☄تأمّلی دربارهٔ «هنر گفتگو» و پیوند «گفتگو» و «بازی»☄
✨ از نظر شیلر، مهمترین ویژگی «بازی» این است که در بازی هیچ شقاق و شکافی میان «علاقهٔ درونی» و «وظیفهٔ بیرونی» انسان وجود ندارد.
✨ از نظر گادامر، «گفتگو یک بازی است»... ساختارِ گفتگو، همانند ساختارِ بازی، زنانه و عاشقانه است.
✨ گفتگو توانِ قمار کردن، ریسک کردن، و دل باختن، و از دست دانِ خود است. گفتگو یک «ماجرا» است.
✨ برای گادامر، «حقیقت برای گفتگو است؛ نه گفتگو برای حقیقت»... حقیقت همان راهِ حقیقت است. «حقیقت همان گفتگو است».
✨ گفتگو، ابزاری برای رسیدن به هیچ هدفی، حتی «حقیقت»، نیست. گفتگو خود هدف است، و بدین معنا، تمام هودگی گفتگو در بی هودگیِ (بی هدفی) آن است.
✨ گفتگو سرنوشتِ انسان است... نهیلیسم، در جدی ترین جلوهٔ خود، «گفتگو فراموشی» است.
✨ دو متفکر باهم، نه «مناظره»، بلکه «مکالمه» (گفتگو) می کنند.
✨ شرطِ گفتگو این است که هر یک از طرفین گفتگو، اولاً، به محدودیت دیدگاه خود باور داشته باشد؛ و ثانیاً، حدّی از حقیقت را نزد دیگری بداند.
✨ گفتگو «پروژه» نیست، بلکه یک «پروسه» است؛ پروسه ای بی آغاز و انجام. گفتگو یک «رخداد» است.
✨ گفتگو یک رنسانس فکری و معنوی است. گفتگو کشفِ دوبارهٔ خود در دیگری است. گفتگو «خود شناسی» است.
✨ هدفِ گفتگو «به هدف نرسیدن» و «همیشه در راه بودن» است.
✨ گفتگو هنرِ «حق به جانب نبودن»، هنرِ «شکست خوردن» است.
نویسنده: مسعود #زنجانی
متن کامل این نوشتار👇
✨ → http://goo.gl/qn7PNL
✨ →@vivaphilosophy
Post #334
186