۱

اين متفكّران سلسله‌شان از تالس در آغاز سدهٔ ششم ق. م. آغاز می‌شود و تا دموكريتوس در نيمهٔ دوّم سدهٔ پنجم ق. م.، یعنی اندکی پس از مرگ سقراط، ادامه مي‌يابد. در نظرگاه اکثر ناقدان، چنانکه نزد گاتری ديده مي‌شود، آنچه هويت اين متفکران را معيّن مي‌کند، در درجهٔ نخست، تعلّق آنها به نوعی گرايش فکری است و سپس تعلّقشان به يک محدودهٔ زماني. از همين رو است که تقريباً در تمامی گزارشهای تاريخی، دموكريتوس که به لحاظ تاريخی متأخر از سقراط است، در زمرهٔٔ فيلسوفان پيشاسقراطي قرار مي‌گيرد، و در نقطهٔ مقابل، در بيشتر گزارش‌ها، «سوفسطائيان» يا همان «سوفيست‌ها»، اگر چه برخی از آنها، مانند پروتاگوراس و گرگياس، حياتشان در اين محدودهٔ زمانی بوده است، به جهت گرايش و علايق فکری متفاوتشان، با عنوان پيشاسقراطی شناسايی نمی‌شوند.

در تاريخ فلسفه، گزارشهای گوناگونی از تعداد پيشاسقراطيان به چشم می‌خورد که مي‌توان گفت فهرستی از اين متفکران نام ده‌ها تن را در بر می‌گيرد. البته نزديک به ۱۵ تن از آنها چهره‌های تاريخی مشهورتری‌ اند که در منابع مختلف نيز غالباً بدان‌ها اشاره می‌شود. در اينجا نيز ما تنها به همين متفکران می‌پردازیم که هم اطلاعات تاريخي و هم ادبياتِ پژوهش در باب آنها از غنای بيشتری برخوردار است.

تفکّر پيشاسقراطي تا به امروز به اشکال مختلفی درک شده است و در نتيجهٔ آن به شيوه‌های متفاوتی نيز روايت شده است. بنا بر يکی از روايت‌هاي غالبِ تاريخي که قدمت آن حداقل به ارسطو بر می‌گردد و رگه‌های آن هنوز نزد مورّخان و مفسّرانی چون گاتری ديده می‌شود، گرايش فکری پيشاسقراطيان «فسلفهٔ طبيعي» يا «طبيعت گرايي» خوانده می‌شود.

مورّخان فلسفه، از نظرگاه‌های مختلف، پيشاسقراطيان را «نخستين فيلسوفان يونان»، «نخستين فيلسوفان اروپایی / غربی» و حتي «نخستين فيلسوفان تاريخ» دانسته‌اند. به نظر می‌رسد اين نظرگاه‌های مختلف، از يک سو، به جهت درک متفاوتشان از واژه و مفهوم «فلسفه»، و از سوی ديگر، به ‌جهت اختلافِ تاريخی در تحليلِ چند و چون اثرپذيریِ «فلسفهٔ يونان» از تمدن‌هاي ديگر، پديد آمده است. برخی از ذاتِ يونانی فلسفه و امتناعِ پيدايش آن در ديگر قلمرو‌های فرهنگی، سخن گفته‌اند و برخی ديگر، در نقطهٔ مقابل، به وامداری و اثرپذيری فراوان فلسفهٔ يونان از فرهنگ‌های مختلفِ آسيايی و آفريقایی اعم از هندی، ايرانی، مصری و ... اشاره کرده‌اند و حتي براي فلسفهٔ آنها ارجمندی و ارزشمندی بيشتری قائل شده‌‌اند.۲

اما آنچه اساساً همهٔ تاريخ‌نگاران و تحليل‌گران فلسفه بر آن اتّفاق نظر داشته‌اند، جسارتی بوده است كه اين فيلسوفانِ نخست، در تفكّر خود نشان داده‌اند. چنانکه كيتو، مورّخ معاصرِ انگليسی، در کتاب مشهوری که دربارهٔ فرهنگ و تمدن يونان نوشته است، دربارهٔ آنها مي‌نويسد:
«گويی برای نخستين بار است كه ذهن بشر پاشنه‌‌اش را ور‌كشيده و به راه افتاده است، آن هم با اعتمادی خيره‌كننده.»۳

معمولاً دلايل افول پيشا‌سقراطيان چنين صورت‌بندی می‌شود: تفکّراتِ «هستي‌شناختی» پيشاسقراطيان با ترديد‌‌های «زبانی ـ معرفت‌شناختی» سوفسطائيان و تٱمّلاتِ «جهان‌شناختی» آنها در برابر پرسش‌های «اخلاقی ـ انسان‌شناختی» سقراط رنگ باخت. يا اينکه گفته می‌شود که با ظهور سوفسطائيان و سقراط «فلسفهٔ نظری» يا «تفکر نظاره‌گرایانه» (تئوریک به معنای یونانی) پيشاسقراطيان جاي خود را به «فلسفهٔ عملی» يا «تفکر فایده‌گرایانه» (پراگماتیک) داد. بنابر اين تبیین، می‌توان گفت که سوفسطائيان و سقراط در عين تقابل و مخالفتِ جدّی با يکديگر، چونان دو تيغهٔ قيچي، بر عليه سنّت فکری پيشاسقراطی اقدام کردند. به عبارتِ ديگر، نزد سوفسطائيان و سقراط، بر خلاف پيشاسقراطيان، ديگر تأمّل و تفکّر ارزش ذاتي و دروني نداشته، بلکه ارزش و اعتبار آن به ميزانِ مفيد بودن آثار و نتايج بيرونی آن در زندگیِ عملی است.

telegram.me/vivaphilosophy
Telegram زنده ‌باد فلسفه! | مسعود زنجانی اینستاگرام «زنده باد فلسفه»: instagram.com/vivaphilosophy "فلسفه باید خودِ زندگی، و به سادگیِ خودِ زندگی، باشد؛ اما نه ساده‌تر." فهرست مطالب کانال: 1. t.me/vivaphilosophy/955 2. t.me/vivaphilosophy/956 3. t.me/vivaphilosophy/957 راه تماس: @massoud4474
More from @vivaphilosophy
  1. Oct 13, 2026💡حافظ ایرانی یا ایران حافظی؟ اگر حافظ فقط یک شاعر ایرانی باشد، اگر تنها یک نام پرافتخار د…
  2. Oct 13, 2026دو جستار به بهانهٔ روز بزرگداشت حافظ #مسعود_زنجانی ۱. حافظ ایرانی یا ایران حافظی؟ https://…
  3. Oct 13, 2026از همین رو، درمانگری حافظ را نباید در نسخه‌های آماده یا تسکین‌های فوری خلاصه کرد. گاهی شعر…
  4. Oct 13, 2026حافظ بیش از آن بزرگ است که در یک نظریه جا بگیرد. او می‌تواند با نیچه وارد گفت‌وگو شود، اما…
  5. Oct 13, 2026این پرسش، امکان خوانشی دیگر را فراهم می‌کند: شاید جهان از آن رو «هیچ» است که نمی‌توان آن ر…
  6. Oct 13, 2026… گاه از خلوت و بی‌نیازی دفاع می‌کند و گاه از فقدان دوست و ضرورت عشق می‌نالد؛ گاه جهان را…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →